احمد زیدآبادی اما به دلیل اینکه هرگز در هیچ دولتی فعالیت نداشته است با هیچ دولتی هم رودربایستی نمی‌کرد و الان نیز چنین است. این دو روزنامه‌نگار میانسال ایرانی حالا دیگر تجربه‌های ارزشمندی را در سیاست‌ورزی ژورنالیستی در کارنامه دارند و می‌دانند در مناظره رودررو و درباره یکی از مجادله‌آمیزترین موضوع‌های مهم حالا دیگر تاریخی‌شده ایران یعنی تحریم اقتصادی باید با لکنت‌زبان سخن بگویند و از دایره احتیاط خارج نشوند. نگارنده به دلیل علاقه‌ای که به شنیدن حرف‌های دو روزنامه‌نگار مهم اقتصادی و سیاسی کشور داشته و دارم با دقت این مناظره را شنیدم. واقعیت این است که هر دو نفر درباره پیامدها و دلایل تحریم شدن ایران مسائل مهمی را بر زبان آورده و طرح کردند که شاید اگر دولت سیزدهم و نیز مدیران سایر نهادها با دقت و بدون اینکه پیش‌داوری نسبت به کارنامه و سابقه این دو نفر داشته باشند دیدگاه‌های آنها را شنیده و تحلیل کارشناسانه کنند بشود برخی از روزنه‌ها را برای آینده نظام سیاسی و اقتصاد ایران باز کرد. دیدگاه‌هایی که سعید لیلاز و نیز احمد زیدآبادی درباره میزان قدرت آمریکا و اراده این کشور و نسبت آن با ایران دارند نیز از نکات برجسته این مناظره طولانی بود. نکته بسیار بااهمیت در جریان این مناظره داغ اما این بود که این دو نفر در بخش‌هایی از سخنانشان به جایی می‌رسیدند که می‌گفتند نمی‌توانند جلوتر بروند و به همین‌جا بسنده می‌کنند. به نظر می‌رسد مدیران دولتی به جای اینکه حرف‌های افراطیون را در کانون توجه قرار دهند و راهبرد تضاد در داخل و در خارج را در پیش بگیرند بهتر است به راهنمایی‌های سعید لیلاز و نیز احمد زیدآبادی که هر دو نفر البته با فاصله‌ای بعید رنج کشیده‌اند و از روزگار درس گرفته‌اند و به سربلندی ایران می‌اندیشند اعتماد کنند اگرچه برایشان سخت باشد.
محمدصادق جنان‌صفت - روزنامه جهان صنعت