کد خبر 749031
۱۴۰۵/۰۸/۱۶ ۱۳:۲۲

آیا بی‌فرزندی مسری است؟ چرا مردم در سراسر جهان کمتر بچه‌دار می‌شوند؟

بچه
ساعت ۲۴-  کاهش تمایل به فرزندآوری در جهان دیگر فقط با مشکلات اقتصادی یا تغییر سبک زندگی توضیح داده نمی‌شود. یک بررسی تازه نشان می‌دهد دشواری یافتن شریک زندگی، نگرانی از آینده، فشارهای سنگین والدگری و حتی تأثیر انتخاب دوستان و اطرافیان، در کاهش شمار تولدها نقش دارند؛ روندی که می‌تواند ساختار خانواده و آینده جوامع را تغییر دهد.

نشریه اکونومیست در مقاله‌ای با عنوان «آیا بی‌فرزندی مسری است؟» به بررسی دلایل کاهش فرزندآوری در جهان پرداخته است. این مقاله به کتاب تازه کامیلا کاوندیش، روزنامه‌نگار و نویسنده بریتانیایی، با عنوان «نسل شاید» (Generation Maybe) توجه دارد؛ کتابی که به بررسی این پرسش می‌پردازد که چرا مردم در کشورهای مختلف کمتر از گذشته صاحب فرزند می‌شوند و این تغییر چه پیامدهایی برای آینده جوامع دارد.

کاوندیش در این کتاب، با بررسی تجربه افراد در فرهنگ‌ها و کشورهای مختلف، استدلال می‌کند که کاهش نرخ باروری را نمی‌توان صرفاً نتیجه افزایش تحصیلات زنان، استقلال اقتصادی یا تغییر نگرش به زندگی خانوادگی دانست. به اعتقاد او، مجموعه‌ای از عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در این روند نقش دارند.

بحران روابط عاطفی و دشواری تشکیل خانواده

یکی از مهم‌ترین عواملی که کاوندیش به آن اشاره می‌کند، دشواری یافتن شریک زندگی مناسب است. بسیاری از زنان و مردان تمایل دارند خانواده تشکیل دهند، اما در ایجاد یک رابطه پایدار با مشکل مواجه‌اند.

گسترش برنامه‌های دوست‌یابی اینترنتی، تغییر شیوه آشنایی افراد و کاهش ارتباطات اجتماعی پایدار، از جمله عواملی هستند که می‌توانند تشکیل رابطه عاطفی و ازدواج را دشوارتر کنند.

این وضعیت برای زنانی که به دلایل مختلف فرزندآوری را به سال‌های بعد موکول می‌کنند، اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا فرصت باروری با افزایش سن محدودتر می‌شود. به این ترتیب، برخی افراد نه به دلیل نداشتن علاقه به فرزند، بلکه به علت پیدا نکردن شریک مناسب یا فراهم نشدن شرایط زندگی، بدون فرزند می‌مانند.

آیا انتخاب دوستان بر تصمیم ما تأثیر می‌گذارد؟

یکی از نکات جالب کتاب، نقش تأثیرگذاری محیط اجتماعی بر تصمیم افراد برای داشتن یا نداشتن فرزند است.

انسان‌ها در بسیاری از انتخاب‌های زندگی از رفتار و تجربه اطرافیان خود تأثیر می‌گیرند. تصمیم به فرزندآوری نیز از این قاعده مستثنا نیست. وقتی افراد در جمع دوستان و آشنایان خود کسانی را می‌بینند که زندگی بدون فرزند را انتخاب کرده‌اند، ممکن است این سبک زندگی برایشان طبیعی‌تر و قابل‌تصورتر شود.

این تأثیر اجتماعی لزوماً به معنای تقلید آگاهانه نیست؛ بلکه نشان می‌دهد انتخاب‌های فردی در خلأ شکل نمی‌گیرند و نگرش‌های رایج در جامعه می‌توانند بر تصمیم‌های شخصی تأثیر بگذارند.

در این میان، تلفن‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی نیز با گسترش ارتباطات و نمایش مداوم سبک‌های مختلف زندگی، می‌توانند بر تصور افراد از ازدواج، خانواده و والدگری اثر بگذارند.

فشارهای والدگری در دنیای امروز

عامل دیگری که در این بررسی مطرح می‌شود، تغییر انتظارات از والدین است. در بسیاری از جوامع، پدر و مادر بودن دیگر صرفاً به معنای مراقبت از کودک نیست؛ بلکه از والدین انتظار می‌رود در زمینه آموزش، سلامت، تغذیه، فعالیت‌های اجتماعی و رشد عاطفی فرزند نیز عملکردی تقریباً بی‌نقص داشته باشند.

این انتظارات می‌تواند فرزندآوری را به مسئولیتی سنگین و اضطراب‌آور تبدیل کند.

