«ماموریت سری» با نگاهی به نقش قرارگاه نصرت در دفاع مقدس
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، کتاب «ماموریت سری؛ قرارگاه نصرت در جنگ عراق با ایران» توسط محمدمهدی بهداروند نوشته شده و به همت مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس و مجاهدتهای سپاه در ۷۳۶ صفحه و در ۵۰۰ نسخه به چاپ رسیده است.
فصل اول کتاب به تشریح فضای حاکم بر جنگ پس از عملیات بیت المقدس تا عملیات والفجر ۴ اختصاص دارد و فصل دوم توجه به منطقه بکر هور در چارچوب تلاش برای بنبستشکنی در جنگ و همچنین تشکیل قرارگاه سری نصرت پرداخته شده است.
در فصل سوم عملکرد اطلاعاتی قرارگاه نصرت، پیش از عملیات خیبر مورد بررسی قرار گرفته؛ فصل چهارم به بررسی نقش قرارگاه نصرت در آستانه و حین عملیات خیبر اختصاص دارد؛ فصل پنجم شامل فعالیتهای رسمی و علنی قرارگاه نصرت پس از عملیات خیبر است؛ فصل ششم به فعالیتهای این قرارگاه پیش از عملیات بدر اختصاص دارد و فصلهای هفتم تا دهم نیز عملکرد و فعالیتهای قرارگاه در سالهای ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۷ بررسی شده است.
نویسنده کتاب در مقدمه نوشت: در جنگ یکی از مقدمات ضروری و مهم پیش از هر عملیات، شناسایی موانع، استحکامات و محل استقرار دشمن است. در اهمیت این مرحله همین بس که پایهایترین و اساسیترین مرحله عملیات است و موفقیت و شکست آن به طور چشمگیری به این مرحله بستگی دارد. در تاریخ جنگها بارها دیده شده است گروههای کوچک و کمتوان چریکی با استفاده از شناساییهای دقیق، ضربههای موثر و سنگینی به دشمن وارد کردهاند. در مقایل نیز ارتشهای مجهز و قوی به دلیل شناسایی نکردن مواضع دشمن دچار شکستهای سنگینی شدهاند.

وی افزود: به طور کلی میتوان گفت عملیاتهای شناسایی، چشم فرماندهان هستند و اگر نیروهای نظامی بدون شناسایی به مصاف دشمن بروند، همچون افراد نابینا خواهند بود. در تاریخ دفاع مقدس بسیار مشاهده شده است که هر زمان فرماندهان مقدمات و شرایط عملیات را به خوبی فراهم و رعایت کردند، با وجود توان و برتری دشمن، پیروزی نصیب جبهه خودی شد. بر این اساس، شناخت پیشینه و عملکرد قرارگاه سری نصرت در دوران دفاع مقدس اول که نقش بسزایی در پیروزی عملیاتها داشت، کمکهای شایانی به تدوین آن تجربهها و ابتکارها خواهند کرد. بیشک تدوین این مجموعه علاوه بر آنکه از وظایف محوری مجموعههای نظامی به شمار میرود، ادای دینی به شهدای عزیز و گرانقدر آن دوران، به خصوص شهید علی هاشمی، فرمانده قرارگاه نصرت است.
چرا قرارگاه نصرت؟
در پشت جلد کتاب میخوانیم: در آن زمان برای نام گذاری قرارگاه، نامهای زیادی پیشنهاد شد که همگی رد شدند و وقتی نام نصرت آورده شد، گویی این نام از قبل برای قرارگاه انتخاب شده است. علی و باقی افراد با شنیدن نام نصرت گفتند بهترین نام برای قرارگاه در این موقعیت زمانی همین نام است. اتفاقاً در قرآن هم خدای متعال میفرماید «یاایها الذین امنوا ان تنصروا الله ینصرکم و یثبت اقدامکم؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید آگر (آیین) خدا را یاری کنید، شما را یاری میکند و گامهایتان را استوار میدارد. یعنی اگر شما خدا را نصرت دهید، خدا هم شما را نصرت میکند. آن زمان، آقا محسن به عنوان فرمانده جنگ در صدد یافتن معادلهای برای بیرون رفتن از رکود حاکم بود و چه نامی بهتر از نصرت که این کار را عملی سازد. قرارگاه نصرت در بقایای خانههایی در روستای رُفَیع و در مسجد روستا تشکیل شد و شروع به کار کرد. از روز بعد، جلساتی در منطقه رفیع داشتیم. در شروع کار جز خودم که جانشین فرمانده و مسئول اطلاعات عملیات بودم، فقط سه نفر از فعالیت این قرارگاه سری مطلع بودند: علی هاشمی، فرمانده قرارگاه، علی ناصری و حمید رمضانی.
ثبت درست تاریخ دفاع مقدس در عرصه فعالیتهای اطلاعاتی
در پیشگفتار مرکز اسناد، تحقیقات و نشر معارف دفاع مقدس آمده است: دو قرارگاه کربلا و نجف ماموریت داشتند ضمن تامین اهداف، روی پل دوعیجی در شمال نشوه (غرب نهر کتیبان) الحاق کنند و سپس به سوی بصره ادامه عملیات دهند. قرارگاه کربلا باید با عمل از محور زید و چسبیدن به نهر کتیبان برای مسدود کردن منطقه ورودی دشمن در دوعیجی اقدام میکرد. قرارگاه نجف نیز پس از دستیابی به العزیز و القرنه و تصرف جزایر مجنون و الحاق به طلاییه، برای باز کردن جاده طلائیه- نشون که تنها امید برای ادامه عملیات و انتقال نیرو و مهمات بود، اقدام میکرد. یگانهای تحت امر این قرارگاه باید با عبور از طلائیه به سمت نشوه و تامین آن در پل دوعیجی به قرارگاه کربلا (نیروهای ارتش) ملحق میشدند.

