کد خبر 748055
۱۴۰۵/۰۸/۱۵ ۱۳:۰۶

«دونقطه» در فصل جدید به تلویزیون می‌آید/ تلاش برای نزدیک کردن زبان فارسی به زندگی نوجوانان

«دونقطه» در فصل جدید به تلویزیون می‌آید/ تلاش برای نزدیک کردن زبان فارسی به زندگی نوجوانان
ساعت 24 - مصطفی صاحبی، سردبیر مسابقه تلویزیونی «دونقطه»، با تشریح رویکرد فصل جدید این برنامه با عنوان «فصل رویش» گفت: هدف سازندگان این بوده است که زبان و ادبیات فارسی را از جایگاهی دور از زندگی روزمره به فضای آشنای مخاطبان، به‌ویژه نوجوانان، نزدیک کنند؛ آن هم از مسیر بازی و سرگرمی، بدون آنکه ادبیات به محتوایی سطحی و دم‌دستی تبدیل شود.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از ایلنا، برنامه «دونقطه» مسابقه‌ای تلویزیونی است که فصل اول آن سال گذشته از شبکه دو سیما به پخش رسید و فصل جدید آن با عنوان «فصل رویش» به زودی به آنتن تلویزیون می‌رسد. «دو نقطه» در فصل جدید خود با عنوان «فصل رویش»، مسیری را ادامه می‌دهد که از ابتدا با یک دغدغه فرهنگی و شخصی آغاز شد: پیوند دوباره نسل نوجوان با زبان و ادبیات فارسی. مسابقه‌ای که تلاش کرده است گنجینه‌ای به وسعت تاریخ و فرهنگ ایران را نه در قالب درس و آموزش مستقیم، بلکه از مسیر بازی، رقابت و سرگرمی به خانه‌ها ببرد. برای بررسی چگونگی شکل‌گیری این ایده، شیوه طراحی مسابقه، شناخت نسل نوجوان از میراث ادبی و تجربه‌های گروه سازنده، با مصطفی صاحبی، سردبیر «دونقطه»، به گفت‌وگو نشستیم. 

در روزگاری که بخش زیادی از ارتباطات نوجوانان در فضای مجازی با زبان محاوره و واژه‌های غیرفارسی شکل می‌گیرد، چه شد که تصمیم گرفتید یک مسابقه تلویزیونی را به‌طور ویژه به زبان و ادبیات فارسی اختصاص دهید؟ ایده اولیه از کجا شکل گرفت و دغدغه اصلی شما در این مسیر چه بود؟

بخشی جدی از زیست اعضای تیم سازنده «دونقطه» با زبان و ادبیات فارسی گره خورده است. از طراح مسابقه، آقای امیرحسین خانی، که معلم زبان و ادبیات فارسی در مدرسه هستند، تا آقای گرانپایه، کارگردان برنامه، که پیشینه روزنامه‌نگاری دارند و خود من که روزنامه‌نگار، طنزنویس و شاعر بوده‌ام؛ به‌نوعی زندگی و تجربه همه ما با ادبیات فارسی ارتباط داشته است. بنابراین، این موضوع پیش از آنکه صرفاً یک انتخاب برای ساخت برنامه باشد، دغدغه‌ای شخصی برای اعضای گروه بود.

اما اینکه چرا سراغ نوجوانان رفتیم، به پیشینه و خاستگاه خود برنامه برمی‌گردد. آقای امیرحسین خانی در مدرسه بسیاری از چالش‌هایی را که امروز در قالب بازی‌های «دونقطه» می‌بینید، با دانش‌آموزان کلاسش اجرا می‌کردند. ایده اصلی برنامه هم از همان تجربه شکل گرفت؛ زمانی که ذوق، شوق و حرارت بچه‌ها را در کلاس می‌دیدند و متوجه می‌شدند که چطور برای پاسخ دادن به پرسش‌ها و موفقیت در بازی‌ها تلاش می‌کنند و خودشان را به آب‌وآتش می‌زنند. همین تجربه این ایده را به وجود آورد که شاید بتوان از دل آن، یک تجربه رسانه‌ای و تلویزیونی موفق هم خلق کرد. به‌این‌ترتیب، فرایند شکل‌گیری و تولید برنامه آغاز شد و امروز خوشحالیم که «دونقطه» به فصل جدید خود، «فصل رویش»، رسیده است.

