کشور در عمل گرفتار پدیده بیدولتی است و در این وضعیت موضوع توسعه اساساً فاقد معنی است. من قبلاً درباره پدیده بیدولتی مفصل صحبت کردهام. ما دچار پدیده بیدولتی هستیم. میپرسید که به چه معنی؟ به این معنی که شاهد رقابت دولتهای مختلفی در درون حاکمیت هستیم. مساله هر یک از این دولتها تثبیت موقعیت خود در ساختار قدرت است. از اینرو، اساساً مساله توسعه زیرساختهای فیزیکی و غیرفیزیکی در دستور کار بازیگران و این دولتهای پراکنده نیست. بهعنوان مثال، من در دوره کاری خودم در وزارت راه تلاش کردم که مساله راه آهن در دستور کار دولت و حاکمیت قرار گیرد. ولی آخر کار این اتفاق رخ نداد. چرا؟ به خاطر اینکه اجرای چنین سیاستی نیازمند یک تصمیم ملی در بالاترین سطح و در تمام ارکان حاکمیت است. در وضعیت چنددولتی یا بیدولتی امکان اتخاذ تصمیم ملی وجود ندارد. در همین مورد شما اگر بخواهید توسعه ریلی داشته باشید، باید صنعت ریلی به اولویتِ یک نظام حملونقل و سیستم لجستیک کشور؛ درونشهری و برونشهری، چه در حوزه مسافری و چه در حوزه بار تبدیل شود. بنابراین، تمام صنایع و خدماتی که تولید بار میکنند اعم از نفت، پتروشیمی، سیمان، فولاد، معادن، غله برای صادرات و واردات و توزیع در درون کشور و بیرون کشور باید از این تصمیم تبعیت کنند. همچنین در جابهجایی عمده مسافر در درون و بیرون شهرها باید جابهجایی ریلی سبک و سنگین در اولویت قرار گیرد و همچنین در تخصیص منابع برای توسعه زیرساختها باید توسعه ریل بر جاده در اولویت قرار گیرد. و شبکهریلی ایران به همه کشورهای همسایه وصل شود. اگر به همین یک مورد توجه کنید متوجه خواهید شد که منافع گروههای ذینفع در توسعه جادهای است، دولتهای فرعی هر یک ساز خودشان را میزنند. صاحبان بار و شبکههای ذینفعشان در نگاهداشت وضع موجود نقش دارند و بههیچوجه تسلیم چنین تصمیمی نمیشوند و هیچ دولتی وجود ندارد که همه را موظف به تبعیت از این سیاست کند و هزینه تخلف از آن را بالا ببرد. قاعدتاً اجرای چنین تصمیمی مخالفانی نیز دارد. مخالفان برای ایجاد مانع بلافاصله به اقتضای حال با دولتهای متعدد فرعی مرتبط شده از اینرو، سریعاً دولتهای فرعی اقدام به صفآرایی میکنند. دولت رسمی در مواجهه با چنین وضعیتی، بلافاصله تسلیم میشود. تخصیص منابع در سازمان برنامه برمبنای تحصیل رضایت تمام گروههای سیاسی و ذینفعان مشترک آنان است. از اینرو، به هیچوجه این سازمان به چنین تصمیمی حتی نزدیک هم نمیشود. لذا، همه چیز در حد شعار باقی میماند.
وقتی از پدیده بیدولتی میگوییم ناظر به همین موضوع است که یک دولت وجود ندارد که این هدف را محقق کند. ما با چندین دولت مواجهیم که پیوسته همدیگر را نفی میکنند یا علیه هم وارد کار میشوند. بنابراین چون حاکمیت واحدی وجود ندارد که این قبیل مسائل توسعهای را پیش ببرد در نتیجه وقوع این وضعیت نیز عجیب نیست. با چند حاکمیت و چند دولت که در آن واحد فرمان میرانند، نمیتوان به یک نتیجه متمرکز و ملموس رسید. در چنین وضعیتی این دولتها مسالهشان تثبیت وضعیت خودشان است. از اینرو، مساله ایران و توسعه ایران اساساً در دستور قرار نمیگیرد. در ایران اما ما با چارچوبی مواجهیم که نهتنها ریسکزدایی نمیکند که بر ریسکهای کشور هم اضافه میکند. بعد هم وقتی اتفاقی مثل برجام رخ میدهد ادعا میکنند چرا کسی به ما کمک نمیکند. طبیعتاً وقتی شما دم در خانه چند بزنبهادر بگذارید که برای همه عابران مزاحمت ایجاد کنند، کسی برای مهمانی به خانه شما نمیآید. باندهای فساد هم دیگر موردی است که من در دوره تلاش برای نوسازی ناوگان هوایی با آنها چالش جدی داشتم. وقتی شما به صورت مستقیم با بنگاههای بزرگ خارجی برای خرید محصولات وارد مذاکره میشوید، همه این شبکههای دلالی و فساد وارد کار میشوند تا در کار شما اخلال ایجاد کنند. به این رویکرد هم لقب «دور زدن تحریم» میدهند. شما اگر تجارت ایران را در سال حدود 100 میلیارد دلار در نظر بگیرید، به راحتی 20 میلیارد دلار آن به دلیل فشاری است که این شبکههای فساد به بخش تجارت کشور تحمیل میکنند. اینها اطراف ایران شکل گرفته و درآمدهای هنگفتی دارند. ما وقتی با زیمنس، با بوئینگ یا ایرباس مذاکره مستقیم میکردیم، این شبکه نمیگذارد. شما وقتی از ایرباس مستقیماً خرید میکنید، تمام سیستم پشتیبانی این بنگاه بینالمللی اعم از سیستم مالی، سیستم آموزشی یا شبکه تامین با قرارداد شما همراه میشوند. دلالان اما با قالب کردن هواپیماهای دست دوم 20 سال کار، هیچ یک از اسناد رسمی یا خدمات را به کشور ارائه نمیکنند. اینها دنبال پورسانتهای بالای خود هستند. اینها که از نوسازی ناوگان کشور حمایت نمیکنند ولی با مطرح کردن حرفهای بیربطی مثل این مورد که به جای خرید یک هواپیمای نو، شش هواپیمای کهنه میخریم کل کار را با وقفه روبهرو میکنند. تحریم این شبکه را به شدت تقویت کرده و سازوکاری را شکل داده که به راحتی کنار نمیرود.
نظرات کاربران