چگونه ملیپوش جوان پرسپولیس، معیارهای زبانی در فوتبال را دگرگون میکند! ثروت و اعتبار باشگاه، نشان از تقدیر و احترام به سرمربی تیم ملی!
در دنیای فوتبال ما، بهخصوص در سالهای اخیر، موضوع تخصص و شایستگی که بهعنوان اصول اساسی برای پیشرفت محسوب میشوند، اغلب در مواجهه با فرهنگ حاکم تحتالشعاع قرار میگیرد. در واقع، رفتارهایی که در دهههای ۶۰ و ۷۰ شمسی بهعنوان ناپسند معرفی میشد، بهتدریج به ابزاری برای ترقی و انعقاد قراردادهای بهتری بدل شده است!
در آن دوران، بازیکنانی که بیشتر به فکر برقراری روابط عمومی و تعامل با مدیران، مربیان و رسانهها بودند تا به کار و تمرین در زمین، معمولاً از سوی سایر همتیمیها طرد میشدند و تجربه نشان میداد که این مسیر بهندرت به موفقیت منجر میشود!
اما امروزه با پیشرفت فناوری و گسترش شبکههای اجتماعی، برقراری ارتباطات به بخشی جداییناپذیر از زندگی حرفهای ما تبدیل شده است و حالا در فوتبال، بازیکنانی که دارای مهارتهای ارتباطی هستند، بهسرعت ترقی میکنند و در مقابل، آنهایی که طبق شیوههای سنتی تنها به کار خود متمرکزند، معمولاً موفقیتهای چندانی کسب نمیکنند!
کافی است نگاهی به مصاحبههای بازیکنان تیم ملی در این سالها بیندازید؛ باوجودی که در زمین هیچ دستاورد خاصی نداشتهاند -برخلاف وعدههای قلعهنویی- اما در فضای بیرونی با مصاحبههای خود، جایگاه خود را در تیم ملی و قلب امیر قلعهنویی حفظ کردهاند! بنابراین نمیتوان به جوانان تازهوارد خرده گرفت که چرا از نسل قبلیها یاد میگیرند! آن بزرگترها معمولاً بعد از هر مسابقه باشگاهی، تلاش میکنند بحث را بهسمت تیم ملی هدایت کرده و از امیرخان و دستیارانش تقدیر کنند!
با این حال، امیرحسین محمودی چهرهای نوظهور در این عرصه است! پیشتر در خبرورزشی بارها هشدار داده بودیم که اگر او به همین روال ادامه دهد، نهتنها در پرسپولیس بلکه از تیم ملی نیز جا میماند. اما این جوان بهجای تمرکز بر مسائل فنی و بهبود عملکرد خود، استانداردهای جدیدی در زمینه پیشرفت ارتباطی و ابراز احترام به سرمربی تیم ملی ایجاد کرده است!
محمودی که فصل گذشته تنها با دو بازی و بهدلیل ضعف سایر بازیکنان پرسپولیس، با یک گل به تیم ملی دعوت شد و بعدها بهدستور قلعهنویی بهعنوان جوانی برای کاهش میانگین سنی تیم انتخاب شد -نه بهمنظور بازی کردن!-، از آن زمان هیچ نشانهای از پیشرفت در عملکردش در پرسپولیس یا رویاروییهای ملی نداشته است.
این فصل، تارتار جوانان را در دقایق آخر هر مسابقه به میدان فرستاده و بازیکنانی چون شهرآبادی یا صادقی از این فرصتها بهره برده و خود را نشان دادهاند تا سرمربی در بازیهای بعدی بیشتر به آنها اعتماد کند. اما محمودی که بیشتر از دیگران بهدلیل همان عنوان ملیپوش بودن، فرصت حضور در زمین را داشت، هیچ گام موثری برنداشت. حتی یک حرکت به یاد ماندنی یا تاثیری در نتیجه مسابقات از او دیده نشد!
اما تمام این مسائل تا پیش از بازی با فجر سپاسی، یک وجه از ماجرا بود و حالا محمودی مرزها را جا به جا کرده است. بازیکنی که بهواسطه حضور در تیم ملی، قراردادش تغییر کرده و در حالی که نسبت به دیگر بازیکنان کمترین تاثیر را در تیم داشته، پس از یک باخت، به مصاحبه میآید! و بعد از شکست پرسپولیس، به انتقاد از مدیریت و باشگاه میپردازد و میگوید متاسف است که موجب شرمندگی کادر فنی تیم ملی شده!
نمونهای بارز از آن مثل معروف! در حالی که بازیکن از باشگاه حقوق میگیرد و به دلیل پیراهن پرسپولیس و اعتماد مهدی تارتار -که ابتدای فصل حتی به پورعلی گنجی اعتماد نکرده بود- موقعیت ملی یافته، بهجای تمرکز بر بهبود در تمرینات و کمک به تیم در زمین، با مصاحبههای حاشیهای بعد از شکست سعی در جلب توجه کرده است!
حرکت عجیبی که او در یادآوری از امیر قلعهنویی و کادر فنی تیم ملی انجام داد، بهچشم میآید که نشاندهنده این است که او بهجای دلنگرانی برای تیم و نتایج آن، تنها نگران جایگاه خود در تیم ملی است! گویی باشگاه پرسپولیس و مهدی تارتار وظیفه دارند به خاطر دعوت او به تیم ملی، بدون اینکه او واقعی در زمین بازی کند، بالاترین حقوق را به او پرداخت کرده و بدون توجه به نتایج و کیفیت عملکرد، در هر مسابقه او را در زمین قرار دهند!
انتظاری که حتی علی دایی نیز در ۳۷ سالگی و پس از تمام افتخاراتش، هرگز نداشت و این جوان نرسیده چنین توقعاتی را دارد! محمودی با همین مصاحبهها نشان داد که چه پدیدهای عجیبی است و تارتار بهخوبی میداند اگر به موقع در این زمینه برخورد نداشته باشد، از فردای آن روز دیگر نمیتواند جوانان این تیم را در کنار هم نگه دارد!
شاید ندانید: ویدیو| محمودی: هواداران پرسپولیس در جریان نبودند/ واقعا شرمنده کادر تیم ملی هستم، کم بازی میآید!