کد خبر 100000003993
۱۴۰۵/۰۵/۱۱ ۱۰:۵۰

شهاب حسینی، ابتهاج و روایت یک دو دهه سفر

ساعت 24 - کارگردان مستند «درختان کهنسال ایران» از سفری دو دهه‌ای سخن می‌گوید که از دوران کودکی او آغاز گشته، به تألیف کتابی در سه جلد منجر شده و با صدای شهاب حسینی به دنیای سینما پا گذاشته است؛ داستانی از آگاهی درختان، مراقبت از میراثی کهن و آرزوی همکاری با هوشنگ ابتهاج که هرگز محقق نشد.
شهاب‌ حسینی، ابتهاج و روایت یک سفر ۲۰ ساله

به نقل از ایسنا، «درختان کهنسال ایران» نه تنها موجودات زنده‌ای هستند، بلکه به‌عنوان تاریخ‌نگاران بی‌صدا در این سرزمین شناخته می‌شوند. هر یک از این درختان، گواهی زنده از اقلیم، فرهنگ، باور و شیوه زندگی چندین هزار ساله مردم این سرزمین می‌باشد.

مستند «درختان کهنسال ایران»، سفری به دل قدیمی‌ترین باغبانان طبیعت را رقم می‌زند؛ داستانی از شش نوع درخت که عمرشان با قرن‌ها تاریخ ایران پیوسته است: اُرس (سرو کوهی) با قامتی استوار در دل سنگ‌ها، سرو با جلال اسطوره‌ای‌اش در باغات و قصرهای قدیمی، گردو با تنه‌ای پیچ‌خورده و میوه‌ای باستانی، بنه (پسته وحشی) با ریشه‌هایی در اعماق کویر، چنار که سایه‌ای گسترده به یاد مجالس و معابد باستانی می‌اندازد، و نُوش (سرو خمره‌ای) با راز و رمز حجم‌های سه‌تایی‌اش در شرق ایران.

این مستند نتیجه‌ی بیش از دو دهه تحقیق، علاقه و سفر به ۱۹ استان پراکنده در ایران است؛ داستانی که در آن درختان به سخن درمی‌آیند، به کهنسالی معنا می‌بخشند و انسان به خاطر میراث خاموش اما زنده‌اش، احساس مسئولیتی تازه می‌کند.

حمید کریلی - نویسنده، کارگردان و پژوهشگر مستند «درختان کهنسال ایران» - در گفتگو با ایسنا، دربارهٔ ریشه‌های شکل‌گیری این پروژه توضیح داد؛ پروژه‌ای که از یک عشق شخصی در دوران کودکی آغاز گشت، به تألیف کتابی در سه جلد انجامید و در نهایت به یک سری مستند شامل شش قسمت و نسخه‌ای سینمایی مبدل گردید.

او در این گفت‌وگو به تشریح جزئیات پژوهش ۲۰ ساله‌اش پرداخت و دیدگاه‌های عمیق خود را درباره خودآگاهی درختان، چالش‌های علمی و فنی، روش‌های حفظ درختان کهنسال، اهمیت کشت و تکثیر ژنتیکی آن‌ها و همچنین دلیل همکاری با شهاب‌حسینی و آرزوی دستیابی به همکاری با هوشنگ ابتهاج بیان کرد.

ریشه‌ها؛ عشقی که از کودکی آغاز شد

کریلی در آغاز سخن خود، انگیزه‌ی اصلی‌اش را این‌چنین بیان کرد: «من به سراغ سوژه درختان کهنسال ایران رفتم، چرا که این علاقه کاملاً شخصی‌ام است. از همان زمان که به یاد دارم، در دوران کودکى و نوجوانی به درخت‌ها و گیاهان علاقه خاصی داشتم و به آن‌ها مطالعه می‌کردم. این کار بیشتر شبیه یک سرگرمی و علاقه‌ی غیرحرفه‌ای برایم بود. واقعاً به آن عشق می‌ورزم و هنوز هم به همین شکل است.»

او ادامه داد: «درخت‌ها را واقعی دوست دارم و احساس می‌کنم که نوعی خودآگاهی دارند؛ به گونه‌ای که به آن‌ها به‌عنوان جاندارانی نزدیک به حیوانات نگاه می‌کنم و تصور می‌کنم که درکی از اطراف خود دارند.»

