جنگ؛ آسیبی بر تن طبیعت که حد و مرزی نمیشناسد
بر اساس گزارش ایسنا، نخستین روز از ماه نوامبر (۱۵ آبان) به عنوان روز جهانی مقابله با پیامدهای جنگ و منازعات بر محیط زیست تعیین شده است؛ این مناسبت فرصتی است تا افکار عمومی جهانی نسبت به عواقب زیستمحیطی جنگ و درگیریهای نظامی آگاه شوند. شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، در مصاحبهای با ایسنا بیان میکند که تأثیرات جنگ فقط به مرزهای سیاسی کشورها محدود نیست و عواقب زیستمحیطی جنگ ممکن است فرامرزی باشد، چراکه محیط زیست فاقد مرز است. برای نمونه، انتشار گازهای گلخانهای ناشی از انفجار مخازن سوخت نه تنها به طور ملی، بلکه در سطح جهانی تأثیرگذار است.
حفاظت از محیط زیست در برابر تأثیرات ناشی از جنگ، بیش از یک موضوع زیستمحیطی، به یک ضرورت اخلاقی، انسانی و حقوقی تبدیل شده است. دستیابی به صلح و امنیت، پیشنیازهای حیاتی برای حفظ طبیعت و دستیابی به توسعه پایدار به شمار میروند. از سوی دیگر، سکوت جامعه جهانی نسبت به تخریب محیط زیست در زمان درگیریهای نظامی میتواند به تکرار این آسیبها در دیگر نقاط جهان منجر شود.
در این راستا، ایران دو جنگ تحمیلی در سالهای اخیر را تجربه کرده که پیامدهای زیستمحیطی آن شامل تخریب زیرساختها، آلودگی منابع آب و خاک و تهدید اکوسیستمهای طبیعی است و ضرورت بررسی پیامدهای جنگ بر محیط زیست کشور را دوچندان میکند.
محمد طهماسبی بیرگانی، رئیس کارگروه ارزیابی خسارتهای زیستمحیطی ناشی از جنگ، برآورد میکند که آسیبهای ناشی از جنگهای تحمیلی دوم و سوم به محیط زیست کشور در زمینههای طبیعی، انسانی و دریایی در حدود ۲۵ هزار میلیارد تومان بوده است.
انصاری با اشاره به اثرات زیستمحیطی جنگهای تحمیلی دوم و سوم بر کشور، میگوید: در طول جنگ ۱۲ روزه، برخی اکوسیستمهای طبیعی بر اثر حملات دچار آتشسوزی شدند که آسیبهای زیادی به محیط زیست آن مناطق وارد کرد. او همچنین اشاره میکند که در طول جنگ تحمیلی سوم، بخشهای مختلف سواحل و اکوسیستمهای تالابی با چالشهایی نظیر آلودگیهای نفتی روبهرو شدند.
آلودگی نفتی؛ زخم جنگ بر پیکر خلیج فارس
خلیج فارس یکی از اکوسیستمهایی است که جنگ تحمیلی دوم و سوم به شدت بر آن اثر گذاشته است و شینا انصاری، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست، اعلام میکند که پیش از شروع جنگ تحمیلی سوم، این سازمان نسبت به خطرات زیستمحیطی جنگ در خلیج فارس به وزرای محیط زیست کشورهای همسایه، دبیرکل سازمان ملل و ۱۱ نهاد زیستمحیطی زیرمجموعه سازمان ملل هشدار داده بود.
خلیج فارس به دلیل نیمهبسته بودن و ارتباط محدود به آبهای آزاد از طریق تنگه هرمز، در برابر آلودگیهای ناشی از جنگ آسیبپذیر است. این آلودگیها ممکن است حیات آبزیان از جمله لاکپشتها و نهنگها تا مرجانها و جلبکها را تهدید کند و خساراتی برجای گذارد که جبران برخی از آنها ممکن است دههها زمان ببرد یا حتی غیرقابل جبران باشد.
احمد لاهیجانزاده، معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست، نسبت به پیامدهای جنگ بر اکوسیستم خلیج فارس هشدار میدهد و میگوید که حملات به تأسیسات نفتی، گازی و پتروشیمی میتواند منجر به انتشار آلایندههای خطرناکی شامل فلزات سنگین، هیدروکربنها و ترکیبات شیمیایی در آب و خاک گردد.
