او با اشاره به اینکه حتی اگر سرمایهگذاری روی میدان خزر از امروز آغاز شود، بهرهبرداری از آن احتمالا بین 5 تا 6 سال یا شاید هم بیشتر به طول بینجامد گفت: اگر دولت در بهرهبرداری از آن مصمم است، باید از هماکنون به فکر آن باشد که گاز تولید شده قرار است در چه بازاری عرضه شود. برای مثال، صادرات بیشتر به عراق یا صادرات از طریق خط لوله پاکستان و حتی کشورهای جنوب خلیج فارس میتواند به عنوان بازارهای بالقوه برای این میدان گازی مورد توجه قرار گیرد.
نرسی قربان به روابط عمومی اتاق تهران گفته است :: بحث توسعه میادین گازی و توسعه صادرات گاز، از آن بحثهای کهنه است که به کرات مطرح شده است. من به شخصه، حدود 30 سال است که راجع به خط لوله صلح با هند و پاکستان گفته و نوشتهام. البته در مورد اجرای پروژه خط لوله صلح، ملاقاتهایی هم با مقامات برخی کشورها به انجام رسید و در مورد رقم سرمایهگذاری نیز توافقاتی حاصل شد اما این بحثها هیچگاه به نتیجه نرسید.
او درباره دلایل عدم توفیق طرحهای توسعهای در حوزه گاز توضیح داد: آقای شمس اردکانی یکی از کسانی بود که برای اجرایی شدن خط لوله صلح تلاش بسیاری کرد. نقشه اصلی این بود که شرکتهای بینالمللی 8 فاز از فازهای پارس جنوبی را با سرمایه خود توسعه دهند و سپس کنسرسیومی ایجاد شود که باز هم با سرمایه طرفهای قرارداد، لوله را تا پاکستان و سپس به هند انتقال دهند. به همین دلیل با مقامات هند و پاکستان از جمله راجیو گاندی مذاکراتی صورت گرفت. آن شرکتها حاضر بودند وارد چنین سرمایهگذاری شوند تا هم منافعی عاید آنها شود و هم ایران در قالب کنسرسیومی که ایجاد میشد، بخشی از گاز را برای خود برمیداشت و از آن 8 فاز، گاز استحصال شده از 4 فاز قرار بود به هند و پاکستان صادر شود. درنتیجه این پروژه یک بازی برد-برد بزرگ بینالمللی بود. به گفته این کارشناس حوزه انرژی، به موجب مناقشات بینالمللی که پس از آن ایجاد شد، آمریکا به هند فشار آورد که از این پروژه خارج شود. به همین دلیل، هندیها کنار کشیدند و این پروژه بدون هند، فاقد توجیه اقتصادی بود. در واقع اقتصادی نبود که گاز به پاکستان برود که حتی پول پرداخت آن را هم نداشت و لولهکشی و تولید گاز هم با هزینه ایران صورت گیرد. این پروژه به دلیل مسائل بینالمللی و فشارهای آمریکا معلق شد.
نرسی قربان با تاکید بر اینکه توسعه حوزههای گازی مستلزم تعامل بینالمللی است، ادامه داد: بهرهبرداری از میدان تازه کشف شده در شمال دست کم به 7 تا 8 میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد. البته سناریوهایی از سرمایهگذاری روسیه و چین مطرح میشود. اگرچه، روسیه از اینکه در صادرات گاز به اروپا یک رقیب داشته باشد، استقبال نمیکند. ضمن آنکه اگر قرار باشد روسیه در این پروژه سرمایهگذاری کند، این پروسه آنقدر به طول میانجامد که در نهایت نتیجه مشخص نمیشود. به بیان دیگر، آنها سرمایهگذاری نمیکنند که برای خود رقیب ایجاد کنند و روسیه اجازه نمیدهد که گاز ما به اروپا صادر شود. در عین حال ممکن است، چینیها در این میدان سرمایهگذاری کنند تا در جنوب برای مثال LNG یا نفت ببرند. در نتیجه، مقصد این گاز احتمالا باید شمال ایران باشد تا در مقابل، گاز جنوب از ایران به عراق و پاکستان و سایر کشورها انتقال پیدا کند.
نظرات کاربران