کسادی بازار فروش روزنامهها آینده روزنامهنگاری را در افغانستان با چالشهای جدی مواجه کرده است. روزنامههای پایتخت با تیراژ چند هزاری چاپ میشوند، اما به دلیل عدم فروش کافی، شمار قابل توجهی از نسخههای روزنامهها روی دست مسئولان آنها میماند.در این مطلب این پرسش مطرح میشود که پایین بودن میزان فروش دهها روزنامهای که در پایتخت افغانستان چاپ میشوند بر آینده آنها چه تاثیری دارد.آمار و اطلاعات معتبری از تیراژ و میزان فروش روزنامهها در کابل وجود ندارد، اما با بررسی سازکارهای فروش آنها میتوان تا حدودی به چند و چون بازار فروش رسانههای چاپی پی برد: اول توزیع مستقیم روزنامهها و دوم فروش آنها از طریق غرفههای روزنامهفروشی.بیشتر مسئولان روزنامهها تیراژ روزنامههای خود را به صورت رازی نگهمیدارند، چرا که افشای آن بر روابط آنها با آگهیدهندگان اثر میگذارد ـ منابعی که نبض وضعیت مالی این روزنامهها را در اختیار دارند. ولی به طور کلی، میتوان تخمین زد که تیراژ روزنامههای چاپ کابل کم است.پرویز کاوه، مدیر مسئول روزنامه "هشت صبح" تیراژ روزنامه خود را ۱۸ هزار نسخه در روز گفته است که در کابل و هرات چاپ میشود. مدیر مسئول یک روزنامه دیگر کابل میگوید تیراژ روزنامه او هفت هزار است. اما مدیر مسئول یک روزنامه دیگر چاپ کابل باور کامل دارد که هیچ روزنامهای در کابل بیشتر از ۳ هزار تیراژ ندارد.حالا اگر حد اکثر تیراژ روزنامه هشت صبح را از ۳ هزار تا ۱۸ هزار محاسبه کنیم، فروش آنها در کابل چگونه است؟ آقای کاوه میگوید که ۳۰ درصد از نسخههای روزنامه خود را به صورت مستقیم به دست به مشترکان میرساند، اما شماری دیگر از نسخههای هشت صبح از طریق غرفههای روزنامهفروشی و بخشی دیگر به صورت رایگان توزیع میشود.ولی نظری پریانی مدیر مسئول روزنامه "ماندگار"، که تیراژ دقیق روزنامه خود را نمیگوید، توضیح میدهد که ۵۰ درصد نسخههای این روزنامه به صورت مستقیم به مشترکان فرستاده میشود و بقیه آن یا به صورت آزاد فروخته میشود و یا رایگان توزیع میشود.به دلیل این که شبکه و سازکار خاصی برای توزیع روزنامهها در کابل وجود ندارد، فروش روزنامهها از طریق غرفههایی در این شهر یکی از شیوههای فروش روزنامه است. اطلاعات دقیقی از تعداد این غرفهها وجود ندارد، اما تخمین زده میشود که از دهها بیشتر نباشد.بیشتر این غرفهها فعال نیستند. فیضالله محتاج، رئیس انتشارات دولتی بیهقی میگوید از ۱۷ غرفه روزنامهفروشی دولتی، تنها چهار تای آن فعال است. در کنار آنها حدود چهار غرفه روزنامهفروشی خصوصی هم در کابل فعالیت دارد.آقای محتاج میگوید در غرفههای روزنامهفروشی دولتی روزانه حداکثر حدود ۳۰ نسخه فروخته میشود. اما در غرفههای خصوصی آمار فروش روزنامهها متفاوت است: از ۱۰ تا ۴۰ نسخه در روز.غرفه روزنامهفروشی فیصل در محله تیمورشاهی در مرکز کابل روزانه ۱۵ تا ۲۰ نسخه میفروشد. محمدامین در محله "پل سوخته" در غرب کابل از ۲۰ تا ۲۵ نسخه و عبدالقسیم در چهارراهی سید جمالالدین از ۳۰ تا ۴۰ نسخه میفروشد. اما میرویس در محله اعیاننشین مکروریان ۳ از ۱۰ تا ۱۵ نسخه روزنامه در روز میفروشد.در کنار این غرفهها، شماری از کتابفروشیها نیز در کار فروش روزنامهها مشغول هستند، مانند کتابفروشی انتشارات بیهقی در "پل باغ عمومی" در مرکز کابل. ولی این کتابفروشیها به طور کلی سهم چندانی در فروش روزنامهها ندارند. بیشتر روزنامههای آنها فروخته نشده میمانند.بسیاری از کسانی که با روزنامه و روزنامهنگاری سر و کار دارند میگویند دلیل این که روزنامهها در کابل خریدار ندارند این است که علاقهمندی به خرید روزنامه بسیار کم است. آنهایی که روزنامه میخرند، تقریباً میشود گفت که افراد و نهادهای خاصی هستند.شمار معدودی از افرادی که فعالیتهای فرهنگی دارند به صورت منظم روزنامه میخرند یا مشترک روزنامه هستند.
