در ماههای اخیر، صنعت نفت ایران با چالشهای بیسابقهای مواجه شده است. حمله به تأسیسات پارس جنوبی موجب کاهش تولید میعانات گازی گردید، در حالی که پالایشگاه تهران به دلیل تعرض دشمن به زیرساختهای انتقال و ذخیرهسازی دچار محدودیتهایی در ظرفیت شده است. همچنین، پالایشگاه لاوان نیز هدف حمله نظامی قرار گرفت و تعدادی از واحدهای فرآیندی و مخازن آن آسیب دیدند.
حملات به انبارهای نفت در تهران و البرز نهتنها ظرفیت ذخیرهسازی و توزیع سوخت به تهران و استانهای شمالی را حوالے کرده، بلکه خسارات واردشده به خطوط انتقال فرآوردهها، جابجایی سوخت به مناطق پرمصرف کشور را نیز دشوارتر ساخته است. در این میان، محدودیتهای واردات ناشی از شرایط جنگ و محاصره نظامی دریایی نیز فشار مضاعفی بر تأمین بنزین گذاشته است.
این موارد واقعیتهای تحمیلی بر کشور هستند که در تحلیل هرگونه تصمیم مرتبط با سوخت باید مدنظر قرار گیرند.
در چنین وضعیتی، بازنگری در نحوه ارائه بنزین باید در راستای مدیریت وضعیت جنگ تحمیلی و حفاظت از امنیت انرژی کشور مطرح شود. تدبیری که هیچ تغییری در سهمیه یارانهای مردم ایجاد نکرده و سهمیه اول خودروهای شخصی همچنان به میزان ۶۰ لیتر با نرخ ۱۵۰۰ تومان و سهمیه دوم نیز بدون تغییر باقی مانده است.
در نتیجه، اصلاحات ضروری به دنبال وضعیت تحمیلی از سوی دشمن در حوزه انرژی، تنها بر روی بخشی از مصرف خارج از الگوی متعارف تمرکز دارد، تا با بهرهگیری از این ابزارها، بهویژه در شرایطی که دشمن همچنان زیرساختهای حیاتی را نادیده نمیگیرد، از منابع کشور بهطور مؤثرتری محافظت شود.
گاهی فراموش میکنیم که حضور هر لیتر بنزین در جایگاهها، نتیجه تلاش زنجیرهای بزرگ و پیچیده است. روزانه چندین میلیون بشکه نفت خام و میعانات گازی در کشور وارد چرخه پالایش میشود تا بنزین، گازوئیل، سوخت هواپیما و سایر فرآوردههای ضروری تولید گردد. این زنجیره به هزاران نیروی کار متخصص، شبکه گسترده انتقال، مخازن ذخیره، پالایشگاههای فعال و سرمایهگذاری مداوم وابسته است. زمانیکه بخشی از این زنجیره مورد حمله دشمن قرار گیرد، حفظ پایداری آن تنها از طریق افزایش تولید میسر نخواهد بود، بلکه مدیریت مصرف نیز بههمان اندازه حائز اهمیت است. هر لیتر صرفهجویی به معنای کاهش فشار بر زیرساختهایی است که این روزها تحت شدیدترین فشارهای ناشی از جنگ قرار دارند.
واقعیت دیگری که باید به آن توجه کرد، این است که هزینه تولید و تأمین بنزین با قیمت عرضه آن فاصله قابل توجهی دارد. با وجود افزایش هزینههای تولید این محصول شامل تعمیر زیرساختهای آسیبدیده و دشواری در تأمین فرآوردهها تحت شرایط جنگ، دولت بخش عمدهای از قیمت واقعی بنزین را از محل منابع عمومی تأمین میکند. به همین دلیل، کاهش سهمیه بنزین نباید بهعنوان انتقال بار هزینهها به دوش مردم تلقی شود؛ بلکه هدف اصلی آن مدیریت تقاضا، جلوگیری از مصرف غیرضروری، کاهش وابستگی به واردات و حفظ ذخایر استراتژیک کشور میباشد.
در کنار این تصمیم، دولت به دنبال راهکارهایی دیگر نیز هست؛ از توسعه استفاده از CNG و حمایت از ناوگان حملونقل عمومی و تاکسیهای اینترنتی تا تقویت زیرساختهای تولید و توزیع سوخت و بازسازی تأسیسات آسیبدیده. چرا که دولت به این واقعیت کارشناسانه آگاه است که مدیریت مصرف تنها با ابزار قیمت تحقق نمییابد؛ بلکه نیازمند مجموعهای از سیاستهای حمایتی، فنی و زیرساختی است که بهطور همزمان در حال اجرا هستند.
نکته مهم دیگری که باید در نظر گرفت، این است که یارانه انرژی زمانی عادلانه است که بیشتر به مصرفهای متعارف خانگی برسد، نه اینکه صرف مصارف بسیار بالا شود. حفظ سهمیه یارانهای اکثریت مردم و اصلاح بخشی از مصرفهای مازاد تلاشی برای نزدیکتر شدن به همین عدالت است؛ بهطوری که منابع عمومی کشور به جای آنکه بیشتر در اختیار پرمصرفها قرار گیرد، به نفع عموم جامعه باقی بماند.
دولت بهخوبی آگاه است که هر تصمیمی در زمینه بنزین به معیشت و زندگی روزمره مردم مرتبط است و بدین سبب، سعی کرده سهمیه یارانهای خانوارها را حفظ کند. اما همچنان که دشمن، امنیت انرژی را به یکی از عرصههای جنگ تبدیل کرده است، حفاظت از این سرمایه ملی نیز نیازمند تصمیمهای هوشمندانه و همکاری مردم است. به عبارت دیگر، در این برهه، مدیریت مصرف بخشی از دفاع ملی و شرط حفظ تابآوری ایران در برابر جنگی است که هم تحمیل شده و هم هنوز پایان نیافته است.
*سخنگوی دولت
نظرات کاربران