در کنار آن، هزینه بالای مسکن، نگهداری از کودکان، ناامنی شغلی و دشواری ایجاد تعادل میان کار و زندگی خانوادگی، تصمیم به داشتن فرزند را برای بسیاری از زوج‌ها پیچیده‌تر کرده است.

نگرانی‌های زیست‌محیطی و بدبینی نسبت به آینده نیز در تصمیم برخی جوانان نقش دارند. گروهی از افراد نگران‌اند که فرزندانشان در جهانی با مشکلات اقتصادی، تغییرات اقلیمی و بی‌ثباتی اجتماعی زندگی کنند.

همه کسانی که فرزند ندارند، چنین انتخابی نکرده‌اند

یکی از نکات مهم کتاب کاوندیش، تفاوت میان بی‌فرزندی اختیاری و بی‌فرزندی ناخواسته است.

در نگاه نخست ممکن است تصور شود افرادی که فرزند ندارند، آزادی و استقلال را به مسئولیت‌های خانوادگی ترجیح داده‌اند؛ اما تجربه‌هایی که نویسنده در جریان تحقیقات خود بررسی کرده، تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌دهد.

برخی زنان سال‌ها در انتظار یافتن شریک مناسب هستند و برخی دیگر با وجود تمایل به مادر شدن، با مشکلات اقتصادی یا محدودیت‌های زیستی مواجه می‌شوند.

این وضعیت در میان مردان کم‌درآمد نیز دیده می‌شود. کاوندیش توجه می‌دهد که مردانی که از نظر اقتصادی و اجتماعی موقعیت ضعیف‌تری دارند، ممکن است بیش از دیگران با دشواری تشکیل رابطه پایدار و خانواده روبه‌رو شوند.

او همچنین به شکاف میان تعداد فرزندانی که افراد می‌خواهند و تعداد فرزندانی که در عمل دارند، اشاره می‌کند؛ شکافی که می‌تواند با احساس ناامیدی و نارضایتی از زندگی همراه باشد.

جهان با چه پیامدهایی روبه‌رو خواهد شد؟

کاهش نرخ باروری در کنار افزایش امید به زندگی، به تدریج ساختار جمعیت کشورها را تغییر می‌دهد. جمعیت سالمندان افزایش می‌یابد و در مقابل، شمار افراد جوان و نیروی کار کاهش پیدا می‌کند.

این وضعیت می‌تواند تأمین منابع مالی نظام‌های بازنشستگی و خدمات درمانی را دشوارتر کند. همچنین در آینده، تعداد کمتری از افراد شاغل باید هزینه‌های مربوط به جمعیت سالمند را تأمین کنند.

در چین از این وضعیت با عنوان مسئله «چهار-دو-یک» یاد می‌شود؛ وضعیتی که در آن یک فرزند ممکن است مسئولیت مراقبت از دو والد و چهار پدربزرگ و مادربزرگ را بر عهده داشته باشد.

راه‌حل فقط پرداخت کمک‌هزینه نیست

کاوندیش معتقد است سیاست‌های تشویقی محدود و پرداخت کمک‌های مالی به‌تنهایی نمی‌توانند مشکل کاهش تولدها را حل کنند. اگر افراد برای تشکیل خانواده با مشکلاتی مانند مسکن گران، اشتغال ناپایدار، کمبود خدمات مراقبت از کودک و دشواری هماهنگی کار و زندگی روبه‌رو باشند، کمک‌های مالی محدود احتمالاً تغییر اساسی ایجاد نخواهد کرد.

بهبود شرایط زندگی خانواده‌ها، ایجاد فرصت‌های شغلی مناسب، حمایت از والدین شاغل، دسترسی به خدمات نگهداری از کودکان و فراهم کردن امکان زندگی خانوادگی با هزینه قابل‌قبول، از جمله اقداماتی هستند که می‌توانند به افرادی که خواهان فرزند هستند کمک کنند.

پیام اصلی این بررسی آن است که کاهش فرزندآوری را نباید صرفاً به خودخواهی نسل جوان یا تغییر ارزش‌های زنان نسبت داد. بسیاری از افراد هنوز خواهان تجربه پدر و مادر شدن هستند، اما شرایط اجتماعی و اقتصادی تحقق این خواسته را دشوار کرده است.

در عین حال، احترام به کسانی که آگاهانه زندگی بدون فرزند را انتخاب می‌کنند نیز اهمیت دارد. مسئله اصلی این نیست که همه افراد باید صاحب فرزند شوند، بلکه باید شرایطی فراهم شود که کسانی که خواهان تشکیل خانواده‌اند، به دلیل موانع قابل‌حل از این تجربه محروم نمانند.

منبع : اکونومیست

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین، افترا، لینک، تبلیغات و نوشته‌شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.