تحریم ایران البته ازهمان 1357 دردستور کار آمریکایی ها بوده است.بنابراین،حرف کسانی که می‌گویند چون دولت فعلی دولت انقلابی نیست و لحن ملایمی دارد بنابر این آمریکا جرئت تحریم پیداکرده نادرست و مهمل و سفسطه است.نظام سیاسی حاکم بر آمریکا اکنون می‌خواهد دور تازه‌ای از تحریم‌ها را بر اقتصاد ایران اعمال کند و البته تحریم بانکی ایران را در شرایط خاصی همچنان نگه‌داشته است.درباره مناسبات امروز ایران و آمریکا حرف بسیار است و کارشناسان مسائل بین‌المللی دراین‌باره داوری کرده و خواهند کرد،اما در این مناسبات خشونت‌آمیز یک‌چیز روشن است،آمریکا قصد دارد در جنگ اقتصادی با ایران روزگار را بر کسب‌وکار مردم سخت و سخت‌تر کند.اگر قبول داریم که باید با آمریکایی‌ها در میدان اقتصاد نبرد کنیم و این نبرد اکنون نیز وجود دارد باید الزام‌ها و پیامدهای آن را بپذیریم و آمادگی کافی داشته باشیم.برای پذیرش الزام‌ها و پیامدهای نبرد باید اقتصاد آمریکا را شناخت و توجه داشت بدون این شناخت نمی‌توان به قلب خصم زد و کاری از پیش برد.راه شناخت آمریکا این است که تقلیل‌گرایی را به‌مثابه یک استراتژی نادرست کنار بگذاریم و مدام نگوییم آمریکا قدرتی ندارد و حرف‌های چند دهه پیش مائوتسه تونگ چینی که می‌گفت آمریکا ببر کاغذی است را باور نکنیم.واقعیت این است که نظام سیاسی آمریکا،شرایط کسب‌وکار در این کشور را گونه‌ای سامان داده که بافاصله‌ی بعید در صدر و صف اول اقتصادهای بزرگ دنیا ایستاده است.فاصله تولید ناخالص داخلی آمریکا با چین،ژاپن و حتی مجموعه کشورهای اتحادیه اروپا معنادار است.تولید حدود ۱۸ هزار میلیارد دلاری سالانه آمریکا که گفته می‌شود ۸۵ درصد آن داخلی است و ۱۵ درصد آن با جهان است ،موجب شده است اقتصاد آمریکا نیرومند باشد. آمریکایی‌ها که روزی نیازمند نفت خاورمیانه بودند حالا در این عرصه خودکفا شده اندو از سوی دیگرمیزان تقاضای فزاینده در آمریکا نیاز به بازارهایصادراتی برای این‌کشور را کاهش داده است.آمریکا نقش وسیع و گسترده‌ای در صنعت و اقتصاد کشورهای چین،ژاپن،اتحادیه اروپا،کشورهای همسایه ایران،کشورهای عربی،مالزی و اندونزی دارد و تولیدات این کشورها در اختیار مالکان حقیقی و حقوقی آمریکایی است و این از نیروی فوق‌العاده اقتصاد این کشور سرچشمه می‌گیرد.تجربه دهه ۱۳۹۰ نشان می‌دهد آمریکا سهم و نقش بالا و پررنگی دربازارهای مالی جهان و همچنین سیستم‌ بانکی بین‌المللی دارد که اقتصاد آن را نیرومندتر می‌کند.در این وضعیت که دونالد ترامپ نتوانسته است به تعهدات و وعده‌هایش درباره چین،آلمان،کاهش تجارت جهانی و... عمل کند و دنبال طعمه می‌گردد و گویا براثر دلایل گوناگون ایران را هدف قرار داده است باید بدانیم که قرار است در حوزه اقتصاد با کدام جامعه نبرد کنیم و در این مسیر هرچه بیشتر بدانیم بهتر است.مقایسه دارایی‌ها و درآمدهای اقتصاد آمریکا با دارایی‌ها و درآمدهای ایران و شناخت کافی از قدرت اثرگذاری آمریکا از الزام‌های جنگ اقتصادی است.راهکار کارآمد این است که پیامدهای این نبرد در کوتاه‌مدت و در بلندمدت بر سرزمین ایران و شهروندان این مرزوبوم در شرایط تشدید جنگ اقتصادی نیز در کانون توجه قرار گیرد.روی دیگر سکه اما شناخت دقیق توانایی‌ها و ناتوانی‌های اقتصاد ایران در صورت تشدید احتمالی جنگ اقتصادی است.ایران برای جنگ با آمریکا در میدان اقتصاد کدام الزام‌ها و پیامدها را باید در کانون توجه قرار دهد.
آیا در شرایط فعلی که دولت یازدهم تحت شدیدترین فشار مخالفان است و گونه‌ای عمل می‌شود که این دولت کاری از پیش نبرد می‌توان مبارزه‌ای کامیاب داشت؟اجماع و اراده سیاسی محکم سیاسی شرط نبرد است و باید دید ما این شرایط راداریم.البته نقاط ضعف آمریکا را نیز می توان و باید شناخت .