به نظر میرسد این تنوع در گرایشها، سلیقهها و راهحلها خود یکی از معضلات باشد که تصمیمسازی و تصمیمگیری را دشوار کرده و باید ابتدا در این باره به نوعی اجماع رسید. باور نگارنده این است که روش، استراتژی و موضوع اجماع ملی به عنوان یک ضرورت باید در کوتاهترین زمان ممکن پدیدار شود. ایرانیان با هر گرایش سیاسی و فکری و با هر میزان سابقه فعالیت و آرزوها اگر نتوانند در این باره که محل اجماع چه باشد به توافق برسند. کارشان در شرایط متحول دنیای امروز گره کور میخورد.
در شرایطی که اکثریت اعضای دولت باورشان این است که ماهیت و برنامههای«اقتصاد مقاومتی» توانایی پیش بردن کسب و کار ایرانیان را دارد، چرا همین موضوع را در صدر اولویتها برای عبور دادن اقتصاد ایران از گرفتاریها قرار نمیدهیم. اگر سند چشمانداز توسعه 20ساله کشور سندی است که همه روی آن اتفاق نظر داریم چرا همان را محل اجماع قرار نمیدهیم. واقعیت این است که دنیای امروز با شتاب باورنکردنی در حرکت است و هر کشوری نتواند با این حرکت سازگار شود و سرعت کافی برای در مدار بودن به دست آورد از گردونه بیرون انداخته میشود. دنیای امروز آنقدر فرصت نمیدهد که مردمان یک سرزمین تا ابد درباره اینکه چه باید کرد، به توافق برسند و راه خود را میرود. دلسوزان به این سرزمین علاقه دارند و توصیه میکنند که باید هر چه زودتر مرکز و نقطه اتصال و اجماع ایرانیان پدیدار شود و روی آن نقطه متمرکز شویم و پیش برویم. ایران، سرزمین بزرگی است و نباید این بزرگی و عظمت را زیر پای خودخواهیها قربانی کرد.
سید حامد واحدی عضو هیاترییسه اتاق تهران
نظرات کاربران