قرارگاه نجف برای تصرف اهداف خود پنج قرارگاه فرعی (نصر، بدر، حنین، حدید و فتح) تشکیل داد. قرارگاه دیگری با نام نوح وظیفه ترابری دریایی و پشتیبانی یگانهای عملکننده را بر عهده داشت. آنچه در این میان از ویژگی خاصی برخوردار بود، تشکیل قرارگاه نصرت به فرماندهی علی هاشمی بود که در واقع فراهمسازی مقدمات عملیاتی بزرگ در هور را برعهده داشت و در اوج گمنامی توانست شناساییهای دقیقی از تمام مناطق داخلی هور و خارج از مرز انجام دهد. بنابراین، آشنایی با پیشینه و عملکرد قرارگاه اطلاعاتی نصرت در سالهای ۱۳۶۲ و ۱۳۶۳ که از ابتکارات فرماندهی کل سپاه برای فریب دشمن و ضربه زدن به او در منطقه هورالهویزه بود، ضرورتی انکارناپذیر برای ثبت درست تاریخ دفاع مقدس در عرصه فعالیتهای اطلاعاتی است. (صفحه ۱۹)
حواستان را جمع کنید
دلایل ناکامی جمهوری اسلامی را میتوان در این موارد جستجو کرد: نداشتن شناخت از زمین و دشمن در طرحریزی عملیاتی، انتخاب هدفهای عمقدار که باعث میشد نیروها برای پاکسازی و الحاق در شب با کمبود زمان روبهرو شوند، تکرار تاکتیکهایی از قبیل حمله از جناح، دور زدن و دسترسی به عقبه و عمق دشمن، غرور ناشی از پیروزیهای بزرگ قبلی و کمرنگ شدن نگرش توحیدی در مدیریت جنگ.
موارد مذکور از جمله عوامل موثر در ناکام ماندن نیروهای خودی بودند. این عوامل، به ویژه عامل غرور ناشی از پیروزیهای قبلی و کمرنگ شدن نگرش توحیدی در اداره میدان جنگ، در عدم موفقیت عملیاتها نقش داشت. پس از عملیات والفجر یک در جلسهای که به منظور جمعبندی و بررسی جنگ از آغاز تا سال ۱۳۶۱ صورت گرفت، تمام فرماندهان سپاه بر این عامل تاکید کردند و همه اذعان داشتند در جنگ نابرابر با عراق، مساله اول، ایمان، اخلاص و توحید است. محسن رضایی در این باره گفت: در دیدار فرماندهان با حضرت امام(ره)، وقتی جنبههای گوناگون مساله از جمله این عامل مطرح شد، امام فرمود «این عدم فتح والفجر مقدماتی سیلیای بود که خدا به شماها زد که حواستان را جمع کنید.» امام پس از مشاهده ناراحتی فرماندهان و تضعیف روحیه آنها، در ملاقات با بنده و چند تن دیگر از فرماندهان اظهار داشتند «چرا ناراحت هستید؟ حضرت امیر در جنگ صفین شکست سخت سیاسی خورد اما نیفتاد. حضرت امیر دوباره بلند شد. نکند روحیهتان تضعیف بشود؛ ما برای تکلیف داریم میجنگیم.» (صفحه ۶۴)
منطقه فریب دشمن در عملیات والفجر ۸
فرماندهان سپاه که پیش از این در عملیات خیبر، ارتش عراق را در هورالهویزه غافلگیر کرده بودند، در زمان آمادهسازی و اجرای عملیات والفجر ۸ نیز با تدابیر دقیقتر و بهرهگیری از عامل فریب، موفق شدند نظر عراق را متوجه منطقه هور کنند؛ طوری که غافلگیری دشمن در این عملیات به حدی بود که تا دو روز پس از عملیات، ارتش عراق تصور نمیکرد حمله بزرگ سال ۱۳۶۴ ایران در منطقه فاو است. زیرا هور به عنوان منطقه فریب انتخاب شده بود و همه تلاش و تمرکز رزمندگان و فرماندهان بر این بود که دشمن متوجه منطقه هور شود که شد.

از سوی دیگر، عدم فتحهای گذشته، همه فرماندهان و مسئولان را به این نتیجه رساند که در عین تقویت نیروهای خودی، سازماندهی، آموزش آنان، انتخاب محل مناسب و ضربهزننده به دشمن، مسائل حفاظتی نیز باید رعایت شود. بر این اساس، اوج مسائل حفاظتی را میتوان عملیات والفجر ۸ دانست و این فریب استراتژیک موجب شد دشمن تمام تلاشش را صرف هور کند و از منطقه فاو غافل شود. (صفحه ۵۳۰)