عنوان «فصل رویش» برای فصل جدید مسابقه انتخاب شده است. این عنوان چه نسبتی با محتوای برنامه دارد و هنگام انتخاب آن، چه چشم‌اندازی برای این فصل در نظر داشتید؟

می‌توان از این زاویه به موضوع نگاه کرد که «دونقطه» در طول فصل‌های مختلف، مسیری را طی کرده و به‌تدریج به مرحله تازه‌ای رسیده است. وقتی فصل نخست را آغاز کردیم، برنامه هنوز به آن بلوغی که انتظار داشتیم نرسیده بود و در حوزه برنامه‌سازی تلویزیونی و چگونگی پیوند دادن قالب مسابقه با ادبیات، در حال آزمون‌وخطا بودیم؛ پس از آن، فصل «ایران» را تجربه کردیم، ویژه‌برنامه یلدا را داشتیم و در ماه رمضان نیز فصل «دیدار» را روی آنتن بردیم. هرکدام از این تجربه‌ها به نوعی به تکامل برنامه کمک کردند. اکنون احساس ما این است که «دونقطه» به بلوغی رسیده که می‌توانیم این مرحله را «فصل رویش» بنامیم؛ فصلی که قرار است جای پای برنامه را محکم‌تر کند و زمینه‌ساز رویش‌های تازه‌ای باشد. ما این رویش را فقط در یک بخش نمی‌بینیم؛ هم از نظر محتوایی، هم در میان شرکت‌کنندگان و هم در فرم تلویزیونی، ساختار بصری، رنگ‌ولعاب و ویژگی‌های اجرایی خود برنامه، به دنبال اتفاق‌های تازه‌ای هستیم. به همین دلیل، «فصل رویش» برای ما صرفاً یک نام نیست، بلکه بیانگر مرحله‌ای تازه در مسیر رشد و تکامل «دونقطه» است.

در طراحی پرسش‌ها و مراحل مسابقه، سطح دانش ادبی نوجوانان و میزان توانایی آن‌ها چگونه ارزیابی شد؟ چه فرایندی را برای شناسایی و انتخاب شرکت‌کنندگان در نظر گرفتید؟

ما برای انتخاب شرکت‌کنندگان یک فرایند پایش داشتیم که بخشی از آن از طریق آزمون‌های برخط انجام شد. در واقع، یک مسیر مشخص طراحی کرده بودیم که تقریباً همه متقاضیان حضور در «دونقطه» ابتدا باید آن را طی می‌کردند. پس از پشت سر گذاشتن این مرحله، پایش حضوری آغاز می‌شد. چند گروه از اعضای سردبیری و عوامل اصلی سازنده برنامه، شهر به شهر و استان به استان رفتند، پای صحبت بچه‌ها نشستند و با آن‌ها مصاحبه کردند. این فرایند با توجه به حجم بالای متقاضیان، زمان‌بر و گسترده بود.

نکته مهم این است که در مرحله پایش حضوری، صرفاً دانش علمی و توانمندی ادبی شرکت‌کنندگان را ارزیابی نمی‌کردیم؛ بلکه عواملی را هم که برای حضور در یک برنامه تلویزیونی جذاب اهمیت دارند، در نظر می‌گرفتیم. برای مثال، توانایی خوب صحبت کردن، حاضر جوابی، قدرت بیان و ویژگی‌هایی از این دست نیز در ارزیابی ما مؤثر بودند. بنابراین، انتخاب شرکت‌کنندگان فقط بر اساس یک آزمون علمی انجام نشد، بلکه مجموعه‌ای از توانایی‌ها و ظرفیت‌های فردی آن‌ها مورد بررسی قرار گرفت. از سوی دیگر، ما به دلیل ارتباط مستقیمی که با نوجوانان داشته‌ایم و تجربه‌ای که در فصل اول و دوم برنامه به دست آورده‌ایم، تقریباً به فرمولی رسیده‌ایم که بر اساس آن می‌دانیم پرسش‌ها باید چه سطحی داشته باشند و چگونه طراحی شوند. پرسش‌ها باید به‌اندازه‌ای جذاب و چالش‌برانگیز باشند که برای مخاطب کشش ایجاد کنند و در عین حال، شرکت‌کننده نیز بتواند از پس پاسخ دادن به آن‌ها بربیاید. نه باید آن‌قدر آسان باشند که جذابیت و هیجان مسابقه از بین برود و نه آن‌قدر پیچیده و دشوار که از سطح درک و توانایی شرکت‌کننده خارج شوند. رسیدن به این تعادل، حاصل تجربه‌ای است که در فصل‌های گذشته به دست آورده‌ایم.

