کد خبر 743496
۱۴۰۵/۰۸/۱۰ ۲۲:۲۰

مشاور قالیباف: محمدباقر قالیباف در مقام ریاست تیم مذاکرات، به وضوح به خط‌ مشی تبیین‌شده توسط محسن رضایی اشاره کرده است

مشاور قالیباف: محمدباقر قالیباف از جایگاه ریاست تیم مذاکره‌کننده دقیقاً خط مشی مذاکراتی تبیین شده توسط محسن رضایی را یادآور شده است
ساعت 24 - امیرابراهیم رسولی در یادداشتی که درباره گفت‌وگوی اخیر محسن رضایی پیرامون وضعیت جنگ و گفتگو با ایالات متحده نوشته، بیان می‌کند که نکته کلیدی در سخنان وی، تنها اشاره به "هفت شرط ایران" نمی‌باشد؛ بلکه تأکید بر این است که در نشستی با حضور رئیس‌جمهور و وزیر امور خارجه، به تصمیم نهایی در مورد ابلاغ این شروط پرداخته شده و هیچ "بحث جدید یا شرط تازه‌ای" مطرح نیست. محمدباقر قالیباف نیز در نقش ریاست تیم مذاکره‌کننده، به وضوح این خط مشی را دنبال کرده و به آن اشاره نموده است.

بر اساس گزارشی از خبرگزاری خبرآنلاین، مشاور سیاسی رئیس مجلس، امیر ابراهیم رسولی، در نوشتاری در جماران به تحلیل شرایط کنونی پرداخت:

۱. مواجهه با اراده‌های متضاد و یکپارچگی در تصمیم‌گیری

یکی از مقاصد همیشگی ایالات متحده در اعمال فشار بر جمهوری اسلامی، ایجاد سوءتفاهم و تفرقه در بدنه تصمیم‌گیری کشور است. هدف واشنگتن این است که از طریق ارسال پیام‌های متناقض، هدف‌گذاری انتخابی و تلفیق تهدید با پیشنهاد (استراتژی چماق و هویج)، بین مسئولین سیاسی، دیپلماتیک، امنیتی و نظامی فاصله ایجاد کند.

با این حال، شواهد اخیر حاکی از آن است که در سطح سیاست‌های اعلامی، هماهنگی و هم‌افزایی قابل توجهی در میان مقامات ارشد کشور به وجود آمده است. اگرچه زبان و ادبیات آنها ممکن است متفاوت باشد، پیام اصلی و اساسی به‌طور کامل هماهنگ است: ایران با اصل مذاکره مخالفت ندارد، اما هر نوع مذاکره تحت فشار و تهدید را نمی‌پذیرد. بر این اساس، ایالات متحده موظف است قبل از هر گونه تغییر سیاسی، اقداماتی برای اعتمادسازی انجام دهد.

محمدباقر قالیباف نیز به عنوان رئیس تیم مذاکره‌کننده، دقیقا همین رویکرد را ادامه داده و گوشزد کرده است که شرایط ایران به‌طور مکرر به میانجی‌ها اطلاع داده شده و استراتژی قدیمی «چماق و هویج» دیگر توان تغییر محاسبات تهران را ندارد. تأکید مجدد او بر هفت شرط ایران نشان‌دهنده هم‌صدایی کامل مجلس و شورای عالی امنیت ملی در تعیین خطوط قرمز و راهبردهای مذاکرات است.

۳. ایفای نقش مؤثر وزارت خارجه و دستگاه اجرایی

عباس عراقچی این دکترین سیاسی را به یک برنامه عملیاتی و مفصل تبدیل کرده است. او به‌روشنی بیان کرده که در صورت عمل به شروط ایران از سوی آمریکا، مسیر بازگشایی تنگه هرمز و آغاز فرآیند دیپلماتیک کاملاً هموار خواهد بود. طبق طرح اعلام شده، این تنگه می‌تواند در روز ششم بازگشایی شود و دور جدید مذاکرات از روز هفتم شروع گردد. بنابراین، وزارت امور خارجه فقط به بیانات کلی اکتفا نکرده و طرحی دقیق و اجرایی برای تحقق توافق طراحی کرده است.

