در میان این فعالیتهای سیاسی،اصلاح طلبان ستاد منسجمی دارند ولی بدنه آن ها متفرق است، ولی در برابر آنها اصولگرایان بدنه منسجمتری را نسبت به اصلاح طلبان دارند، ولی ستاد آن ها متفرق است. مدعیان زیادی در بین اصولگرایان حضور دارند و این موضوع یکی از دلایل به نتیجه نرسیدن آن ها تا به امروز است. مشکل طیف اصولگرا در شرایط فعلی این است که تمام چهره های رو به رشد گذشته اش را هزینه کرده و در حال حاضر عنصری که شرایط مطلوب و بدنه اجتماعی قابل قبولی را داشته باشد، ندارند. گزینههایی که امروز توسط آن ها معرفی می شوند، متعلق به دهههای گذشته است و چهره های رو به رشدی نیستند و به میدان آوردن چهره جدید در شرایط فعلی برای اصولگرایان کار سختی است.
اصولگرایان در قالب جبهه نیرو های مردمی انقلاب، فصل جدیدی از برنامه های انتخاباتی خود را آغاز کرده اند، نظرتان در رابطه با فعالیت های این جبهه چیست؟
برخی، عناوین خاصی را به خود نسبت می دهند که مدعیان خود را دارد. هرگز در طول تاریخ کسی برای خودش نباید اسم و رسم تعریف کند و این مردم هستند که اسم و رسم را تعیین می کنند. کسی نباید بگوید من انقلابی ام! انقلابی کسی است که در جبهه خدمت به مردم، به عنوان سرباز گمنام در حوزه های مختلف حرکت می کند. قاعده جامعه این اسم و رسمها را تحمل نمی کند و این ستاد ها هستند که این عناوین را برای گروه ها انتخاب می کنند.
با توجه به رحلت آیت ا... هاشمی رفسنجانی، فرد انتخاب شده برای ریاست مجمع تشخیص مصلحت باید چه ویژگی های داشته باشد؟
در مجمع تشخیص مصلحت، هاشمی همه چیز را به خودش منصوب می کرد و کارش را هم پیش میبرد. مجمع غیر از هاشمی رفسنجانی کسی را نمیشناخت. بقیه چهره ها هم اعتبار اجتماعی هاشمی را نداشتند. کسی دیگر مانند ایشان پیدا نمیشود. نظر من این است اگر کسی رای وسیعی از مردم را نداشته باشد، کارش در مجمع تشخیص مصلحت پیش نمی رود. اگر می خواهیم درد قدرت سیاسی دوا شود باید از فردی استفاده کرد که پشتوانه اجتماعی و حمایتی وسیعی از مردم داشته باشد.
شما مدتی استاندار بودید و در این میان اتفاقهای مختلفی برای حیطه مسئولیتشما رخ داد، به نظر شما مقصر اصلی فاجعه ساختمان پلاسکو کیست؟
من سی و پنج سال پیش وقتی که وارد وزارت نفت و دولت شدم، پیگیر جریان نظام مهندسی ساختمانها بودم و حتی برای پیشبرد این اقدامات، هزینهنیز پرداخت کردم. نگاه مقطعی به این قبیل مسائل مشکلی را حل نمیکند؛ ولی اگر عمقی نگاه کنیم می توانیم حرکت رو به جلویی داشته باشیم. آدمی از شنیدهنشدن حرف کارشناسان توسط سیاستمداران به درد می آید. سیاستمداران یا اظهارات کارشناسی را نمی پذیرند یا به آن توجه نمی کنند. من خیلی تلاش کردم که بتوانم قدرت سیاسی را قانع کنم که اداره کشور بدون نظر کارشناسی غیر ممکن است! اما هرگز موفق نشدم. باید اعلام کنم به نوعی کارشناسان جزو مدفونین قدرت سیاسی هستند. تا زمانی که دست دولت در جیب فقراست، ارتباط بین دولت با قاعده جامعه برقرار نمی شود.
در شرایط فعلی مقصر کیست؟
هیچ کس جز عدم توسعه یافتگی کشور مقصر نیست. ما جهان سومی هستیم و اراده ای برای اینکه از این جهان خارج شویم، نداریم. جمع قدرت سیاسی، اجتماعی و ارگان های ما این اتومیبل را نمی توانند به جلو ببرند. وظیفه دولت ها، توسعه فیزیکی کشور است، اما موفق نیست.
قانون
نظرات کاربران