به نقل از خبرآنلاین، آیت‌الله مصطفی محقق داماد در مقاله‌ای که در روزنامه اطلاعات منتشر شده، به بررسی ریشه‌های تورم و روش‌های مقابله با آن پرداخته و بیان می‌کند که مکتب‌های مختلف در این زمینه دیدگاه‌های متناقضی دارند. او تأکید می‌کند که این تنوع نظرها نه نقصی، بلکه نشانه‌ای از پویایی علم است؛ زیرا هیچ علمی در حالت زنده نمی‌تواند به اجماع کامل دست یابد. اجتهاد در برابر اجتهاد، عامل پیشرفت علم است، همان‌طور که فقه ما را تکامل بخشیده است.

اما درد دیگری وجود دارد: این گفتمان زنده، از حالت خود فراتر نمی‌رود و به جامعه و فرآیند تصمیم‌گیری موصول نمی‌شود؛ این مباحث تنها در محافل دانشگاهی و نشریه‌های تخصصی ادامه دارد و از گوش مردم دور است.

شاهدی بارز می‌آورم: مسعود روغنی زنجانی، رییس سابق سازمان برنامه و بودجه، بعد از سال‌ها درباره افزایش نقدینگی می‌گوید: «وقتی در مورد افزایش نقدینگی برای آقای هاشمی توضیح می‌دادیم، او به این موضوع می‌خندید. شاید تقصیر ما، یعنی بنده، آقای نیلی، طبیبیان یا نوربخش بوده که نتوانستیم این موضوع را به درستی منتقل کنیم؛ در نتیجه نقدینگی به سرعت افزایش یافت و تورم بالا رفت.»

به دقت بر این جمله تفکر کنید. رییس سازمان برنامه‌ریزی کشور نمی‌گوید که اطلاعی نداشته‌ایم یا تحقیقی انجام نشده است، بلکه او اشاره می‌کند که نتوانستیم اطلاعات را به بالاترین مقام اجرایی آن زمان منتقل کنیم و بهای این نقص، بر دوش ملتی افتاد که با تورم دست و پنجه نرم می‌کند. انصافاً این مشکل تنها مختص آن زمان و مقام نماند و و همچنان گریبان‌گیر بسیاری از تصمیم‌سازی‌های کلان کشور است. متأسفانه، حتی منتقدان و مخالفان نیز با وجود تحصیلات عالی در رشته‌های مختلف، از ابتدایی‌ترین اصول علم اقتصاد نیز بی‌خبرند و خود هیچ‌گاه متوجه این نقیصه نمی‌شوند. در غیاب فهم مشترک، شیوه‌های همکاری و ایجاد اجماع ممکن نمی‌گردد و این وضعیت باعث رشد شایعه و برداشت‌های نادرست می‌شود؛ به طوری که فقدان شناخت، دائماً با توهمات پر می‌شود.

17302