این کارگردان در توضیح این باور گفت: «برای ادعاهایم دلایل روشنی دارم. گیاهان و درختان با توجه به محیط زندگی‌شان، تغییر شکل می‌دهند. برای نمونه، آفتابگردان معروف است که به سمت نور می‌چرخد. هرچند چشم ندارد، اما به طریقی احساساتی دارد که به او این امکان را می‌دهد تا جهت نور را تشخیص دهد. این رفتار در مورد وزش باد نیز صادق است؛ گیاهان شکل خود را گسترش می‌دهند و یا ریشه‌هایشان را به سمت مکان‌هایی که خاک غنی یا رطوبت بیشتری دارد، معطوف می‌کنند. یکی از این شواهد نیز این است که درختان به تدریج به شکلی در می‌آیند که تعادل خود را حفظ کنند؛ اگر شاخه‌ای شکسته شود، به تدریج از سمت دیگر سعی می‌کنند شاخه‌ای جدید برویاند تا تعادل حفظ شود.»

شهاب‌حسینی، ابتهاج و درختان هزارساله؛ روایت یک عشق ۲۰ ساله

از یادداشت‌های ۱۵ ساله تا کتابی سه‌جلدی

کریلی در اشاره به قدمت پژوهش خود گفت: «از حدود ۱۵ سال پیش، شاید هم ۲۰ سال پیش، درختان کهنسالی را که مشاهده می‌کردم یادداشت‌برداری می‌کردم؛ مثلاً فلان گردو در فلان مکان را ثبت می‌کردم و سعی می‌کردم به روش‌های تعیین سن آن‌ها از طریق اینترنت پی ببریم، زیرا روش‌های آکادمی مختلفی وجود دارند. اما در سال ۱۳۹۹ تصمیم گرفتم این موارد را در قالب یک مجموعه کتاب سه‌جلدی منتشر کنم. حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ درخت را انتخاب کرده بودم و در هر صفحه یک درخت به‌طور مفصل معرفی شد. هدف کتاب، شناساندن این درختان به مخاطبان بود.

اما چرا کتاب به فیلم تبدیل شد؟

نویسنده مستند «درختان کهنسال ایران» در پاسخ به این سوال بیان کرد: «برخی از دوستان ناشر یا نزدیکان من که در حوزه فیلم و کتاب فعال هستند، پیشنهاد دادند که اطلاعات را در قالب یک فیلم مستند عرضه کنیم. آن‌ها گفتند که متأسفانه در ایران، کتاب‌ها به‌تدریج مخاطب خود را از دست می‌دهند و این موضوع تلخی است که واقعیت دارد. فیلم اگر به‌درستی و به‌طور سرگرم‌کننده ساخته شود، می‌تواند این رسالت را به‌ خوبی بر عهده بگیرد.»

او ادامه داد: «خلاصه اینکه قرار بود یک کتاب سه‌جلدی منتشر شود، اما محتوای آن به فیلمنامه‌ی این مستند تبدیل شد و متن را کمی شاعرانه‌تر نگاشتم. در نتیجه، آن کتاب سه‌جلدی به یک سریال شش‌قسمتی تبدیل شد و نسخه‌ای که هم‌اکنون مشاهده می‌کنید، نسخه‌ی سینمایی کوتاه‌شده همان سریال است که در آینده به‌صورت آنلاین روی پلتفرم مربوطه به نمایش درخواهد آمد.»

پژوهش بدون پشتوانه‌ی آکادمیک؛ از کتابخانه‌ی دانشگاه تهران تا موتور جست‌وجو گوگل

در پاسخ به این پرسش که با وجود عدم تخصص آکادمیک در زمینه گیاه‌شناسی، آیا پژوهش برای شما دشوار نبود؟ کریلی پاسخ داد: «طبیعتاً اگر رشته‌ی تحصیلی شما با علاقه‌تان در ارتباط باشد، سریع‌تر به نتیجه می‌رسید زیرا پشتوانه‌ی آکادمیک دارید. اما من مهندسی شیمی خوانده‌ام و در ۲۰ سال پیش که به تحقیق پرداختم، دسترسی به اطلاعات به راحتی امروز امکان‌پذیر نبود و این مسأله بر کارم تأثیر می‌گذاشت.»

