پیام واضح تهران به واشنگتن؛ نه در انتظار غافلگیری، نه عقبنشینی از مواضع کلیدی
خبرگزاری مهر_ گروه سیاست؛ هادی رضائی: بیانات اخیر سرلشکر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، به موضوعاتی نظیر آینده مذاکرات، موقعیت راهبردی تنگه هرمز، حقوق هستهای و احتمال دگرگونی در دکترین هستهای در صورت آغاز دوباره جنگ، در کنار پیام روشن سرلشکر علی عبداللهی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، در خصوص نظارت بر تحرکات دشمن و آمادگی برای پاسخ فوری، تصویری جامع از راهبرد جمهوری اسلامی ایران در وضعیت کنونی را به نمایش میگذارد؛ راهبردی که به حفظ ابتکار عمل، تقویت توان بازدارندگی، جلوگیری از تکرار محاسبات غلط دشمن و مشارکت فعال ایران در شکلگیری ترتیبات امنیتی منطقه متکی است.
بازدارندگی فعال؛ دشمن نباید زمان و شکل پاسخ ایران را تعیین کند
پیام سرلشکر علی عبداللهی درخصوص نظارت مستمر بر حرکات دشمن و بهروزرسانی لیست اهداف، به علاوه تأکید بر اینکه نیروهای مسلح برای پاسخ به تهدیدات خصمانه منتظر شروع عملیات دشمن نخواهند ماند، حامل یک پیام نظامی کلیدی است: جمهوری اسلامی ایران تمایلی به محدود کردن امنیت خود به واکنش پس از بروز تهدید ندارد.
در چارچوب منطق بازدارندگی، قابلیت شناسایی تهدید، آمادگی عملیاتی و存在 گزینههای مناسب برای پاسخگویی، به اندازه قدرت آتش اهمیت دارد. دشمن زمانی میتواند امیدوار به یک حمله غافلگیرکننده باشد که گمان کند طرف مقابل از تحرکات او بیخبر است یا برای اتخاذ تصمیم و واکنش به زمان طولانی نیاز دارد. تأکید رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بر نظارت اطلاعاتی و آمادگی برای پاسخ، بهطور مستقیم به ارزیابی چنین محاسبهای پاسخ میدهد.
البته نباید عبارت «منتظر اقدام دشمن نمیمانیم» را بهعنوان اعلام قاطع حمله پیشدستانه در همه شرایط تفسیر کرد. در متن پیام، شناسایی نشانههای اقدام خصمانه مبنای اتخاذ تصمیمها بیان شده است. اهمیت این موضع در این است که تهران میخواهد به طرف مقابل بفهماند هرگونه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی میتواند با واکنشی سریع و متناسب با ارزیابی فرماندهان از نوع و ابعاد تهدید روبهرو شود.
تأکید بر اینکه پاسخ ایران محدود به یک جغرافیای خاص نخواهد بود نیز بخش مهمی از همین پیام بازدارنده را تشکیل میدهد؛ پیامی که تلاش دارد احتمالات هزینههای هرگونه ماجراجویی نظامی را فراتر از دامنه یک درگیری محدود بسط دهد و مانع شکلگیری این تصور شود که میتوان بدون در نظر گرفتن پیامدهای وسیع، بر علیه ایران اقدام کرد.
تنگه هرمز و حقوق هستهای، موضوعی برای معامله سیاسی نیست
بیانات سرلشکر محسن رضایی در گفتوگوی ویژه خبری، ابعاد سیاسی و راهبردی این رویکرد را تکمیل میسازد. تأکید او به غیرقابلمذاکره بودن حقوق هستهای و اهمیت تنگه هرمز، نشاندهنده این است که از دیدگاه تهران، هرگونه ترتیبات سیاسی آتی باید بر پذیرش منافع و حقوق بنیادی جمهوری اسلامی ایران بنا شود.
تنگه هرمز صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ این آبراه در معادلات انرژی جهان و امنیت تجارت بینالمللی نقشی تعیینکننده دارد. به همین دلیل، تحولات مربوط به آن میتواند فراتر از محدوده ایران، بر محاسبات قدرتهای جهانی و اقتصاد بینالمللی تأثیرگذار باشد.
