پژوهش حاضر یک پژوهش همبستگی است که در بین ۱۰۸ نفر از کارکنان متاهل دانشگاه آزاد واحد اراک با نمونهگیری در دسترس اجرا شد. به منظور گردآوری دادهها از پرسشنامه باورهای ارتباطی، پرسشنامه سبک عشقورزی و پرسشنامه تعهد زناشویی استفاده شده است.
در مقدمه این پژوهش آمده است: تعهد زناشویی قویترین و پایدارترین عامل پیشبینیکننده کیفیت و ثبات رابطه زناشویی است. در واقع هر ازدواج موفق سه رکن اساسی تعهد، جاذبه و تفاهم دارد. تعهد به عنوان یک تصمیم برای ادامه زندگی زناشویی محسوب میشود و عبارت است از ارتباط و وابستگی روانی به شریک زندگی.
تعهد زناشویی به این معنی است که زوجین تا چه حد برای روابط زناشویی خود ارزش قائلند و چقدر برای حفظ و تداوم ازدواجشان انگیزه دارند.
گرچه تعهد یا قصد برای ادامه رابطه، اغلب سازهای در نظر گرفته میشود اما به سه نوع متمایز تقسیم میگردد.
۱- تعهد به همسر: بر اساس تمایل به باقی ماندن در رابطه است. ۲- تعهد اخلاقی: مرتبط با تعهدات اجتماعی یا مذهبی است. فرد به طور اخلاقی بر اساس عمل به قول خود، پاسداشت ازدواج به عنوان یک نهاد اجتماعی و حفظ ازدواج به عنوان یک امر مقدس متعهد میشود در رابطه بماند. ۳- تعهد اجباری: بر اساس احساس به دام افتادگی در یک رابطه و ادامه دادن اجباری به آن به خاطر وضعیت فرزندان، وضعیت مالی و هزینهها و مشکلات موجود در فسخ کردن پیوند است.
یافتههای پژوهش
در این پژوهش میانگین سن شرکتکنندگان ۳۹.۲ سال با انحراف معیار ۵.۴۳ سال و میانگین مدت تاهل ۱۴.۳ سال با انحراف معیار ۵.۱۶ سال بود. از نظر سطح تحصیلات نیز ۵۶.۸ درصد کارشناسی ارشد، ۳۵.۸ درصد کارشناسی و ۷.۴ درصد فوق دیپلم بودند. جهت مقایسه تعهد زناشویی، باورهای ارتباطی و سبک عشقورزی در بین زنان و مردان از آزمون t مستقل استفاده شد.
نتایج آزمون تنها تفاوت معنیداری بین میانگین باور ارتباطی کمالگرایی جنسی در دو جنس را نشان داد. به طوری که این باور در مردان بیشتر از زنان دیده میشود. برای بررسی رابطه بین تعهد زناشویی با هر یک از متغیرهای سن، مدت ازدواج، سبک عشقورزی و باورهای ارتباطی غیرمنطقی همبستگی پیرسون انجام گرفت.
بر اساس نتایج این پژوهش مشخص شد بین طول مدت ازدواج با تعهد زناشویی رابطه معنیداری وجود دارد، هر چه مدت ازدواج بیشتر باشد تعهد زناشویی کاهش مییابد. این نتیجه همسو با نتایج پژوهش شاه سیاه و همکاران (۱۳۹۳) بود. احتمالا این مورد میتوان به علت حضور فرزندان، بیشتر شدن تعارضات زناشویی، مشکلات اقتصادی و... باشد که در شروع یک زندگی مشترک، هیجانات عاطقی و جنسی باعث مخفی ماندن مشکلات فوق شده ولی با گذشت زمان و کاهش این هیجانات مشکلات بیان شده خود را نمایان میسازد.
همچنین بین سن با تعهد زناشویی رابطه معنیداری وجود داشت. این نتیجه همسو با نتایج پژوهش محمدی و همکاران (۱۳۹۳) بود. در پژوهش قمرانی و جعفر طباطبایی (۱۳۸۵) نشان داده شد که زوجین جوان و میانسال از نظر تعهد و شهوت متفاوت هستند، در زوجین جوان مولفه شهوت و در زوجین میانسال مولفه تعهد از سایر مولفهها بارزتر است. این امر تلویحی آموزشی نیز به دنبال دارد، بدین معنا که به لحاظ اهمیت و نقش مسائل نظیر تعهد و صمیمیت نیز تاکید گردد.
طبق نتایج به دست آمده سبک عشقورزی رمانتیک و فداکارانه پیشبینیکننده تعهد زناشویی بودند. بنابر پژوهش لوی و دیویس سبکهای عشقورزی رمانتیک و فدارکارانه با گزارش روج از ویژگیهای رابطه متعهدانه مرتبط هستند. در واقع، سبک رمانتیک و فداکارانه در ویژگی تعهد مشترک هستند که این جنبه در رضایت و ثبات زناشویی نقش ویژهای دارند.
یافتههای پژوهش یوسفی و همکاران نیز نشان داد سبکهای رومانتیک و فداکارانه ارتباط مثبت با کیفیت زندگی زناشویی دارند.
در سبک عشقورزی رمانتیک که عشق توام با میل شدید بدنی به معشوق وجود دارد ایجاد رابطه متعهدانه و بدون نیاز به جستوجوی شور و هیجان از جای دیگر را تسهیل میکنند بنابراین، افراد با سبک عشقورزی رمانتیک به دلیل سطوع بالاتر رضایت و تعهد، کمترین احتمال درگیر شدن در روابط فرازناشویی را دارند.
در سبک عشقورزی فداکارانه، منطق بر هیجان برتری دارد و نوع دوستی از ویژگیهای بارز آن است که باعث میشود عاشق، نیازهای معشوق را بر نیازهای خود مقدم بداند. افرادی که با این سبک تعریف میشوند، خود را بدن انتظار متقابل موظف به عشقورزی میدانند و عشقورزی آنها بیشتر به دلایل عاطقی است که ماهیتی آرام و مراقبتکننده دارد.
بنابراین سبک عشق فداکارانه، عشقی غیرمشروط و توام با انعطافپذیری است که با تعهد همراه است.
به گزارش ساعت ۲۴، از نتایج دیگر پژوهش این بود که سبک عشقورزی جنونآمیز پیشبینیکننده تعهد زناشویی است و رابطه به صورت معکوس است. سبک عشقورزی جنونآمیز با سطوح پایین تعهد رابطه دارد. در تبیین ارتباط منفی سبک جنونآمیز و تعهد زناشویی میتوان گفت سبک جنونآمیز با حالات شدید هیجانی همراه با حسادت و مشغولیت ذهنی توام است و فرد به شدت از طرف شدن میترسد. چنین فردی نیاز بسیار درماندهکنندهای به دوست داشته شدن و دریافت اطمینانبخشی مکرر از عشق طرف مقابل دارد.
همچنین پژوهش نشان داد باور به تخریبکنندگی مخالفت، نقش معنیداری در پیشبینی تعهد زناشویی دارد. این نتیجه همسو با نتایج پژوهشهایی رد زمینههای مشابه پژوهش حاضر بود.
نظرات کاربران