با توجه به اینکه برای شناسایی شرکت‌کنندگان به شهرها و استان‌های مختلف کشور سفر کردید، آیا در انتخاب آن‌ها معیار جغرافیایی مشخصی داشتید؟ برای مثال، تلاش کردید از مناطق شمالی و جنوبی یا شهرهای دور و نزدیک کشور به یک میزان شرکت‌کننده داشته باشید؟

تقریباً می‌توانم بگویم به دورترین نقاط ایران هم سر زدیم. به خاطر دارم در یکی از روزها برای پایش شرکت‌کنندگان در مشهد بودیم و صبح روز بعد به اهواز رفتیم تا در آنجا هم این فرایند را انجام دهیم. حتی در استان خوزستان به دو شهر مختلف رفتیم. در مجموع، شهرها و استان‌های متعددی را پوشش دادیم و تلاش کردیم تا جای ممکن به نقاط مختلف کشور سر بزنیم. در این مسیر، یک گروه دبیرخانه داشتیم که واقعاً پای کار بودند و زحمت زیادی کشیدند. پیگیری و هماهنگی بخش‌های مختلف این فرایند بر عهده آن‌ها بود و باید از تلاششان قدردانی کنم. ما تقریباً به همه جای ایران سر زدیم و البته مجبور بودیم این کار را در مدت‌زمان محدودی انجام دهیم. معیار جغرافیایی یا الگوی از پیش تعیین‌شده و سخت‌گیرانه‌ای برای انتخاب نداشتیم. فراخوان از طریق زیرنویس شبکه اعلام شد و از همه کسانی که علاقه‌مند بودند دعوت کردیم در مسابقه شرکت کنند. متقاضیان نیز پس از اعلام آمادگی، وارد همان فرایند اولیه و مراحل پایش حضوری شدند. بنابراین، تلاش ما این بود که فرصت حضور برای نوجوانان علاقه‌مند از نقاط مختلف کشور فراهم باشد.

شما در جریان فرایند پایش و ارتباط مستقیم با نوجوانان، شناخت خوبی از شرکت‌کنندگان به دست آورده‌اید. نسل نوجوان امروز را از نظر آشنایی با شاعران، نویسندگان و میراث ادبی ایران چگونه دیدید؟ آیا فاصله‌ای میان نوجوانان و ادبیات فارسی وجود دارد؟

واقعاً می‌توانم بگویم بچه‌ها با ادبیات آشنایی دارند. دست‌کم برخلاف آن تصویری که گاهی در فضای رسانه‌ای از نسل نوجوان ساخته می‌شود و بر اساس آن تصور می‌کنیم نوجوانان امروز از این فضاها دور شده‌اند، من چنین برداشتی ندارم.

به نظرم ادبیات راه خودش را به دل آدم‌ها پیدا می‌کند؛ ممکن است این اتفاق برای بعضی‌ها زودتر و برای بعضی‌ها دیرتر رخ دهد، اما بالاخره قلاب ادبیات جایی به دل آدم‌های مختلف گیر می‌کند. نوجوانان ما هم از این قاعده مستثنا نیستند. اگر گاهی چنین به نظر می‌رسد که این ارتباط در میان آن‌ها کم‌رنگ شده، شاید بخشی از مسئله به کم‌کاری ما برگردد؛ به اینکه نتوانسته‌ایم آن زیبایی‌ها و ظرفیت‌های ادبیات را به‌اندازه کافی به آن‌ها نشان بدهیم. آنچه من در جریان پایش‌ها و ارتباط با شرکت‌کنندگان دیدم، واقعاً شگفت‌انگیز بود. استعدادهای فوق‌العاده‌ای در این حوزه وجود دارد؛ استعدادهایی که گاهی تصور و پیش‌فرض ما را درباره میزان آشنایی نوجوانان با زبان و ادبیات فارسی کاملاً تغییر می‌دهد. میزان تسلط بعضی از این بچه‌ها بر زبان و ادبیات فارسی و نوع ارتباطی که با آن دارند، واقعاً قابل توجه است.

بسیاری از شرکت‌کنندگان ما خودشان شاعرند یا در ابتدای مسیر شاعری قرار دارند. تعدادی از آن‌ها در حوزه رسانه فعالیت می‌کنند و بسیاری‌شان با ادبیات مأنوس‌اند. البته طبیعی است که میزان آشنایی و انس یک نوجوان با ادبیات، با یک فرد بزرگسال که سال‌ها در این حوزه مطالعه و تجربه داشته، یکسان نباشد؛ اما نکته مهم این است که زبان و ادبیات فارسی بخشی از زیست جامعه ایرانی است. شاید بتوان گفت سهم هر فرد از این سفره بزرگ ادبی متفاوت باشد، اما این سفره همچنان گسترده است و نوجوانان ما نیز به آن تعلق دارند. تجربه «دونقطه» برای من فرصتی بود تا بخشی از این ظرفیت‌ها را از نزدیک ببینم.