مسعود پزشکیان نیز همین چارچوب را از منظر دولت بیان کرده و در دیداری با فرمانده ارتش پاکستان تأکید کرده که ایالات متحده نمی‌تواند در حالی که فشارها و تحریم‌ها را تشدید می‌کند، از ضرورت مذاکره سخن بگوید. از نگاه رئیس‌جمهور، رفع مؤثر تحریم‌ها و تهدیدها شرط لازم برای شکل‌گیری گفت‌وگویی واقعی و سازنده است؛ موضعی که با خط مشی دبیر شورای عالی امنیت ملی، رئیس مجلس و وزیر امور خارجه هیچ تضادی ندارد.

۴. انسجام داخلی؛ محور چهارم امنیت ملی

موضع‌گیری غلامحسین محسنی‌اژه‌ای نیز ابعاد دیگری از این پازل استراتژیک را شکل می‌دهد. رئیس قوه قضائیه با تأکید بر رد کامل مذاکرات تحمیلی، بر اهمیت حفظ انسجام درون‌گروهی تأکید کرده است. او همچنین مانع از ایجاد دو قطبی‌های کاذب و اقدامات تنش‌زا که می‌تواند موجب نارضایتی عمومی شود، شده است. این نگرش اثبات می‌کند که انسجام ملی تنها به معنای وحدت نخبگان در برابر تهدید خارجی نیست، بلکه کیفیت حکمرانی و تعامل دولت با ملت نیز از ارکان اساسی امنیت ملی به‌شمار می‌آید.

۵. تحلیل تخصصی: تقسیم کار به‌جای نزاع

اگر تمامی این مواضع را در کنار هم بررسی کنیم، با یک «تقسیم کار راهبردی و حساب شده» مواجه هستیم:

  • شورای عالی امنیت ملی: تعیین‌کننده خطوط کلان و راهبردی کشور.
  • دولت و وزارت امور خارجه: مسئول پیشبرد دیپلماسی و ارائه راهکارهای اجرایی توافق.
  • مجلس شورای اسلامی: پشتیبان سیاسی و قانونی مواضع کلان کشور.
  • قوه قضائیه: نگهبان انسجام داخلی و پیشگیری از دو قطبی‌سازی جامعه.
  • نیروهای مسلح: مسئول بازدارندگی حداکثری و آمادگی کامل برای نبرد.

در همین راستا، سخنگوی سپاه پاسداران به‌صراحت اعلام کرده است که دیپلماسی و پیگیری‌های سیاسی در حوزه وظایف وزارت امور خارجه قرا دارد و نهادهای نظامی برای سناریوهای احتمال درگیری و فرسایشی کاملا مهیا هستند. این اظهارات بیشتر بر مرزبندی دقیق و حرفه‌ای مسئولیت‌ها تأکید دارد تا مداخله نظامیان در امور دیپلماتیک.

فرمانده کل ارتش و رئیس ستاد کل نیروهای مسلح نیز با بیان اشراف اطلاعاتی کامل بر تحولات منطقه و تنگه هرمز، بر آمادگی همه‌جانبه برای دفع هر گونه تهدید تأکید کرده‌اند. پیام سیاسی این مواضع بسیار واضح است: دیپلماسی ایران در تلاش است تا کانال مذاکره را باز نگاه دارد، اما طرف مقابل نباید به اشتباه بیفتد که با تکیه بر فشار نظامی می‌تواند امتیازات بیشتری کسب کند.

۶. پیچیدگی راهبردی برای واشنگتن

این نقطه به‌دقت مانعی جدی برای راهبرد فشار حداکثری آمریکا ایجاد کرده است. واشنگتن دیگر با یک فرد یا نهاد منفرد نیست که با تغییر در کانال‌های ارتباطی، بتواند دکترین سیاست خارجی ایران را تغییر دهد. پیام می‌تواند به یکی از چهره‌های امنیتی ارسال شود، پاسخ از یک مقام ارشد سیاسی دریافت گردد و سازوکار اجرایی آن نیز توسط وزیر امور خارجه تبیین شود؛ اما محتوا و هسته مرکزی سیاست ایران کاملاً ثابت و غیرقابل تغییر خواهد ماند.