او درباره‌ی چالش‌های پژوهش در دوران پیش از اینترنت گفت: «۲۰ سال پیش که اینترنت به این شکل وجود نداشت، بیشتر به متون چاپی مراجعه می‌کردم. به‌عنوان مثال، وقت می‌گرفتم و به کتابخانه‌ی دانشگاه تهران مراجعه می‌کردم. منابع انگلیسی را بررسی می‌کردم، هرچند که تسلط من به زبان انگلیسی چندان بالا نبود. اما با گذشت زمان و با فراهم شدن منابع گوگل و انتشار اینفوگرافیک‌ها و مقالات به شکل PDF، تحقیقات به مراتب آسان‌تر شد.»

زمان‌بندی پژوهش و تولید

کریلی درباره‌ی زمان‌بندی کار توضیح داد: «حدود یک سال و نیم بر روی این پروژه به‌طور اختصاصی فعالیت کردم؛ از اواخر سال ۱۳۹۸ تا سال ۱۴۰۰ که وارد مرحله تولید شدیم. در این مدت مستمر می‌نوشتم، منابع مختلف را بررسی و سعی می‌کردم مطالب را مختصر کنم، زیرا سناریو بسیار طولانی و تعداد درختان هم زیاد بود. اگر بخواهم دقیق بگویم، فاز بنیادی پژوهش از ۱۵ سال پیش آغاز شد اما برای تولید فیلم، یک سال و نیم وقت صرف نوشتن سناریو شد.»

شهاب‌حسینی، ابتهاج و درختان هزارساله؛ روایت یک عشق ۲۰ ساله

چرا شش گونه؟

این کارگردان در پاسخ به این سوال که چرا از میان گونه‌های متعدد، به شش گونه‌ی اُرس، بَنه، سرو، نوش، گردو و چنار رسیدید، گفت: «این شش گونه درواقع دیرزیست‌ترین انواع درختان ایران هستند. مثلاً درختان گیلاس یا سیب، معمولاً بیشتر از ۶۰-۷۰ سال عمر نخواهند کرد و در شرایط ایده‌آل شاید به ۱۰۰ سال برسند که بسیار بعید است. هرگز درخت گیلاس یا هلوی صدساله ندیده‌ام، اما گونه‌ای مثل اُرس به‌راحتی می‌تواند به هزار سال و حتی دو هزار سال زندگی کند.»

او یادآور شد: «البته گونه‌های دیگری نظیر بلوط، سرخدار و زیتون هم وجود دارند که می‌توانند کهنسال شوند، لکن زیتون‌های کهن به‌دلیل کم محصولی و بریدن درخت برای کاشت نهال جدید به‌ندرت وجود دارند. سرخدار نیز کمیاب است و به مناطق جنگلی خاصی محدود می‌شود. برای ساخت یک اپیزود مربوط به سرخدار، شاید فقط چند نمونه با سن بالای ۷۰۰-۸۰۰ سال پیدا می‌کردم، ولی ارس‌های هزار ساله به وفور در ایران وجود دارند؛ می‌توان گفت هزاران درخت ارس وجود دارد که سن آن‌ها بالای ۱۰۰۰ سال و شاید حتی ۲۰۰۰ سال باشد. در هر گونه تلاش کردم که کهنسال‌ترین نمونه‌های شناخته‌شده را معرفی کنم (تا زمان تولید فیلم)».

منابع و مراجع علمی؛ از مردم محلی تا طرح ملی

کریلی در جواب این سوال که از کدام مراکز و اساتید بهره گرفته، گفت: «پایه‌گذاری اولیه، همان فهرست شخصی من است که از ۱۵ سال پیش شروع به یاداشت‌برداری کردم. یکی از مهم‌ترین منابع برای من، مردم محلی بوده‌اند. سال‌هاست که هرجا برای سفر یا طبیعت‌گردی می‌رویم؛ لرستان، گیلان، سیستان، کرمان، فارس، از روستاییان درباره درختان کهنسال می‌پرسم. هم‌اکنون نیز در صفحه اینستاگرام ما، داوطلبانی وجود دارند که درختان را معرفی می‌کنند، و این اطلاعات مردمی منبع مهمی در شناسایی درختان کهنسال است.