در طراحی محتوای مسابقه، بیشتر به سراغ ادبیات کلاسیک و میراث کهن فارسی رفته‌اید یا ادبیات معاصر را هم به همان اندازه مورد توجه قرار داده‌اید؟ اساساً چه رویکردی برای انتخاب موضوعات و طراحی بازی‌های ادبی دارید؟

از همان روز اولی که ساخت «دونقطه» را آغاز کردیم، یک هدف مشخص داشتیم: می‌خواستیم زبان و ادبیات فارسی را از جایگاهی که گویی در قله‌ای دوردست قرار گرفته، به زندگی روزمره مردم نزدیک کنیم؛ اما در عین حال، نمی‌خواستیم آن را دم‌دستی و سطحی کنیم.

منظورمان از نزدیک کردن ادبیات این است که کسی که در مسابقه شرکت می‌کند یا برنامه را می‌بیند، بتواند با همان دانش و آشنایی فعلی خود با زبان و ادبیات فارسی به پرسش‌ها پاسخ دهد. قرار نیست با برنامه‌ای روبه‌رو باشیم که فقط استادان زبان و ادبیات فارسی بتوانند آن را بفهمند یا صرفاً گروه خاصی از مخاطبان فرهیخته با آن ارتباط برقرار کنند. ما معتقدیم زبان فارسی یکی از پیوندهای مشترک میان همه ماست و می‌تواند افراد مختلف جامعه را به یکدیگر نزدیک کند. تلاش کردیم این پیوند را از مسیر بازی و سرگرمی جذاب کنیم و به آن بپردازیم.

البته در این میان، به سراغ موضوعاتی هم رفتیم که شاید در دسترس روزمره همه مردم نباشند؛ موضوعاتی که ممکن است یک بار از برابر نگاه مخاطب عبور کنند و او را با بخشی از میراث ادبی خود آشنا کنند. برای مثال، ممکن است یک ضرب‌المثل به گوش من یا مخاطب برنامه نخورده باشد، اما در جریان یکی از بازی‌های «دونقطه» با آن روبه‌رو شود، معنایش را بشناسد و کاربردش را ببیند. این اتفاق در بستر بازی رخ می‌دهد، نه در قالب یک کلاس درس یا گفت‌وگوی تخصصی و فنی میان دو استاد ادبیات. ما در «دونقطه» سرگرم می‌شویم و بازی می‌کنیم، اما در کنار آن، دانش ادبی مخاطب هم افزایش پیدا می‌کند. برای نمونه، در بخش‌هایی از مسابقه به سراغ گلستان سعدی و واژگان آن رفته‌ایم. حتی بخش قابل توجهی از واژه‌هایی که در بازی‌های املایی استفاده می‌کنیم، از کلمات روزمره و کاربردی انتخاب شده‌اند؛ کلماتی که در زندگی عادی و به‌ویژه در فضای مجازی با آن‌ها سروکار داریم، اما گاهی آن‌ها را اشتباه می‌نویسیم. غلط‌های نوشتاری و بی‌توجهی به قواعد نگارش، از جمله موضوعاتی بود که هنگام طراحی مسابقه به آن توجه داشتیم.

وقتی می‌خواستیم حوزه‌های مأموریت برنامه را مشخص کنیم، به این نتیجه رسیدیم که باید در چند زمینه مشخص کار کنیم: نخست، حوزه نوشتار و درست‌نویسی؛ دوم، گسترش دایره واژگان و بازی با کلمات؛ سوم، پرداختن به زیبایی‌های زبان فارسی، مانند ضرب‌المثل‌ها؛ و در نهایت، آشنایی با گنجینه ادبیات کهن ایران. انتخاب بازی‌هایی مانند «کتیبه» نیز با همین نگاه انجام شد.

اگر به روند بازی‌ها دقت کنید، متوجه می‌شوید که طراحی آن‌ها نیز بر همین اساس پیش می‌رود؛ از بازی‌های املایی آغاز می‌کنیم، بعد به بازی‌های واژگانی و ضرب‌المثل‌ها می‌رسیم و در ادامه، شرکت‌کنندگان باید با پشت سر گذاشتن این مراحل، کتیبه را حل کنند. در واقع، حل کتیبه یکی از بخش‌های مهم مسابقه است و امتیاز ویژه‌ای هم برای فهم و دریافت محتوای آن در نظر گرفته‌ایم. شرکت‌کنندگان پس از حل کتیبه، باید درباره آن صحبت کنند و نشان دهند که تا چه اندازه مفهومش را دریافته‌اند.

