دراین نوشته اضافه شده است :باید توجه داشت هر کشوری منافع خاص خود را دارد و همانگونه که ایرانی ها برای منافع خودشان در سوریه تلاش می کنند روس ها هم منافع خودشان در سوریه را دارند و هنر در این است که دیپلماسی کشوری آنقدر اقتدار داشته باشد که بتواند منافع آن کشور را بستاند وگرنه قرار نیست کسی بیاید و دو دستی منافع را تقدیم کند.همچنین باید توجه داشت که این مساله به کل سیاست خارجی کشورها هم بر می گردد، هر کشوری در سطح بین المللی حساب و کتابهای خود را دارد ودر معادلات سیاسی هر کشوری به دنبال منافع خود می باشد.اگر ما ایرانی ها دیپلمات هایی نداریم که بتوانند منافع ملت ما را بستانند نباید گناه را گردن دیگران بیاندازیم.جناب آقای ظریف از خارج سیستم وزارت خارجه یا دولت وزیر خارجه نشده بود بلکه از نوجوانی در این سیستم بود و به خوبی با ساختار وزارت امور خارجه ایران آشنا بود و هیچ کس نمی تواند بپذیرد که وی از اینکه وزارت امور خارجه کاره ای نیست و تصمیم نمی تواند بگیرد و اختیار آن دست جاهای دیگر است صحبت کند وسعی کند ناکامی های دیپلماسی را گردن دیگران بیاندازد.اگر شخصی از کره دیگر آمده بود و وزیر خارجه شده بود شاید مردم این حرف او را قبول می کردند.می توان گفت تمام این مصاحبه به نوعی پالس هایی به غرب بوده که برخی در ایران هستند که با همکاری ایران با شرق که مورد توجه رهبری هستند همسو نیستند و باید به این تیم کمک کرد که در انتخابات آتی ریاست جمهوری سر کار بیایند.
با توجه به همه این موارد و صدها مورد دیگر در این گفتگو که ذکر آنها خارج از حوصله این مقاله می باشد می توان تصور کرد که قطعا هدف از انتشار این مصاحبه انتخاباتی بوده.
در حالی که برخی باور دارند که تعدادی می خواهند (هیچ بعید نیست حتی انتشار این مطالب برای آن باشد که چهره جدیدی برای داغ کردن تنور انتخابات رو شود تا برخی بتوانند از آب گل آلود ماهی بگیرند)، مثلا به مردم بگویند آهای مردم ببینید برخی هم هستند که مخالف سپاه و روابط با ایران با شرق هستند و یا کاندیدایی از سپاه رئیس جمهوری می شود یا باید به این یکی رای دهید، وگرنه به نفع چه کسانی است تا در شرایط فعلی که مذاکره کنندگان ایرانی در وین در حال مبارزه برای ستاندن حقوق ایران هستند بیایند و قویترین حامی ایران در این مذاکرات یعنی روسیه را برنجانند.آیا تصور می کنید بعد از این ماجرا چینی ها هم دیگر به ایرانی ها اطمینان خواهند کرد؟آیا کمک های روسیه به ایران در مقابل روزگویی های ترامپ در همین چند سال اخیر هیچ بوده؟حالا آمریکا و جان کری دوباره عزیز شده اند؟حد اقل صبر کنید توافقی امضا شود بعد از آنها تعریف و تمجید کنید.آیا نباید فکر کنید ممکن است به یکباره کار ما ایرانی ها دوباره به شورای امنیت کشیده شود؟یا شاید هدف این است که همه پل ها خراب شود؟
برخی سوال می کنند که چه شد سال 2010 در شورای امنیت بر علیه ایران اجماع به وجود آمد وقطعنامه 1929 صادر شد، وبعد سال 2011 قطعنامه 1984 هم تصویب شد، وهیچ کدام از اعضای دائم شورای امنیت از حق وتوی خود برای دفاع از ایران استفاده نکردند.آیا باز هم نیاز به توضیح است؟وقتی قبله برخی در همه شرایط آمریکا است چرا باید از کشورهای شرقی توقع حمایت داشته باشیم؟قطعا هم چند روز دیگر معلوم می شود کسی که نوار را لو داده قبل از لو دادن نوار به خارج رفته و بعد پیدا کنید پرتقال فروش را.
نظرات کاربران