نویسنده مستند «درختان کهنسال ایران» ادامه داد: «یکی از مرجع‌های معتبر آکادمیک طرح ملی پایش و ثبت درختان کهنسال ایران است که تحت نظر سازمان تحقیقات جنگل‌ها و مراتع ایران اداره می‌شود. خانم دکتر سودابه کروری از اوایل دهه ۱۳۸۰ این طرح را آغاز نمودند و اولین کسی بودند که به‌طور علمی جدولی برای ثبت درختان کهنسال تهیه کردند و مشخصات، سن و مکان آن‌ها را ثبت کردند. به‌موازات، اداره میراث فرهنگی (زیرمجموعه وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی) هم مسئول ثبت این درختان به‌عنوان آثار طبیعی ملی شده است. چند سال بعد، پیگیری این طرح به مهندس مصطفی خوشنویس واگذار شد و او پس از آن توسعۀ بسیاری در آن ایجاد کرد. امروزه او معتبرترین، کارشناس مجرب و پرکار در عرصه درختان کهنسال ایران است.

وی افزود: «فهرست کنونی در دسترس است و هر کسی می‌تواند در اینترنت جستجو کند و به اطلاعاتی درباره درختان کهنسال ایران دست یابد. صفحه‌ی اینستاگرام من نیز به منابعی برای این کار تبدیل شده و حدود ۲۰۰-۳۰۰ درخت را به‌طور کامل معرفی کرده‌ایم که شامل سن، مکان، ابعاد و ویژگی‌های فیزیکی و حتی باورهای فرهنگی و محلی هر درخت است.»

وضعیت ناخوش برخی درختان و راه‌های حفاظت و ترمیم

کریلی درباره درختانی که حال و روز خوبی ندارند، گفت: «این سوال بسیار خوبی است. درختان کهنسال هیچ تفاوتی با سایر موجودات زنده ندارند. با بالا رفتن سن ما، ارگان‌هایمان تحلیل می‌روند؛ مثلاً استخوان‌ها ضعیف می‌شوند، قلب بیمار می‌شود و ممکن است دچار فراموشی شویم. مشابه همین وضعیت برای درختان نیز صدق می‌کند. وقتی به کهنسالی می‌رسند، زوال آن‌ها آغاز می‌شود. درست مانند انسان، که می‌توان با عمل جراحی قلب یا شیمی‌درمانی، مدت عمر را افزایش داد، اما سرنوشت نهایی هر انسانی مرگ است.

او ادامه داد: «این وضعیت برای درختان نیز صادق است. یک درخت کهن ممکن است ۲۵۰۰ سال عمر داشته باشد، اما عمر ابدی ندارد. وقتی می‌گوییم درخت کهن‌سال است، آن درخت به‌احتمال زیاد درون‌پوسیدگی را تجربه می‌کند. اصطلاح «دیرزیستی» به پیدایش شروع درون‌پوسیدگی در درختان اطلاق می‌شود. طبیعی است که درختان معمولاً سرطان نمی‌گیرند و فشار خون ندارند، ولی با بالا رفتن سن، چوب‌های اولیه‌اش به تدریج تجزیه می‌شود؛ همان‌طور که هر چوبی که سال‌ها کنار می‌ماند، تحت تاثیر حشرات، رطوبت و باکتری‌ها تخریب می‌شود. تنه‌ی درخت از یک سیلندر توپر تبدیل به سیلندر توخالی و سپس به لوله‌ی نازکی بدل می‌شود. وقتی دیواره به حدی نازک شود که توانایی تحمل وزن تاج را نداشته باشد، در اثر باد یا باران می‌افتد. اکثر درختان کهنسال به این صورت از بین می‌روند.»