در چنین شرایطی، سخنان سرلشکر رضایی را میتوان بهعنوان تلاشی مطرح کرد برای تأکید بر این نکته که امنیت منطقه و ثبات مسیرهای حیاتی تجارت جهانی نمیتوانند بدون در نظر گرفتن نقش و منافع ایران تعریف شوند. با این حال، اهمیت راهبردی تنگه هرمز در هر تصمیم بهخصوص درباره وضعیت عملیاتی آن یکسان نیست؛ موضع مطرح شده در خصوص عدم مذاکره درباره حقوق ایران، بهخودیخود به معنای تعیین جزئیات یک سیاست اجرایی جدید نیست.
در حوزه هستهای، سرلشکر رضایی نیز به این نکته اشاره کرد که تاکنون تصمیم جدیدی در خصوص تغییر دکترین هستهای کشور اتخاذ نشده است، اما در صورت از سرگیری جنگ، ممکن است این موضوع دوباره مورد بحث قرار گیرد.
این تفکیک از اهمیت بالایی برخوردار است. از یک سو، تهران تأکید میکند که موضع رسمی خود درباره وضعیت کنونی پابرجاست و از سوی دیگر، نسبت به پیامدهای امنیتی ادامه تهدید و حمله به تأسیسات هستهای هشدار میدهد. پیام سیاسی این اظهارات این است که نمیتوان انتظار داشت که افزایش فشار نظامی و آسیب به زیرساختهای ایران بدون تأثیر بر محاسبات امنیتی کشور باقی بماند.
بنابراین، بیانات سرلشکر رضایی را باید بیشتر بهعنوان هشداری درباره پیامدهای استراتژیک تداوم تقابل ارزیابی کرد تا اعلام یک تغییر قطعی در دکترین هستهای.
نامه ونس و مذاکرات؛ دیپلماسی در سایه آمادگی دفاعی
اشاره سرلشکر رضایی به این که هنوز پاسخی به نامه جیدی ونس داده نشده، بخش دیگری از تصویر کنونی را روشن میکند. بهگفته او، تهران در شرایطی است که هم به دنبال مسیر دیپلماسی است و هم بر ضرورت حفظ آمادگی دفاعی تأکید دارد.
در چنین فضایی، صرف ایجاد ارتباطات سیاسی یا تبادل پیام به معنای نزدیک شدن قطعی به توافق نیست. نتیجه مذاکرات به محتوای پیشنهادها، میزان جدیّت در پرداختن به خواستههای ایران و وجود تضمینهای معتبر برای جلوگیری از تکرار اقدامات خصمانه بستگی خواهد داشت.
از منظر استراتژیک، پیوند میان دیپلماسی و بازدارندگی زمانی قابلتوجه میشود که هیچیک بهعنوان جایگزین دیگری عمل نکند. آمادگی نظامی میتواند هزینه تهدید را افزایش دهد و محیط لازم برای پیگیری خواستههای سیاسی را فراهم کند؛ بالعکس، دیپلماسی نیز میتواند از تبدیل تنش به درگیری گسترده جلوگیری نماید.
پیام مشترک سرلشکر رضایی و سرلشکر عبداللهی این است که تهران نمیخواهد تصمیمات سیاسی خود را جدا از ارزیابی تهدیدات امنیتی اتخاذ کند. همچنین، از محتوای این اظهارات نمیتوان برداشت کرد که مسیر دیپلماسی بسته شده یا تصمیم قاطعی برای ورود به مرحله جدیدی از تقابل اتخاذ شده است.
نظم امنیتی منطقه؛ بدون ایران، ترتیبات پایدار شکل نمیگیرد
یکی از نکات کلیدی در سخنان دبیر شورای عالی امنیت ملی تأکید بر خروج نیروهای خارجی و سپردن مسئولیت امنیت منطقه به کشورهای محلی بود. رضایی همچنین نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان در تهران را زمینهای برای گفتوگوی درباره ترتیبات آینده امنیتی ذکر کرد.
