جنگ یا توافق؛ ترامپ چه در سر دارد؟
فرارو- جلبیر الاشقر، تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در روزنامه القدس العربی
به گزارش فرارو به نقل از روزنامه القدس العربی، در روزهای اخیر، پرونده تقابل آمریکا با ایران بار دیگر به موضوعی داغ در محافل سیاسی واشنگتن تبدیل شده است؛ گویی دولت دونالد ترامپ منتظر عبور از انتخابات میاندورهای بود تا درباره ادامه مسیر نظامی یا سیاسی خود تصمیم بگیرد. نارضایتی گسترده افکار عمومی آمریکا از ورود کشور به جنگی که بسیاری آن را فاقد دستاورد مشخص میدانند، بهویژه به دلیل تأثیر منفی آن بر قدرت خرید شهروندان و افزایش هزینههای زندگی، باعث شد واشنگتن در هفتههای گذشته از شدت رویارویی بکاهد.
در همین مدت، اختلاف محاسبات ترامپ و بنیامین نتانیاهو آشکارتر شد. نخستوزیر اسرائیل خواهان حمله مشترک تازهای به ایران پیش از انتخابات آمریکا و اسرائیل بود؛ زیرا تصور میکرد چنین جنگی میتواند به سود او تمام شود. برخلاف فضای سیاسی آمریکا، جنگ با ایران در میان بخش بزرگی از رأیدهندگان یهودی اسرائیل از محبوبیت برخوردار است و نتانیاهو میتوانست از آن برای تقویت موقعیت انتخاباتی خود بهره ببرد.
راهبرد دوگانه واشنگتن؛ تهدید نظامی و مذاکره
راهبرد واشنگتن همچنان بر این فرض استوار است که فشار و تهدید نظامی میتواند کفه نیروهای سیاسی طرفدار مصالحه در ساختار قدرت ایران را در برابر جناح امنیتی و نظامی تندرو سنگینتر کند. برای تحقق این هدف، دولت آمریکا در هفتههای اخیر بر شدت تهدیدهای نظامی افزوده و پنتاگون نیز نیروها و تجهیزات بیشتری به منطقه اعزام کرده است. این تحرکات با پیامهایی همراه بوده که از احتمال حملهای گستردهتر و شدیدتر از دورهای قبلی درگیری حکایت دارد.
همزمان، واشنگتن مسیر دیپلماسی را نیز باز نگه داشته است. در تقسیم نقشها در دولت ترامپ، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور چهرهای نسبتاً میانهروتر معرفی شده و پاکستان، ترکیه و قطر نیز بهعنوان واسطههای منطقهای برای بازگرداندن تهران به میز مذاکره فعالیت میکنند. هدف آمریکا احیای فضایی مشابه توافق اسلامآباد پس از مرحله نخست حملات است؛ توافقی که در آن جناح سیاسی ایران مسئولیت مذاکرات را برعهده گرفت و توانست امتیازهایی از واشنگتن بگیرد، اما جناح دیگر با مخالفت و اقدامات خود مانع تحقق توافق شد.
دولت ترامپ پس از آن اعلام کرد پیشنهادهایی که در اسلامآباد مطرح شده بود، دیگر اعتبار ندارد. واشنگتن از یک سو به دلیل امتیازهایی که به تهران داده بود با انتقاد مواجه شد و از سوی دیگر نتوانست به هدف اصلی خود یعنی پایان دادن به جنگ و آغاز همکاری گستردهتر با ایران دست یابد. ترامپ ظاهراً امیدوار بود الگویی مشابه آنچه در قبال ونزوئلا دنبال کرده بود، در ایران نیز تکرار کند.
در مجموع، واشنگتن همچنان سیاست «چماق و هویج» را در قبال تهران دنبال میکند؛ ترکیبی از تهدید نظامی و پیشنهاد مذاکره که هدف آن وادار کردن ایران به پذیرش توافقی مطلوب آمریکاست. در این میان، امنیت کشورهای خلیج فارس نیز به یکی از اولویتهای اصلی واشنگتن تبدیل شده است. نویسنده به حملات حوثیهای یمن علیه عربستان سعودی اشاره میکند و معتقد است ناکامی نسبی دولت ترامپ در مهار ایران، به روابط امنیتی دیرینه آمریکا با کشورهای منطقه آسیب زده است.
این روابط بر نوعی توافق نانوشته استوار بوده است: آمریکا امنیت حکومتهای متحد خود را تضمین کند و این کشورها نیز در مناسبات اقتصادی، اولویت را به واشنگتن بدهند. این الگو از پایان جنگ جهانی دوم در مورد عربستان و از جنگ نخست آمریکا علیه عراق در اوایل دهه ۱۹۹۰ در مورد دیگر کشورهای عربی خلیج فارس اهمیت بیشتری پیدا کرد. اکنون تداوم بحران ایران و ناتوانی واشنگتن در مهار پیامدهای منطقهای آن، این ترتیبات امنیتی را با پرسشهایی جدی روبهرو کرده است.
احتمال تعیین تکلیف سریع پرونده ایران و اوکراین
ترامپ فردی نیست که شکست را در هیچ عرصهای بهآسانی بپذیرد. از همین رو، ممکن است پرونده تقابل با ایران برخلاف انتظار کسانی که از ادامه بحران برای چند ماه دیگر سخن میگویند، طی هفتههای آینده به یکی از دو مسیر جنگ یا توافق کشیده شود. این رویکرد تنها به ایران محدود نیست. دولت ترامپ همزمان تلاش میکند پرونده جنگ اوکراین را نیز با سرعت بیشتری به سمت پایان ببرد. هدف رهایی از دو بحران بزرگ بینالمللی و فراهم کردن زمینه برای گسترش نفوذ و منافع آمریکا در روسیه و ایران است.
جناح نزدیک به ترامپ به چنین تحولی علاقهمند است؛ زیرا میتواند علاوه بر تأمین منافع سیاسی و اقتصادی شخصی و خانوادگی برخی از اعضای این حلقه، بخشی از اعتبار ازدسترفته ریاستجمهوری ترامپ و موقعیت جمهوریخواهان را نیز احیا کند. در نتیجه، تقابل با ایران اکنون در نقطهای حساس قرار گرفته است: واشنگتن میخواهد با افزایش فشار نظامی، امتیازهای سیاسی بگیرد و همزمان راه مذاکره را نبندد؛ نتانیاهو نیز امیدوار است از فضای جنگی برای تثبیت قدرت داخلی خود استفاده کند. اینکه این محاسبات به توافقی تازه منجر شود یا دور دیگری از درگیری را رقم بزند، به تصمیمهای هفتههای پیش رو بستگی دارد.