علیرضا کفشکنان در گفتوگو با ایسنا، با تأکید بر چالشهای ریشهای در مدیریت منابع انرژی، بیان کرد: در اغلب کشورهایی که از منابع فسیلی و نعمتهای انرژیزا برخوردارند، مصرف انرژی بهدلیل دسترسی آسان و نبود هزینههای واقعی برای تأمین آن، در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. این مسئله فقط به ایران محدود نیست و تقریباً در تمام کشورهای نفتخیز دیده میشود؛ مگر در نمونههای خاصی مانند نروژ که بهسبب اعمال قیمتهای واقعی انرژی، سیاستهای مربوط به صرفهجویی و مصرف بهینه را در اولویت قرار داده است.
وی با اشاره به اینکه الگوی مصرف انرژی در ایران به دلایل گوناگون حتی از بسیاری از کشورهای نفتی نیز نامناسبتر است، توضیح داد: با وجود توجه به توسعه زیرساختهای انرژی، متأسفانه به موضوع بهینهسازی به اندازه کافی پرداخته نشده است. امروز ایران در چهار محور اصلی برق، گاز، سوخت و آب ـ که بخشی از حوزه انرژی به شمار میآیند ـ حدود دو تا ۲.۵ برابر میانگین جهانی انرژی مصرف میکند و وضعیت مصرف در این چهار منبع، بحرانی و فاجعهبار است.
بازدهی ۷برابری بهینهسازی نسبت به توسعه
این کارشناس انرژی با تأکید بر لزوم تغییر نگرش، گفت: پرداختن به بهینهسازی و اصلاح الگوی مصرف، بهمراتب از توسعه نیروگاهها و زیرساختهای جدید انرژی اولویت بیشتری دارد. اگر یک واحد هزینه را در بخش توسعه صرف کنیم، در مقابل، با صرف همان یک واحد هزینه برای بهینهسازی و اصلاح مصرف میتوانیم تا هفت برابر نتیجه بهتر از احداث زیرساختهای تازه به دست آوریم.
وی ادامه داد: اگر بتوانیم الگوی مصرف را رعایت کنیم، از تجهیزات کممصرف و پربازده استفاده نماییم و رفتار مصرفکننده را تغییر دهیم، این اقدام بسیار ارزشمندتر از آن است که صرفاً در مبدأ به تولید انرژی بپردازیم.
این کارشناس انرژی با توضیح زنجیره تولید و انتقال انرژی، به میزان بالای اتلاف در مراحل مختلف اشاره کرد و گفت: زمانی که انرژی از میدانهای نفتی و گازی استخراج میشود، در مسیر انتقال به پالایشگاه بخشی از آن از دست میرود. در پالایشگاه نیز چند درصدی از انرژی هدر میرود. پس از آن، در انتقال از پالایشگاه به نیروگاه هم تلفات دیگری رخ میدهد.
وی با اشاره به راندمان پایین نیروگاهها افزود: در نیروگاهها، برای تبدیل سوخت یا گاز به برق، راندمان دقیقاً حدود ۴۰ درصد است؛ یعنی در همین مرحله ۶۰ درصد انرژی از بین میرود. افزون بر این، در شبکه انتقال و توزیع برق نیز دستکم ۱۲ درصد تلفات داریم. در نهایت، وقتی انرژی به خانهها میرسد، باز هم در مرحله مصرف، مقداری اتلاف رخ میدهد. بنابراین اگر بهجای تمرکز بر سمت تولید، نگاه و تمرکز اصلی را بر سمت مصرف قرار دهیم، قطعاً میتوانیم نتایج بسیار مؤثرتری در مدیریت منابع انرژی به دست آوریم.
ایجاد ساختار سیاستگذاری و صندوق بهینهسازی
این کارشناس حوزه انرژی با اشاره به اقدامات مثبت سالهای اخیر، اظهار کرد: در پی بروز ناترازیهای انرژی و تصویب قوانین مختلف از جمله مواردی که در برنامه هفتم توسعه آمده، توجه به بهینهسازی و اصلاح الگوی مصرف افزایش یافته است؛ موضوعی که خود موجب شده سرمایهگذاران برای اجرای طرحهای بهینهسازی ترغیب شوند.