این رویکرد بر یک واقعیت ژئوپلیتیکی پافشاری دارد: امنیت غرب آسیا با مجموعهای از منافع متداخل، رقابتهای منطقهای، مسیرهای انرژی و نگرانیهای مشترک پیوست دارد. از این رو، هر طرحی که بهدنبال اجرا بدون مشارکت قدرتهای کلیدی منطقهای باشد، با محدودیتهای جدی مواجه خواهد شد.
تأکید تهران بر نقش محوری ایران نیز در همین راستا قابل تفسیر است. جمهوری اسلامی ایران در تلاش است تا جایگاه خود را از یک بازیگر تأثیرگذار در معادلات امنیتی، به یکی از طرفهای اصلی در طراحی سازوکارهای آینده منطقه ارتقاء بخشد.
البته تبدیل این ایده به ترتیبات امنیتی پایدار، مستلزم توافق عملی بین کشورهای منطقه، مدیریت مسائل دوجانبه و تعریف سازوکارهای مشخص برای همکاری است. برگزاری نشست چهارجانبه میتواند گامی در راستای گفتوگو باشد، اما بهتنهایی به معنای شکلگیری یک نظام امنیتی جدید نخواهد بود.
انسجام داخلی؛ حلقه مکمل قدرت نظامی
سرلشکر رضایی در بخش دیگری از اظهارات خود بر ضرورت پرهیز از دوقطبیسازی و حفظ انسجام میان مسئولان تأکید کرد و وحدت ملی را در کنار توان موشکی قرار داد. این بخش از اظهارات او نشاندهنده این است که در نظر تصمیمگیران جمهوری اسلامی ایران، قدرت ملی تنها محدود به توانمندیهای نظامی نمیشود.
تجربه بحرانهای امنیتی ثابت کرده است که توان دفاعی، ظرفیت اقتصادی، اعتماد عمومی و هماهنگی میان نهادهای تصمیمگیر، همگی به هم مرتبط هستند. تضعیف هر یک از این مؤلفهها میتواند بر تمامی بخشها تأثیر بگذارد.
به همین دلیل، تأکید بر معیشت مردم، تقویت حقوق و دستمزد و اجرای سیاستهای حمایتی بههمراه موضوعات نظامی و دیپلماتیک از اهمیت خاصی برخوردار است. پایداری اجتماعی و اقتصادی میتواند توان کشور برای مدیریت تحت فشارهای خارجی را تقویت نماید؛ البته تحقق این هدف به اجرای مؤثر وعدهها و مشهود بودن نتایج در زندگی عمومی بستگی خواهد داشت.
تثبیت بازدارندگی و حفظ ابتکار عمل
پیام کلی سرلشکر عبداللهی و اظهارات سرلشکر رضایی را میتوان در سه محور اساسی خلاصه کرد: آمادگی نیروهای مسلح برای مقابله با تهدید، تأکید بر حفظ حقوق و منافع راهبردی ایران و تلاش برای ایفای نقش مؤثرتر در نظم امنیتی منطقه.
نکته مشترک میان این دو موضع این است که جمهوری اسلامی ایران میخواهد محاسبات طرف مقابل را از این تصور دور کند که فشار نظامی میتواند به امتیازگیری سیاسی بدون هزینه منجر شود. در عین حال، تأکید بر ادامه بررسی مسائل دیپلماتیک و گفتوگوهای منطقهای نشان میدهد که معادله پیش رو بهتنهایی نظامی نیست.
در نهایت، میزان موفقیت این راهبرد به توانایی ایران در حفظ آمادگی دفاعی، مدیریت هوشمندانه تنشها، بهرهگیری از ظرفیت دیپلماسی منطقهای و تقویت انسجام داخلی بستگی دارد. پیام تهران واضح و روشن است: امنیت ایران و ترتیبات آینده منطقه به هیچ عنوان قابل تعریف بدون کشورهای جمهوری اسلامی نیستند؛ اما تثبیت این جایگاه، علاوه بر توان بازدارندگی، به تصمیمگیری هوشمندانه و تبدیل ظرفیتهای راهبردی به دستاوردهای پایدار سیاسی و اقتصادی نیز نیاز خواهد داشت.