بنابراین، هدف ما فقط این نیست که مخاطب از کنار یک واژه، ضرب‌المثل یا متن ادبی عبور کند؛ می‌خواهیم فرصتی فراهم شود تا کمی عمیق‌تر با آن مواجه شود و معنایش را دریابد. همه این اتفاق‌ها در حالی رخ می‌دهد که مخاطب همچنان در حال بازی و سرگرمی است. به نظرم این همان نقطه‌ای است که می‌توان میان آموزش غیرمستقیم، سرگرمی و آشنایی با میراث ادبی پیوند برقرار کرد.

در طول تولید و ضبط فصل‌های مختلف «دونقطه»، حتماً لحظه‌ها و اتفاق‌های زیادی را تجربه کرده‌اید. اگر بخواهید از میان آن‌ها یک خاطره را انتخاب کنید که بیش از همه شما را تحت تأثیر قرار داده باشد، کدام خاطره را روایت می‌کنید؟

خاطره‌ای که به ذهنم می‌رسد، مربوط به فینال فصل اول برنامه است. آن رقابت واقعاً شرایط عجیب و هیجان‌انگیزی داشت. البته دکور ما در آن زمان به شکل امروزی نبود و تفاوت زیادی با دکور فعلی داشت. یکی از گروه‌های شرکت‌کننده تعداد زیادی از دانش‌آموزان مدرسه خودشان را به‌عنوان تماشاگر و هوادار همراه آورده بودند. آن‌ها تقریباً مثل یک تیم میزبان وارد رقابت شده بودند و می‌خواستند فضای استودیو را شبیه یک ورزشگاه پر از تماشاگر کنند. جو سالن به‌شدت سنگین و حساس شده بود و راستش را بخواهید، خود ما هم کمی نگران بودیم که اگر در داوری اشتباهی رخ بدهد، چه اتفاقی می‌افتد! فضا آن‌قدر پرهیجان بود که با خودمان می‌گفتیم این بچه‌ها درست مثل تماشاگران یک شهرآورد هستند و ممکن است اگر اتفاقی مطابق میلشان پیش نرود، صندلی‌های ما را هم بکنند و با خودشان ببرند!

اتفاقاً آن مسابقه تا لحظات پایانی با نتیجه مساوی پیش رفت و برای تعیین برنده، ناچار شدیم یک بازی اضافه برگزار کنیم. رقابت میان دو گروه بسیار نزدیک و حساس بود و هر دو تیم هم توانایی بالایی داشتند. در نهایت، کار به بازی «حاضر جواب» کشید و مسابقه در شرایطی بسیار هیجان‌انگیز ادامه پیدا کرد. فکر می‌کنم هر دو گروه فینالیست ما به مرحله بازی حاضر جواب رسیدند و همین موضوع حساسیت و هیجان آن رقابت را دوچندان کرده بود.

«دونقطه» در مسیری که از یک تجربه آموزشی و دغدغه‌ای شخصی آغاز شد، امروز به مسابقه‌ای تلویزیونی با مخاطبان و شرکت‌کنندگانی از نقاط مختلف کشور تبدیل شده است. آنچه در روایت سردبیر این برنامه پررنگ است، تلاش برای ایجاد نسبتی تازه میان نوجوانان و میراث ادبی ایران است؛ نسبتی که نه بر پایه فاصله گرفتن از زندگی امروز، بلکه از دل زبان روزمره، بازی، رقابت و کشف زیبایی‌های پنهان زبان فارسی شکل می‌گیرد. این رویکرد، در امتداد تأکیدهای رهبر شهید و رهبر معظم انقلاب بر پاسداشت و ترویج زبان فارسی و بهره‌گیری از قالب‌های نو و جذاب برای انتقال مفاهیم فرهنگی و علمی قرار دارد؛ چنان‌که تبدیل این دغدغه به یک رقابت سرگرم‌کننده تلویزیونی، تلاشی برای نزدیک‌تر کردن زبان فارسی به زندگی نسل نوجوان و گسترش آن در میان مخاطبان امروز است. «فصل رویش» نیز در ادامه همین مسیر، فرصتی برای گسترش این تجربه و شکوفایی ظرفیت‌هایی است که شاید پیش از این کمتر مجال دیده‌شدن در قاب تلویزیون را داشته‌اند.

۲۴۲۲۴۲

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.