وی با اشاره به تحولات ساختاری تأکید کرد: تشکیل معاونت بهینهسازی در ریاستجمهوری، نقطه عطفی در سیاستگذاری این حوزه بوده است؛ چراکه اکنون این معاونت، سیاستگذار اصلی در زمینه بهینهسازی محسوب میشود و همه دستگاههای زیرمجموعه وزارت نیرو، وزارت نفت و وزارت راه که با انرژی ارتباط دارند، باید با سیاستهای کلان آن هماهنگ باشند. خوشبختانه در این معاونت، صندوق بهینهسازی نیز راهاندازی شده است. عوارض و جرایم مربوط به رعایت نکردن الگوی مصرف یا جریمههای ناشی از مصرف غیربهینه به این صندوق واریز میشود و از محل این منابع، هزینههای سرمایهگذاری برای اجرای طرحهای بهینهسازی تأمین میگردد. این سازوکار موجب شده طرحهای بهینهسازی، بهویژه در واحدهای صنعتی که ظرفیت بسیار بالایی دارند، وارد مرحله اجرا شوند.
کفشکنان در ادامه با اشاره به حجم بالای اتلاف انرژی در صنایع سنگین، نمونههایی از این هدررفت را توضیح داد و افزود: در واحدهای سیمانی، کورههای تولید کلینکر ـ ماده اصلی سیمان ـ هنگام راهاندازی، مقدار بسیار زیادی حرارت و انرژی را هدر میدهند که این موضوع علاوه بر اتلاف انرژی، آلودگی هوا را نیز تشدید میکند. در حال حاضر، اجرای واحدهای WHR یا همان بازیافت حرارت در دستور کار قرار دارد تا بتوان از این گرمای تلفشده برای تولید برق بهره گرفت.
وی ادامه داد: بر اساس بررسیهای انجامشده، هر واحد سیمانی در صورت استفاده از سیستمهای WHR میتواند بلافاصله پس از شروع فعالیت، ۳۰ درصد از برق موردنیاز خود را از محل بازیافت حرارت تأمین کند. هرچند این فناوری در اغلب کشورهای دنیا رایج است، اما در ایران به دلیل ارزان بودن انرژی و کمتوجهی به ارزش واقعی آن، متأسفانه حتی یک واحد سیمانی نیز از این سیستم استفاده نمیکند. شرایطی مشابه نیز در صنایع فولاد و پتروشیمی وجود دارد؛ جایی که میزان اتلاف حرارت بسیار بالاست.
این کارشناس حوزه انرژی برای برونرفت از معضل ناترازی برق و انرژی، بر ضرورت اجرای دقیق ممیزی انرژی تأکید کرد و گفت: برای رفع ناترازیهای موجود، ناگزیر باید توجه ویژهای به این موضوع معطوف شود. از طریق ممیزی انرژی، بهخصوص در واحدهای صنعتی، نقاط اتلاف انرژی شناسایی شده و راهکارهای اصلاحی ارائه میشود تا میزان مصرف انرژی به ازای تولید هر واحد کالا بهطور چشمگیری کاهش یابد. در فرآیند ممیزی انرژی، باید حتماً استانداردهای بینالمللی مانند ISO ۵۰۰۰۱ و ISO ۵۰۰۰۲ مورد توجه قرار گیرند. ما راه دیگری برای حل ناترازی انرژی نداریم، مگر آنکه این مسائل و راهحلهای علمی را مبنا قرار دهیم.
کفشکنان فراتر از بحث ناترازی، بر مسئولیت اخلاقی و زیستمحیطی نیز تأکید کرد و افزود: حتی اگر موضوع ناترازی انرژی را نادیده بگیریم، باز هم نباید مسیری را انتخاب کنیم که در آن منابع خدادادی صرفاً مصرف شوند؛ زیرا این روند علاوه بر اتلاف منابع، به آلودگی زمین نیز منجر میشود. ما در برابر زمین مسئول هستیم و باید سیاستهایی را اجرا کنیم که مصرف ما را به حداقل ممکن و در عین حال به شکلی درست و اصولی برساند.
