trong>*با توجه به كاهش قيمت نفت و اختلافها در اوپك، كارشناسان معتقدند اوپك تاثيرگذاري خود را از دست داده است و بايد ايران و كشورهايي مانند ونزوئلا، سازمان نفتي جديد بدون عربستان تشكيل دهند. نظرتان در اين مورد چيست؟
تاسيس اوپك موفقترين تلاش كشورهاي جهان سوم براي اتحاد و همگرايي است و تاكنون هيچ نهادي در جهان سوم به اندازه آن موفقيت كسب نكرده است. اما بايد ديد انتظارات از اوپك چيست. در اساسنامه اوپك هدف، همكاري و هماهنگي بين كشورهاي صادركننده نفت خام تعريف شده است. به مرور زمان هم كشورهايي مانند گابن، اكوادور و اندونزي از جرگه صادركنندگان نفت خارج شدندو كشورهاي ديگري مانند روسيه تمايل ورود به اوپك را دارند. بنابراين با توجه به اساسنامه و اين تغييرات اوپك نميتواند كشورهاي عضو را ملزم به اجراي كارهاي اجباري كند.
اما در نقطه مقابل آژانس بينالمللي انرژي كه پس از شوك نفتي اعراب در سال ۱۹۷۳ شروع به كار كرد، سازماني الزامآور است. بنابراين ۳۰ عضو اين آژانس ضوابطي خاص مانند ذخيره ۶۰ روز مصرف نفت خام را بايد رعايت كنند. به طور مثال اگر كشوري ۱۰ ميليون بشكه در روز نفت توليد ميكند بايد ۶۰۰ ميليون بشكه ذخيره داشته باشد. اين ذخيرهسازي به روشهاي مختلفي در زير زمين، حوزههاي نفتي و گاز تخليه شده و در مخازن روي زمين و يا كشتيهايي كه رفت و آمد نميكنند، صورت ميگيرد.
بنابراين فلسفه وجودي اوپك و اين سازمان متفاوت است و اوپك با وجود موفقيت، قابليت قيمتگذاري و سهميهبندي صادرات نفت را ندارد. لذا انتظار از اوپك و دبيرخانه آن تنها تبادل اطلاعات بين كشورهاي توليدكننده است. در همين زمينه اوپك ميتواند با تشكيل جلسات عادي و يا فوقالعاده با وزراي نفت، به سمتي حركت كند كه سهم بازار اوپك بيش از اين كاهش نيابد.
*سقوط قيمت نفت علاوه بر تاثير منفي بر بودجه، بازتابهاي ديگري نيز داشته است. يكي از اين موارد احتمال همكاري عربستان و امريكا براي كاهش قيمت نفت با هدف ضربه زدن به ايران است كه آقاي روحاني نيز به آن اشاره كردند. چنين استنباطي صحيح است؟
قيمت نفت از سال ۱۸۵۰ تاكنون هميشه با افت و خيز روبهرو بوده است. دليل اصلي اين است كه نفت كالايي است كه تنها با تحليل اقتصادي نميتوان قيمت و آينده آن را پيشبيني كرد. تاثير شايعات و بازيهاي رواني بر قيمت نفت بسيار گسترده بوده است. اما در حال حاضر تغييراتي نسبت به گذشته دارد. در سال ۱۹۷۳ كه كشورهاي عرب عضو اوپك توليد نفت را متوقف كردند، توليدكنندگان و خريداران نيز مشخص بودند. اما در حال حاضر توليدكنندگان نفت و مصرفكننده آن افزايش يافته است. اين گستردگي تا جايي است كه هر فرد با اتصال به اينترنت توان خريد نفت از بازارهاي سهام بزرگ دنيا را دارد. از طرفي شركتهاي متوسط و كوچك نيز افزايش يافتهاند. بنابراين افزايش يا كاهش قيمت نفت توسط يك بازيگر تنها نميتواند شكل بگيرد و مجموعهاي از عوامل در اين امر دخيل هستند.
همانطور كه اشاره كردم تغييرات قيمت نفت در بسياري موارد با تحليلها و شرايط اقتصادي حاكم بر دنيا همراستا نيست. به طور مثال در سالهاي بين ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۲ كه ركود اقتصادي در جهان حكمفرما بود، انتظار ميرفت مصرف نفت و قيمت آن كاهش يابد. اما جهش قيمتي رخ داد و قيمت يك بشكه نفت خام برنت از ۵۰ دلار به ۱۲۰ دلار رسيد.
اما در حال حاضر كه اقتصاد كشورها تكاني خورده است و رشدهاي اقتصادي از صفر به سوي مثبت در حال حركت است، قيمت نفت كاهش يافته است. البته منظور اين نيست كه اين تغييرات قيمت از هيچ قانون اقتصادي پيروي نميكند و هيچگونه پيشبيني و يا تحليل نوسان قيمت نفت نميتوان انجام داد. اما اين بازار همواره تحت تاثير رويادادهاي جهاني قرار دارد. هر چند اين كاهش قيمت تا حدودي به دليل مازاد عرضه بر تقاضا و عدم رشد درخواست خريد است اما نميتوان از موضوع اختلاف غرب و امريكا با روسيه بر سر اوكراين و موضوع هستهاي ايران به سادگي گذشت.
