اقتصاد کم خون ایران شهروندان و دولت مستقر را آزار میدهد و این دو عنصر مهم و تاثیرگذار در دوام جامعه را خشمگین، سردرگم و اندوهگین میکند.
معاون اول رییسجمهور که از حساب – کتاب درآمده و هزینههای دولت اطلاعات کافی دارد با صریحترین عبارات بیان میکند که درآمد دولت حتی برای دادن مزد و حقوق کارمندانش کفایت نمیکند و البته از اینکه حجم دولت اینقدر بزرگ شده گلایه دارد. دولت کمپول وکمجان در ایران با توجه به نقش آن در راهاندازی چرخ تولید و مصرف میتواند زنگ خطر برای کل جامعه باشد. دولت به مثابه نهادی که تقاضای کل جامعه را به سمت بالا میبرد در سالهای اخیر پولی برای خرج کردن نداشته است و به همین دلیل رکود و رشد پایین تداوم پیدا کرده است.
از طرف دیگر و همانطور که گفته شد قدرت خرید شهروندان نیز کاهش یافته است و تقاضای کل از سمت مصرف شهروندان هم رشد قابل توجهی ندارد و این به معنای تداوم رکود و رشدهای پایین است. در سال 1396 اما شتاب فروش نفت و رشد تولید انواع خودرو نیز به کار نمیآیند وشرایط رشد را نامساعد میکند. اقتصاد کمخون و دولت کم پول و شهروندان با قدرت خرید پایین در سال 1396 شرایط را سخت میکند. چه کار میتوان کرد؟
یک راه این است که شهروندان را متقاعد کنیم وضع همیناست و برای استقلال و عزت کشور لازم است چند سال دیگر با فشارهای اقتصادی سازگار باشید. در این مسیر باید به جوانان گفت که دنبال کار باثبات نباشند و تا روزی که اقتصاد از درون بجوشد بیکاری را تحمل کنند. یک راه دیگر این است که از امکانات جهان استفاده کنیم و از رشد پایین و کمجان را از این وضع خلاص کنیم. با توجه به اینکه شرایط سیاست داخلی به سمت تندتر شدن بحثها پیش میرود بدیهی است از مخالفان براندازی دولت فعلی خواست که تنگناهای یادشده را در کانون توجه قرار ندهند و دولت را زیر فشار قرار ندهند. از طرف دیگر دولت کم جان فعلی که خرج کارمندانش را به زور درمیآورد نیز زور کافی برای متقاعد کردن جوانان را ندارد و شاید اصولا درست نباشد که به آنها بگوییم بیکار بمانید شاید شرایط بهتر باشد. چاره کم خونی اقتصاد و کم رمق بودن دولت بدون تردید سازگاری با جهان است و این سازگاری به معنای تسلیم شدن به شرایط نیست.
نظرات کاربران