در حقیقت پدر و مادرهای زیادی در این‌که چه سنی برای ورود فرزندشان به مهدکودک مناسب است، دچار تردید می‌شوند؛ نظر کارشناسان هم در این امر بسیار متفاوت است، اما در حالت کلی همگی بر این عقیده‌اند کودک تا پایان دو سالگی باید در محیط خانواده و نزد والدینش باشد، چراکه در دو سال اول زندگی، او بشدت به والدینش وابسته است و نباید بگذارند این دلبستگی و وابستگی غیر ایمن شود، چرا که مشکلات عاطفی برای کودک‌شان فراهم می‌شود.

از نظر روان‌شناسی، کودک از زمانی آمادگی رفتن به مهدکودک را پیدا می‌کند که به شناختی نسبی از خودش و نیازهایش رسیده باشد؛ یعنی به تنهایی غذا بخورد، به خواب برود و توانایی کنترل ادرار و مدفوع را به دست آورده باشد.

این شناخت عموما از سه سالگی به بعد به دست می‌آید و برهمین اساس، بهتر است بعد از این سن، کودک به مهد سپرده شود. مخصوصا با توجه به این موضوع که از سه سالگی به بعد، روند استقلال و اجتماعی شدن در کودکان نیز آغاز می‌شود و همین موضوع می‌تواند به بهانه‌ای برای جدایی چندساعته او از کانون خانواده تبدیل شود.

از این نظر، مهدکودک این فضا را در اختیار کودک قرار می‌دهد تا به استقلالی نسبی برسد و از دوره‌ای مهم از مراحل رشد شخصیتی‌اش عبور کند. از اینجا به بعد، کودک با قرار گرفتن در یک فضای مشترک با بچه‌های دیگری که همسن و سالش هستند، می‌آموزد چطور خواسته‌هایش را بیان کند و با دیگران تعامل داشته باشد. این تعامل مخصوصا برای آنها در شرایطی که شروع به کسب مهارت‌های اجتماعی می‌کنند و با مادر و پدر و دیگران همانندسازی می‌کنند، تجربه مفیدی است. این با هم بودن کودکان در فضایی مانند مهدکودک، موجب می‌شود ارزش‌های اجتماعی را یاد بگیرند و در واقع شخصیت آنها ساخته می‌شود.

با وجود این، کودکان زیادی برای رفتن به مهدکودک از خودشان مقاومت نشان می‌دهند و این مقاومت می‌تواند نگران‌کننده باشد. مخصوصا با توجه به این اصل که رفتن کودک به مهد برای هیچ کودکی نباید از روی اجبار باشد. ترس از مهدکودک در علم روان‌شناسی بیشتر به ترس از جدایی از والدین تعبیر می‌شود.