۷. افزایش انسجام اجتماعی؛ پشتوانه اصلی قدرت

با این حال، هماهنگی در سطوح عالی مدیریت سیاسی و امنیتی به‌تنهایی برای مواجهه با بحران‌های بلندمدت کافی نیست. اصلی‌ترین پشتوانه کشور در برابر فشارهای خارجی، سرمایه و انسجام اجتماعی است.

در شرایط بحرانی و مقابله با تهدیدات خارجی، بخش زیادی از جامعه فارغ از اختلاف نظرهای سیاسی و انتقادات معیشتی، به ضرورت حفظ تمامیت ارضی کشور هم‌صدا می‌شوند. با این وجود، نباید این وفاداری ملی را با رضایت کامل از شرایط اقتصادی و مدیریتی اشتباه گرفت. شهروندان می‌توانند همزمان در خط مقدم دفاع از کشور باشند و نیز نسبت به مشکلاتی چون تورم، تبعیض، ناکارآمدی یا محدودیت‌ها انتقاد و نارضایتی به‌جا داشته باشند.

برای تقویت این انسجام ساختاری، نیازمند چند اقدام فوری هستیم: شفافیت و صداقت در ارتباطات با ملت، توزیع عادلانه هزینه‌های ناشی از تحریم و جنگ، توجه جدی به معیشت عمومی، احترام به منتقدان و پرهیز از ایجاد شکاف‌ها و دو قطبی‌سازی‌های جدید. زمانی که جامعه احساس کند از واقعیت‌های کلان آگاه است و بار بحران‌ها به‌صورت منصفانه تقسیم می‌شود، پایداری این حمایت عمومی تضمین خواهد شد.

انسجام ملی به معنای تجانس مکانیکی آرا و نظرات نیست؛ بلکه برعکس، جامعه‌ای پایدارتر است که در آن نظرات مختلف بر سر روش‌ها وجود دارد، اما در خصوص منافع ملی و حفظ ایران، توافق وجود دارد. منتقدان داخلی نباید به علت خطاهای تحلیلی در کنار دشمن خارجی قرار گیرند، زیرا چنین رویکردی، سرمایه اجتماعی نظام را تضعیف کرده و به شیوه‌ای مطلوب به گسست مورد نظر بازیگر متقابل منتهی می‌شود.

۸. ضرورت حفاظت از مزایای استراتژیک کشور

در شرایط حاضر، جمهوری اسلامی ایران از سه مزیت رقابتی و استراتژیک برخوردار است: اجماع در مرکز تصمیم‌گیری، آمادگی قوی نیروهای مسلح و همبستگی عمیق مردم در برابر تهدیدات خارجی. هماهنگی این سه عامل، معادلات سنتی واشنگتن را به طرز قابل توجهی پیچیده کرده است.

با این حال، این وضعیت مطلوب به معنای از بین رفتن کامل تهدید یا شکست قطعی راهکار فشار نیست. انسجام سیاسی اگر با کارآمدی اقتصادی و حل مسائل معیشتی مردم ارتباط برقرار نکند، به مرور زمان تضعیف خواهد شد. همچنین، باید همیشه بازدارندگی نظامی حامی دستگاه دیپلماسی باشد، نه جایگزین آن.

مسیر منطقی و صحیح، ادامه همین تقسیم کار راهبردی است: ارسال پیام واحد در سیاست خارجی، تهیه برنامه‌ای کارآمد برای عبور از بحران، حفظ آمادگی معتبر در صحنه و مهم‌تر از همه، حفظ واقعی اعتماد عمومی. زمانی که مردم حس کنند که تصمیمات حکومت هماهنگ بوده، هزینه‌ها عادلانه است و هدف نهایی مهار جنگ و حفظ منافع ملی می‌باشد، مجال مانور و نفوذ دشمن به حداقل ممکن خواهد رسید.

در نهایت، قدرت جمهوری اسلامی ایران تنها به تجهیزات نظامی، تسلط بر تنگه هرمز یا نشست‌های مذاکره محدود نمی‌شود. عنصر اصلی قدرت، اعتماد عمیق و یقین طرف مقابل به این واقعیت است که ایالات متحده نمی‌تواند با تغییر مخاطب، افزایش فشار یا دامن زدن به اختلافات داخلی، اراده متحد ملت ایران را تضعیف نماید.

۳۱۲۱۶

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.