وی با اشاره به فناوریهای نوین، از ظرفیت بالای طرحهای کاهش کربن سخن گفت و اظهار کرد: پروژههایی مانند جذب کربن در این عرصه اهمیت حیاتی دارند. در این فرایند، کربنی که تولید شده یا قرار بوده وارد جو شود و از عوامل آلودگی به شمار میرود، با فناوریهای موجود جذب میشود. نکته مهم این است که این کربن جذبشده میتواند به مادهای بسیار ارزشمند تبدیل شود که قابلیت صادرات بالایی دارد و حتی میتواند برای کشور درآمد ارزی ایجاد کند.
این کارشناس حوزه انرژی همچنین با اشاره به مفهوم ردپای کربن افزود: واحدهای صنعتی باید خود را با استانداردهای روز جهان هماهنگ کنند. با توجه به اعتبارات و مشوقهای جهانی برای کاهش ردپای کربن، اگر ما بر کاهش تولید کربن متمرکز شویم، علاوه بر ایفای مسئولیت در قبال محیط زیست، میتوانیم صنعت کشور را نیز از منافع مالی و درآمدهای جهانی ناشی از این اقدامات بهرهمند سازیم.
گواهیهای صرفهجویی در بورس انرژی؛ محرک اصلی سرمایهگذاری است
کفشکنان در بررسی سازوکارهای تشویقی و بازدارنده داخلی گفت: خوشبختانه طی چند سال گذشته، مشوقها و جریمههایی در نظر گرفته شده که در بورس انرژی، طرحهای بهینهسازی به گواهیهای صرفهجویی تبدیل میشوند. این گواهیها انگیزه بسیار مؤثری برای سرمایهگذاران ایجاد کردهاند؛ بهگونهای که در حال حاضر در بخش برق، هر گواهی حدود ۱۰ هزار تومان و در بخش گاز، بین ۱۷ تا ۲۰ هزار تومان و در برخی موارد حتی بیشتر خرید و فروش میشود.
وی با اشاره به اقدامات وزارت نیرو گفت: جایگزینی موتورهای BLDC در کولرهای پربازده و کممصرف بهجای کولرهای قدیمی، مقدار زیادی از برق مصرفی را در سطح مصرفکننده کاهش میدهد و این صرفهجویی به گواهی صرفهجویی برق تبدیل میشود. در حوزه گاز نیز، جایگزین کردن بخاریهای پرمصرف با مدلهای کمبازده میتواند تأثیر بسیار بزرگی بهجا بگذارد.
این کارشناس حوزه انرژی با ارائه یک محاسبه آماری دقیق درباره اثر جایگزینی بخاریها افزود: اگر فرض کنیم در فصل زمستان حدود ۲۰ میلیون بخاری پرمصرف داریم که هرکدام روزانه ۱۲ مترمکعب گاز مصرف میکنند، با جایگزینی آنها با بخاریهای بهینه که تنها ۶ مترمکعب مصرف دارند، میتوانیم روزانه به ازای هر بخاری ۶ مترمکعب صرفهجویی کنیم. این میزان کاهش مصرف در بازه چهارماهه بسیار قابل توجه خواهد بود و در حال حاضر سرمایهگذاران بهتدریج در حال اجرای این طرحها هستند.
کفشکنان بر جدیتر شدن قوانین و مشوقها تأکید کرد و اظهار داشت: هرچند قیمت برق در پلههای بالاتر تا حدی به واقعیت نزدیکتر شده و مصرفکنندگان را به سمت بهینهسازی سوق داده است، اما همچنان به قوانین، مشوقها و جرایم قویتری نیاز داریم تا انگیزه سرمایهگذاری افزایش پیدا کند. امیدواریم با جدیتر گرفتن این رویکردها، وضعیت مصرف در ایران که اکنون ۲ تا ۲.۵ برابر میانگین جهانی است، روزبهروز بهتر شود و دستکم به میانگین جهانی نزدیک گردد.
انتهای پیام
نظرات کاربران