آلودگیهای نفتی یکی از معضلات زیستمحیطی است که چندین بار استانهای جنوبی کشور را تحت تأثیر قرار داده است. به عنوان نمونه، در میانه تابستان آلودگی نفتی به سواحل جنوبی قشم از جمله سواحل سوزا، شیبدراز و نقاشه رسید و همچنین چندین نقطه از شرق و شمال شرق جزیره هنگام را تحت تأثیر قرار داد. در ادامه، وجود گلولههای نفتی در سورو و گلشهر بندرعباس و همچنین هرمز و میناب گزارش شد، در حالی که وضعیت را حساستر کرد، رسیدن این مواد به دهانه برخی کانالهای پرورش میگو در سیریک بود.
لاهیجانزاده به پیامدهای آلودگی نفتی بر زیستبومهای دریایی اشاره کرده و میگوید: ترکیبات نفتی میتوانند به پلانکتونها، به عنوان نخستین حلقه زنجیره غذایی آبزیان، آسیب برسانند و با تهنشینی در بستر دریا، زیستگاههای زادآوری و تولیدمثل آبزیان را تحت تأثیر قرار دهند. این زیستگاهها نقش حیاتی در تولیدمثل و حفظ حیات گونههای آبزی ایفا میکنند و تخریب آنها به معنای از دست رفتن یکی از مهمترین مراکز تولیدمثل در دریا است.
افزایش قابل ملاحظه رد پای کربن
عواقب زیستمحیطی جنگ به آلودگیهای دریایی محدود نمیشود و ممکن است موجب آلودگی هوا نیز گردد؛ رویدادی که در حملات آمریکایی - صهیونیستی مشاهده شد و در نتیجه آن، مخازن نفت تهران در شهران، شهرری و کوهک هدف قرار گرفتند و آتشسوزی بیش از ۳۶۰ هزار مترمکعب مواد نفتی منجر به انتشار نزدیک به یک میلیون تن دیاکسید کربن و حدود ۴۰۰۰ تن ترکیبات آروماتیک و آلی فرار شد. همچنین حملات به مخازن سوخت فردیس البرز، منجر به انتشار ۵۳ هزار تن دیاکسید کربن و حدود ۲۲۰ تن ترکیبات آروماتیک گردید؛ آلایندههایی که به وضوح تهدیدی جدی برای سلامت محیط زیست و کیفیت هوا بشمار میآیند.
علاوه بر این، آلایندههایی نظیر دوده، دیاکسید گوگرد، مونوکسید کربن و اکسیدهای نیتروژن نیز در نتیجه این آتشسوزیها منتشر شد.
کارشناسان تخمین زدهاند اثرات حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی بر ایران در دو هفته ابتدایی جنگ تحمیلی سوم معادل رد پای کربن ۶۰ کشور برای یک سال بوده است. ردپای کربن، معیاری برای اندازهگیری کل خروجی دیاکسید کربن و یا گازهای گلخانهای مرتبط با یک جمعیت، سیستم یا فعالیت خاص در بازه زمانی و مکانی مشخص است.
یکی دیگر از آثار غیرمستقیم انفجارها و انتشار مواد سمی و فلزات سنگین ناشی از آنها، تأثیر بر پوشش گیاهی به ویژه جنگلهای زاگرس است که ممکن است موجب آلودگی هوا و نشستن این مواد بر روی درختان بلوط شده و با مختل کردن فرآیند فتوسنتز، رشد آنها را به خطر بیندازد.
به گفته کامران پورمقدم، معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی، تضعیف درختان بلوط آنها را نسبت به آفات، بیماریهای قارچی و سوسکهای چوبخوار آسیبپذیر میکند و نهایتاً ممکن است به خشکیدگی این درختان بینجامد.