شهاب‌حسینی، ابتهاج و درختان هزارساله؛ روایت یک عشق ۲۰ ساله

اما راه‌های حفاظت چیست؟

کارگردان مستند «درختان کهنسال ایران» در پاسخ به این سوال ادامه داد: «برای کاهش سرعت زوال درختان کهنسال، روش‌های علمی وجود دارد. پوسیدگی تنه، یکی از آسیب‌های جدی درختان کهنسال به‌شمار می‌رود و می‌توان با استفاده از روش‌های مختلف روند آن را کندتر کرد. ابتدا سطح داخلی تنه را می‌تراشیم و لایه‌های آسیب‌دیده را برمی‌داریم تا محیط برای حشرات فراهم نشود. سپس مواد ضدآب، نظیر چسب لاتکس را به جدار داخلی می‌مالیم؛ همچنین از چسب چوب و چسب پیوند نیز استفاده می‌شود، اما لاتکس تأثیر بهتری دارد. این کار هم از آسیب‌پذیری بیش از حد تنه جلوگیری کرده و آن را ضدآب می‌کند و هم تابش نفوذ حشرات چوب‌خوار را ممانعت می‌کند و در نتیجه سرعت پوسیدگی کاهش می‌یابد و ایستایی و عمر درخت نیز افزایش می‌یابد.

او افزود: در برخی موارد، ممکن است مجبور شویم داخل تنه را با ماسه یا شن و سیمان پر کنیم یا دور تنه را با نوارهای محکم ببندیم. متأسفانه در سال‌های اخیر، ده‌ها درخت کهنسال را بدون اینکه روش‌های مناسب حفاظت از آن‌ها به کار برده شود، از دست داده‌ایم. با رعایت اصولی حفاظت، آبیاری و سم‌پاشی می‌توانند همچنان زنده بمانند. بهترین الگو برای ما، شیوه‌ی ژاپنی‌هاست که درختان ثبت‌شده را به طور مرتب مورد بازرسی و معاینه قرار می‌دهند و هرس و سم‌پاشی انجام می‌دهند و برای جلوگیری از افتادن شاخه‌های سنگین، از ستون‌های حمایتی استفاده می‌کنند. اما متأسفانه در مورد درختان کهنسال ما خصوصاً آن دسته از پایه‌هایی که در نواحی کوهستانی و بیابانی هستند، فریادرسی وجود ندارد و اصولاً بودجه‌ای برای این کار مطرح نمی‌شود.

خودرو بودن یا دست‌کاشت بودن درختان

کریلی در مورد منشأ درختان کهن توضیح داد: «اکثر درختانی که در فیلم معرفی می‌شوند، خودرو هستند، اما چون بسیار قدیمی‌اند، هیچ‌کس نمی‌تواند با قطعیت بگوید که آیا دست‌کاشت بوده‌اند یا بومی‌اند. بیشتر می‌دانیم که تقریباً تمامی اُرس‌ها و بنه‌های کهنسال ایران خودرو هستند، اما برای سرو، گردو و نوش احتمال دست‌کاشت بودن بیشتر است.»

او بیان کرد: «نوش‌هایی که در شرق ایران یافت می‌شوند، احتمالاً ۲ تا ۳ هزار سال پیش از چین به این منطقه وارد شده‌اند. جالب اینکه بعضی از آن‌ها به‌صورت ردیفی با فواصل کاملاً منظم مشاهده می‌شوند که نشان‌دهنده‌ی اقدام به کشت توسط انسان است. همچنین در مورد سروها نیز در روستای طرز از توابع راور کرمان، دو ردیف هفت تایی سرو کهنسال با فواصل نظم خاصی وجود دارد که کاملاً نشان‌دهنده‌ی دست‌کاشت بودن آن داده‌هاست.»

کریلی تصریح کرد: «درخت سرو در فرهنگ ایرانی مقام خاصی دارد؛ در تخت جمشید، فرش‌ها و الگوهای سنتی تصویر سرو را می‌توان مشاهده کرد. این نشان می‌دهد که از هزاران سال گذشته، این درخت را شناخته و با علاقه به تکثیر آن پرداخته‌اند. چنار نیز به دلیل سایه‌ی وسیع، رشد سریع و چوب مقاوم آن، از درختانی محبوب بوده و با قلمه یا بذر تکثیر می‌شده است.»