يك محاسبه حدودي نشان ميدهد با كاهش يك دلار از قيمت هر بشكه نفت درآمد ايران يك ميليارد دلار در سال كاهش مييابد. از طرفي علاوه بر اين كاهش قيمت، راههاي ديگري را نيز به كار بردهاند. از جمله اين روشها ميتوان به ايجاد موانعي براي انتقال پول نفت، جلوگيري از هر گونه فعاليت شركتهاي غيرايراني در ايران اشاره كرد.
به طور مثال سايت امريكايي به نام www.unitedagainstnucleariran.com كه در ظاهر خصوصي است اما مشخص شد كه اين طور نيست هر گونه مبادله پول كشورها با ايران را رصد ميكند و به آن كشورها تذكر ميدهد كه در صورت تجارت با ايران در فهرست تحريم قرار خواهند گرفت. نمونه ديگر تذكر به كشتيها و يا حتي تانكرهايي است كه به كشتيهاي ايراني نزديك ميشوند كه در صورت عدم توجه توسط وزارت خزانهداري امريكا تحريم ميشوند.
اما با تمام اين اوصاف غرق شدن در توهم توطئه كاهش قيمت نفت به زيان ايران است، زيرا كاهش قيمت نفت فقط به ضرر ايران نيست و كشورهاي ديگر حتي عربستان نيز از اين كاهش متضرر ميشوند. حتي در كشوري مانند امريكا اين كاهش قيمت نفت برخي از صنايع مانند توليد نفت و گاز از سنگهاي رسوبي (شيل) و انرژيهاي تجديدپذير را با ركود مواجه ميكند.
*كاهش قيمت نفت و تحريم دست به دست هم داده و اقتصاد ايران را تحت تاثير منفي قرار دادهاند. به نظر شما اين موضوع باعث ميشود تا ايران براي توافق در مذاكرات هستهاي تمايل بيشتري نشان دهد؟
اتفاقي كه افتاده افزايش قدرت دلار و بانك مركزي امريكا است. بنابراين امريكا ميتواند فشار اقتصادي بيشتري به ايران وارد كند. اما انگيزه ديگر كشورها براي كاهش قيمت نفت بيش از امريكا است. بنده اطلاع دقيقي از جزئيات مذاكرات ندارم اما در هر صورت بايد حقوق ايران در بحث صادرات نفت و گاز رعايت شود.
*ايران داراي اولين و يا دومين ذخاير گاز دنيا است. از طرفي به دليل افزايش تنشها بين غرب و روسيه، خريد گاز از ايران جذابيت بالايي براي اروپاييها دارد. اما به نظر ميرسد روسيه براي اينكه غرب به گاز روسيه وابسته باشد بازيهاي سياسي را به سمتي سوق مي دهد تا روابط ايران و غرب تيره بماند. اين فرضيه به نظر شما تا چه حد ميتواند صحيح باشد؟
وضعيت روسيه در برابر غرب شبيه شرايط ايران و در موضع تحريم است. هر چند روسيه در طول تاريخ ضربههايي به ايران وارد كرده است اما به نظر من بايد با روسيه رابطه خوبي داشته باشيم. آنچه كه من از انقلاب اسلامي آموختم اين بود كه ايران قرار نيست با تمام دنيا قطع رابطه كند و هدف استقلال در سياست خارجي و عدم اطاعت محض از روسيه و امريكا و قدرتهاي جهاني بود. به نظر ميرسد روسيه متوجه شده است كه اتحاد با غرب به نفعش نيست و نگاه مثبت به اوراسيا برايش بهتر است.
از طرفي ميتوان گفت هر منطقه و كشوري كه ذخاير نفت و گاز دارد به معني اين نيست كه لزوما توسعهيافتگي در آن اتفاق ميافتد. بنابراين هنر سياستگذاري انرژي در استفاده بهنيه از منابع نفت و گاز در جهت رسيدن جامعه به بيشترين رفاه است. براي نيل به اين هدف راهكارهاي مختلفي مانند استفاده از تكنولوژي روز دنيا، سرمايهگذاران خارجي، بهره گرفتن كارآمد از نيروهاي داخلي و مديران كاربلد را بايد به كار برد. در راستاي افزايش سطح رفاه، با الگوگيري از كشوري مانند نروژ، ايران بايد تا يك دوره معين مثلا تا سال ۱۴۰۴ به سرعت به دنبال استفاده از منابع انرژي باشد.
عباس ملكي در گفتوگو با ساعت ۲۴ تشريح كرد:
یک دلار کاهش بهای نفت، یک میلیارد دلار کاهش درآمد ملی
ساعت 24- کاهش چشمگیر بهای نفت در خلال هفتههای جاری گمانهزنیهای زیادی را در ارتباط با عوامل نزولی بهای نفت به همراه داشته است. پارهای از این گمانهزنیها مبتنی بر نقش عرضه و تقاضا در بازار و پارهای دیگر بر پایه متغیرها و منافع سیاسی برخی کشورهای تاثیرگذار تولیدکننده و مصرفکننده است. آقای دکتر عباس ملکی، استاد سیاستگذاری انرژی دانشگاه صنعتی شریف معتقد است از سالها قبل که تعیین بهای نفت به بازارهای جهانی سپرده شد، ترکیبی از این عوامل در تعیین بهای نفت نقش داشته است. به اعتقاد وی، اوپک تاثیرگذارترین سازمان جهان سوم بوده است. نظریات وی را درباره تحولات اخیر بازار نفت و همچنین رابطه ایران با روسیه و موضوع گفتوگوی ایران با گروه ۱+۵ و تاثیر آن بر قیمتگذاری نفت میخوانیم.
نظرات کاربران