گذشته از آنها، دانشجویان هم به صورت پراکنده روزنامه میخرند. کارمندان نهادهای دولتی هم برای دانستن واکنش به کارکرد خود مشتری روزنامهها هستند.نهادها و موسسات داخلی و بینالمللی که تحولات سیاسی افغانستان را دنبال میکنند هم از مشترکان روزنامهها هستند. برخی نهادهای فرهنگی مانند کتابخانهها، مراکز آموزشی و تحقیقاتی و خود رسانهها هم روزنامه میخرند. برخی از کلکسیونرها هم به صورت منظم روزنامه میخرند ولی تعداد آنها زیاد نیست.اما توزیع رایگان روزنامه محل خاصی ندارد. مسئولان روزنامهها معمولاً نسخههای باقی مانده خود را به نهادهای مختلف فرهنگی، آموزشی مانند مکتبها، کتابخانه و حتی همقطاران خود در رسانههای دیگر میفرستند. برخی هم نسخههایی از روزنامههای خود را به ولایات ارسال میکنند.یافتن دلایل میزان پایین فروش روزنامهها در کابل نیاز به جستجوی زیادی ندارد. بخشی از این دلایل مربوط به وضعیت عمومی جامعه و بخشی از آن مربوط به خود روزنامهها است.تا جایی که به جامعه مربوط میشود، این دلایل ریشه در میزان بالای بیسوادی دارد. براساس آمار مرکز احصائیه (آمار) افغانستان، تنها حدود ۳۴ درصد کل جمعیت کشور باسواد هستند. این آمار در کابل به حدود ۵۲ درصد میرسد. افراد باسواد هم به دلایل گوناگونی نمیتوانند دسترسی دایمی به روزنامهها داشته باشند.فقر و میزان پایین درآمد یکی دیگر از این دلایل است. براساس آمار بانک جهانی، حدود ۳۶ درصد مردم افغانستان زیر خط فقر زندگی میکنند یعنی کمتر از ۱.۲۵ دلار در روز درآمد دارند، در حالی که هر نسخه روزنامه دستکم ۱۰ افغانی قیمت دارد. برای بسیاریها دشوار است که از خرج خانه خود بزنند و روزنامه بخرند.آنهایی که توانایی خرید روزنامه دارند هم به دلایل مختلفی تمایل چندانی به خرید روزنامه از خود نشان نمیدهند. نتیجهگیری ذکی دریابی، مدیر مسئول روزنامه اطلاعات روز از این وضعیت این است که "مردم خواندن را به عنوان یک ضرورت در زندگی خود انتخاب نکردهاند." آقای محتاج معتقد است که روزنامهها نتوانستهاند نیازهای مخاطبان خود را برآورده کنند.نظری پریانی میگوید طبق بررسی روزنامه او، روزنامههای افغانستان با توجه به تیراژ پایینشان تنها نیاز یک درصد مردم به اطلاعات را برآورده میتوانند. مخاطبان عمدتاً اطلاعات مورد نیاز خود را از طریق رسانههای دیگر مانند تلویزیون، رادیو، اینترنت به دست میآورند.علاوه بر اینها، روزنامهها به دلیل نداشتن تنوع و جذابیت و کیفیت حرفهای کافی نمیتوانند دل مخاطبان را بربایند. همچنین آنها به دلیل این که در ۲۴ ساعت تنها یک بار چاپ میشوند، معمولاً خبرهای تازه ندارند و در رقابت با رسانههای الکترونیک کم میآورند. به همین دلیل، مخاطبان میل ندارند خبرهای "کهنه" بخرند.با توجه به این واقعیتها، میتوان به این نتیجه رسید که اولاً تیراژ روزنامهها در سطح پایینی قرار دارد و دوم، میزان فروش پایین آنها بر وضعیت مالی روزنامهها تاثیر مسقتیم میگذارد. به همین دلیل، آقای دریابی معتقد است که رسانههای چاپی موفق نیستند و مسئولان آنها باید از فروش روزنامه به عنوان یک منبع درآمد "دست بشویند".با این حال، روزنامهها به دریافت آگهی چشم دوختهاند و با تکیه بر درآمد حاصل از چاپ آگهی به حیات ادامه میدهند. حالا اگر بخشی از نسخههای چاپ شده آنها به صورت رایگان هم توزیع شود، باید پاسخی به تقاضای شریکان تجاری خود بدهند تا قرارداد چاپ آگهی را تجدید کنند.حالا مشخص نیست که تکیه بر درآمد ناشی از چاپ آگهی تا چه زمانی میتواند نیازهای مالی روزنامهها را برآورده کند. با توجه به همین واقعیتها است که پرویز کاوه میگوید میزان پایین فروش روزنامهها نه تنها رسیدن به "خودکفایی" آنها بلکه آینده روزنامهنگاری را با خطر مواجه کرده است.
نظرات کاربران