اهمیت تکثیر درختان کهنسال؛ حفظ ژنتیک ممتاز

کریلی با تأکید بر اهمیت تکثیر، گفت: «یکی از مسائل اصلی اشاره شده در فیلم، تکثیر این درختان است. این موضوع چرا مهم است؟ درختی که هزار ساله است، تجربه‌ای از ده‌ها و شاید صدها خشکسالی، طوفان، سیل، زلزله و تغییرات جوی دیگر را داشته و با این حال زنده مانده. بدین معنا، ژنتیک آن در برابر تنش‌ها و شرایط سخت مقاوم است و ارزشمندی بالقوه‌ای برای کشت و تکثیر دارد.»

این کارگردان ادامه داد: «استاد خوشنویس از مدت‌ها پیش در این حیطه بسیار فعال بوده‌اند و با جمع‌آوری بذر از صدها درخت کهنسال در سراسر ایران، توانسته‌اند ژنتیک این درختان را از طریق تولید نهال‌های مطمئن، تکثیر کنند. به‌عنوان مثال، با جمع‌آوری بذر از یکی از کهنسال‌ترین درختان ایران، اُرس شهرستانک (که سن آن حدود ۳۰۰۰ سال است) استاد خوشنویس موفق به تولید هزاران نهال از این درخت باستانی شده و در دوره فعلی فرزندان اُرس شهرستانک در سرتاسر ایران کاشته شده‌اند. این اقدامات برای دیگر گونه‌های کهنسال مانند گردو، نوش، بنه و سرو نیز برقرار است.

شهاب‌حسینی، ابتهاج و درختان هزارساله؛ روایت یک عشق ۲۰ ساله

نقش مردم و فرهنگ‌سازی؛ از اینستاگرام تا داوطلبان

کریلی درباره تأثیر فرهنگ‌سازی در این زمینه گفت: «صفحه اینستاگرام «درختان کهنسال ایران» به آدرس instagram.com/ancienttreesofiran با بیش از ۲۵ هزار دنبال‌کننده‌ی علاقمند تبدیل به مرجعی برای معرفی درختان کهنسال شده است. بسیاری از دنبال‌کنندگان به‌صورت داوطلبانه درختان را معرفی می‌کنند یا موقعیت‌شان را پیدا می‌کنند، عکاسی می‌کنند و به ادارات مربوطه برای ثبت مراجعه می‌کنند، بذر جمع آوری می‌کنند و درخت می‌کارند.»

او افزود: «هدف این صفحه ایجاد فرهنگ‌سازی در این زمینه است و خوشبختانه احساس می‌کنم که بعد از سال‌ها، به این هدف نزدیک‌تر شده‌ایم. تعداد افرادی که به درختان کهنسال توجه می‌کنند، افزایش یافته و بسیار خوشحالم که توانسته‌ام به فراخور خود، عشق و احترام به درختان را منتقل کنم و اهمیت، ارزش و زیبایی آن‌ها را برای اجتماع بازگو کنم.»

دلیل طولانی بودن نسخه‌ی سریال و چالش‌های تدوین

کریلی در پایان این مصاحبه درباره طول مدت مستند و انتقاد از خستگی مخاطب گفت: «نقد شما را کاملاً می‌پذیرم. خودم هم این دغدغه را داشتم و به آن فکر کردم تا برخی درختان را کنار بگذارم. «درختان کهنسال ایران» در دو نسخه تدوین شده است: یک نسخه‌ی سریالی که شامل ۶ قسمت ۵۰ دقیقه‌ای است و یک نسخه سینمایی ۱۱۰ دقیقه‌ای که هم‌اکنون در یکی از پلتفرم‌های اکران آنلاین در حال پخش است.»

او تأکید کرد: «در نسخه سریالی که آماده است، هر اپیزود به یکی از گونه‌ها اختصاص دارد و در آن تعداد بیشتری از درختان معرفی می‌شوند که در نسخه سینمایی وجود ندارند. طبیعتاً بعد از اکران نسخه سینمایی که احتمالاً دو ماه به طول می‌انجامد، به سراغ نسخه سریالی خواهیم رفت.»