آتشسوزیهای گسترده در جنگلها و مراتع به دنبال وقوع جنگ نیز با انتشار دود و ذرات معلق، آثار خود را به مناطق دورتر از محل حادثه منتقل میکنند. افزون بر این، تخریب محیط زیست و نابودی منابع طبیعی میتواند معیشت جوامع محلی، امنیت غذایی و دسترسی به آب سالم را در کشورهای همسایه تحت تأثیر قرار دهد.
آسیب جنگ به ایستگاههای هواشناسی
آسیب به ایستگاههای هواشناسی در نتیجه جنگ همچنین میتواند روند جمعآوری و ثبت دادههای جوی را دچار اختلال کند و دقت پیشبینیهای جوی را به شکل قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد. این ایستگاهها نقش کلیدی در ثبت اطلاعات مربوط به دما، بارش، سرعت و جهت باد و سایر پدیدههای جوی ایفا میکنند و اختلال در عملکرد آنها میتواند دسترسی به دادههای دقیق و بهروز را محدود سازد.
بخش زیادی از ایستگاههای آسیبدیده سازمان هواشناسی در فرودگاهها مستقر هستند و تعدادی از آنها نیز در نزدیکی مناطقی واقع شدهاند که به طور مستقیم تحت تأثیر انفجارها بودهاند. خسارت به این ایستگاهها علاوه بر اختلال در پیگیری وضعیت جوی، میتواند بر پیشبینی وضعیت آبوهوا، صدور هشدارهای جوی و برنامهریزی در حیطههایی نظیر حملونقل هوایی و مدیریت بحران نیز تأثیر منفی بگذارد.
نمونههایی از خسارتهای جهانی بر محیط زیست ناشی از جنگ
تجربه جنگ بالکان در سال ۱۹۹۹ و حمله رژیم صهیونیستی به مخازن سوخت یک نیروگاه حرارتی در لبنان در سال ۲۰۰۶، نمونههایی از چنین آسیبهایی هستند. این آلودگیها نه تنها مشکلات بهداشتی را به همراه دارند، بلکه فرآیند بازسازی و احیای محیط زیست پس از جنگ را نیز به تأخیر میاندازند.
محمد اسماعیلی بیدهندی، مدرس دانشگاه، به آثار زیستمحیطی جنگ در غزه و لبنان اشاره کرده و میگوید: تراکم بالای جمعیت و ساختمانها در این مناطق باعث شده که تخریب ناشی از بمباران، به جز آسیبهای انسانی و زیرساختی، به شدت بر محیط زیست طبیعی تأثیر بگذارد.
او میافزاید: انفجار بمبها و استفاده از سلاحهایی نظیر بمبهای فسفری و اورانیوم ضعیفشده میتواند به انتشار مواد شیمیایی و آلودگی خاک منجر شود. همچنین، آوار ساختمانها و زبالههای ناشی از تخریب محیط را آلوده کرده و چالشهای مدیریتی ایجاد میکند؛ بهگونهای که مدیریت این آوارها ممکن است سالها طول بکشد و تخفیف برخی آلودگیهای خاک حتی صدها سال زمان نیاز داشته باشد.
با توجه به خسارات متعدد زیستمحیطی ناشی از جنگ، انصاری اعلام کرد که سازمان حفاظت محیط زیست در حال مستندسازی خسارات و پیگیری این موضوع در سطح جهانی است.
او بهخصوص به نحوه واکنش مجامع بینالمللی نسبت به تبعات زیستمحیطی جنگ تحمیلی انتقاد کرده و بیان داشت: اگر جامعه بینالمللی در برابر تخریب محیط زیست در خلال تجاوزات نظامی سکوت کند، ممکن است همین رویه در نقطهای دیگر از جهان علیه ملتها و محیط زیست کشور دیگری تکرار شود.
در شرایطی که جهان با بحرانهای جدی زیستمحیطی همچون تغییرات اقلیمی، افزایش گازهای گلخانهای، خشکسالی و آلودگیهای پلاستیکی دست و پنجه نرم میکند، احساس نیاز به جلوگیری از جنگافروزی برخی کشورها و افزایش خسارات زیستمحیطی جهانی بیش از هر زمان دیگری احساس میشود، زیرا ما تنها یک زمین داریم و همگی در سرنوشت آن سهیم هستیم و تحت تأثیر آن قرار میگیریم.
انتهای پیام