dir="RTL">در آرژانتین، رأی دهندگان، مائوریسیو مکری، رئیس جمهور طرفدار تجارت را پس از یک دوره از کار برکنار کردند. در عوض، آنها «آلبرتو فرناندز» طرفدار جنبش عدالتخواه که دولت مقتدر را به بازارهای پر جنب و جوش ترجیح می دهد را برگزیدند.سیاستمداران و نخبه ها ادعا کردند که هر دو کشور علیه دولت های «نئولیبرال» قیام می کنند. «نیکلاس مادورو»، دیکتاتور سوسیالیست ونزوئلا اظهارات ستایش برانگیزی را خطاب به مردم «قهرمان» آرژانتین و مردم «شریف» شیلی توئیت کرد. در این توئیت او بیشتر برای چپ ها صحبت کرده است.شادمانی او به دلیل این که فرضیات پشت آن اشتباه بودند، بی جا بود. شیلی با وجود نقص هایش، داستان موفقیت آمیزی دارد. سرانه درآمد شیلی در آمریکای لاتین در رتبه دوم قرار دارد و به درآمد سرانه پرتغال و یونان نزدیک است. از زمان پایان دیکتاتوری وحشیانه در سال 1990، میزان فقر شیلی از 40 درصد به کمتر از 10 درصد کاهش یافته است. تورم به طور مداوم پایین است و منابع مالی عمومی به خوبی مدیریت می شوند.آرژانتین یک اقتصاد شکست خورده است، اما نه به دلایلی که آقای مادورو تصور می کند. اقتصاد این کشور در رکود قرار دارد، تورم بالای 50 درصد و نرخ فقر بیش از 35 درصد است. این شرایط ناشی از نئولیبرالیسم» آقای مکری نبوده است. او به عنوان وارث آشفتگی اقتصادی در سال 2015، اشتباه های تاکتیکی و زمانبندی نیز مرتکب شد. تردید در کاهش کسری بودجه نیز در میان این اشتباه ها قرار داشت. اما مشکلات اساسی ناشی از سوء مدیریت چندین دهه، عمدتاً توسط دولت های عدالتخواه صورت گرفته است که منجر به تکرار کوتاهی ها، بحران ارز و تورم بالا شده است. آرژانتین که در دهه 1970 دو برابر شیلی ثروت داشت، حالا فقیرتر از شیلی است. آرژانتین می توانست منفعت بیشتری از شبیه تر شدن به همسایه لیبرال خود کسب کند.

هیچ دلیلی برای وجود نارضایتی در شیلی وجود ندارد. مدل اقتصاد شیلی که در دهه 1970 توسط اقتصاددانان آموزش دیده در دانشگاه شیکاگو ترسیم شد، مستلزم دولت کوچک و اعطای نقش بزرگ به شهروندان در فراهم کردن آموزش و رفاه خودشان بود. این تکامل یافته است - مثلاً، پول بیشتری برای دانش آموزان فقیر وجود دارد اما شیلیایی ها هنوز احساس می کنند که تحت حمایت دولت قرار دارند.

آنها برای بازنشستگی خود پس انداز می کنند، اما بسیاری از آنها به اندازه کافی در پرداخت حق بیمه مشارکت نکرده اند تا بتوانند بازنشستگی قابل تحملی را برای خود فراهم کنند. زمان انتظار در خدمات بهداشت عمومی طولانی است. بنابراین مردم هزینه های اضافی را برای مراقبت پرداخت می کنند. دسترسی به دانشگاه گسترش یافته است، اما دانشجویان با بدهی های بالا فارغ التحصیل می شوند، و به این نتیجه می رسند که بهترین شغل ها به افراد دارای روابط خانوادگی با مقامات می رسد.

شیلی از ثروتمندان مالیات کمتری می گیرد. انحصارهای چندجانبه برای تثبیت قیمت در صنایع، از مواد مخدر گرفته تا طیور تبانی می کنند. نابرابری درآمدی از متوسط منطقه ای کمتر است، اما با توجه به استانداردهای کشورهای ثروتمند، بالا است. بیش از یک چهارم کارگران در مشاغل غیر رسمی فعالیت دارند. حتی شیلیایی های طبقه متوسط در خانه های کوچک زندگی می کنند. در پشت شورش افزایش قیمت کرایه، احساس بی عدالتی فراگیر وجود دارد.با داشتن منابع مالی سالم، شیلی توانایی مقابله با این نارضایتی ها را دارد. آقای «پینه را» برای افزایش مستمری بازنشستگی برنامه ریزی کرده است. او به دنبال سرعت بخشیدن به تصویب یک طرح برای پوشش بیماری های فاجعه بار است. او گروه جدید مالیات بر درآمدهای بالا در حدود 40 درصد که پنج واحد درصد بالاتر از نرخ های جاری است، ایجاد خواهد کرد. اصلاحات باید فراتر رود. اعتماد به انحصارهای چندجانبه باید شکسته شود. شیلی ها به مراقبت های بهداشتی ارزان تر، سریعتر و مدارس بهتر نیاز دارند. سیستم مالیاتی برای تامین حدود نیمی از درآمدهای خود به مالیات بر ارزش افزوده متکی است و مالیات بر ارزش افزوده هرچند کارآمد است، اما دارای فشار است، بنابراین دولت باید کمتر از این ابزار استفاده کند یا بیشتر توزیع درآمد کند.آقای فرناندز که با بحرانی اقتصادی در آرژانتین مواجه است، وظیفه سخت تری دارد. او باید درباره بدهی ها دوباره مذاکره کند و سیاست مالی سخت تری را در پیش بگیرد و اعتماد به پزو (واحد پول ملی آرژانتین) را برگرداند. او نمی تواند با افزایش هزینه های عمومی، درد را کاهش دهد. هم اینک میزان هزینه های عمومی آرژانتین بیش از 40 درصد از تولید ناخالص داخلی است، در حالی که این شاخص در شیلی 25 درصد تولید ناخالص داخلی است. در طولانی مدت، آرژانتین به دولتی کوچک تر و بخش خصوصی رقابت پذیرتر نیاز دارد. در حالی که آقای «پینه را» مدل اقتصادی شیلی را درست می کند، آقای فرناندز، باید تمام تلاش خود را برای تقلید از این مدل انجام دهد.

منبع: اکونومیست