همکاری با شهاب‌حسینی

کریلی درباره نقش شهاب‌حسینی در این پروژه توضیح داد: «انتخاب اول من برای نریشن این پروژه، زنده‌یاد هوشنگ ابتهاج (سایه) بود. از طریق دخترشان، یلدا خانم، با ایشان تماس گرفتم. دوست داشتم که نریشن را وی بخواند، زیرا از نظر ادبی به اعتقاد من ایشان حافظ زمانه‌ی ما هستند؛ هم سن و سال آن‌ها به موضوع می‌خورد و هم صدای درخشان شهرت‌شان تأثیرگذار بود. متن کامل را برایشان ارسال کردم و واقعاً افتخار می‌کنم که کار را پسندیدند، ولی گفتند این متن به حدی طولانی است که نمی‌توانند آن را قبول کنند، زیرا به دلیل کسالت، امکان این کار نبود و این آرزو تحقق نیافت.

این کارگردان افزود: «سال ۱۳۹۹ که ما درگیر پیش‌تولید این پروژه بودیم، شهاب‌حسینی در اوج شهرت و محبوبیت خود بود: در سریال شهرزاد، برنامۀ هم‌رفیق، نشان شوالیه، نخل طلای بهترین بازیگر از جشنواره کن (برای فیلم فروشنده‌ی آقای فرهادی) و ... واقعاً امید چندانی نداشتم که ستاره‌ای در این سطح، کارم را نریشن کند. همکاران من متن را برای هدیه تهرانی و شهاب‌حسینی ارسال کردند. خانم تهرانی گفت موضوع را دوست دارد اما انجام کار منوط به اتمام پروژه‌اش بود تا بتواند آن را مطالعه کند و از صحت علمی آن مطمئن شود اما شهاب‌حسینی پس از خواندن متن به سرعت پذیرفت.»

او ادامه داد: «ایشان توجه ویژه‌ای به سینمای مستند،短 فیلم و مستقل دارد و خوشبختانه کار را پذیرفت. در مورد اجرا نیز وقت و انرژی زیادی صرف کرد و نریشن متن که کار دشواری نیز بود، با تسلط و احساس فوق‌العاده‌ای ارائه داد.»

شهاب‌حسینی، ابتهاج و درختان هزارساله؛ روایت یک عشق ۲۰ ساله

جزئیات تصویربرداری؛ ۱۱۷۰۰ کیلومتر، ۱۹ استان، ۱۰ ماه

کریلی در پاسخ به سوال مربوط به مدت زمان تصویربرداری، گفت: «نمی‌توانم به طور دقیق بگویم، زیرا کارهای تصویربرداری پیوسته نبود. سعی کردم که بیشتر تصاویر را در فصل بهار بگیرم، زیرا درختان شاداب‌تر هستند و مناظر زیباتر به‌نظر می‌رسند، اما از پاییز و زمستان هم تصاویری تهیه کردیم. در مجموع، حدود ۱۰ ماه به طول انجامید؛ حدود ۱۵ هزار کیلومتر در سفر بودیم و در ۱۹ استان تصویربرداری و عکاسی و اندازه‌گیری‌های مورد نیاز انجام شد.»

نویسنده «درختان کهنسال ایران» تصریح کرد: «تمامی فروردین، اردیبهشت و خرداد ۱۴۰۰ را در سفر بودم؛ خراسان، سیستان، کرمان، یزد، اصفهان و... تابستان به کردستان، لرستان و شیراز رفتیم. پاییز را به قزوین و مازندران اختصاص دادیم و زمستان به البرز، گیلان و دیگر استان‌ها سفر کردیم. از اردبیل و گیلان و آذربایجان تا سیستان و بلوچستان، به‌دلیل پراکندگی وسیع درختان، مجبور بودیم به اکثر استان‌ها سفر کنیم.»

وی در مورد طراحی «گوگل مپ» برای معرفی درختان نیز توضیح داد: «در ارتباط با لوکیشن‌یابی، از گوگل مپ و اطلاعات قدیمی استفاده می‌کردیم و مختصات جغرافیایی را همراه با تصاویر ثبت می‌کردیم. البته در زمان تولید مستند (سال ۱۴۰۰) هوش مصنوعی وجود نداشت و به‌نظرمان اینکه از روی گوگل مپ به نقطه استقرار درخت فرود بیاییم ایده جالبی بود و به نظرم جذابیت خاصی داشت.»

و در پایان، تیزر این مستند را تماشا کنید:

00:00
-01:05
Download

انتهای پیام

برچسب‌ها:

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک