ساعت24-اول اسفند ماه سال جاری خبر خودکشی ۶ عضو یک خانواده در مشهد واکنشهای زیادی از سوی افکار عمومی دربرداشت. هیچ کس نمیدانست این خانواده چرا اقدام به خودکشی دستهجمعی کرده بودند و برخی افراد در فضای مجازی بدون آگاهی عنوان میکردند که این افراد از فقر چنین اقدامی را انجام دادند.
طی گزارشی که «اعتماد» آن زمان منتشر کرد یکی از اهالی گفته بود: «همین پسری که زنده مانده به پسرخالهاش پیامک زده بود که برادرم خودکشی کرده ما هم حالمان خراب است و دنبال ما بیایید. اگر هم به خانه ما آمدید و ما در را باز نکردیم، در را بشکنید. پسرخاله این پسر جوان وقتی به خانه آنها میرسد، متوجه میشود آنها خودکشی کردند و یک دستنوشته به میز تلویزیون زده بودند مبنی بر اینکه یک شخص برای آنها مزاحمت ناموسی ایجاد کرده.» یکی دیگر از اهالی نیز به «اعتماد» گفته بود: «دو نفر از آنها زنده ماندند و به بیمارستان هاشمینژاد مشهد منتقل شدند. یک پسر و یک دختر.» دو، سه روز بعد رسانهها اعلام کردند که دختر این خانواده در بیمارستان فوت کرد و تنها پسر خانواده در بخش آیسییو این بیمارستان بستری است. حالا پانزده، شانزده روز از این حادثه هولناک میگذرد و رسانهها خبری مبنی بر به هوش آمدن «ایمان» (همان عضو از خانواده که به پسرخالهاش پیامک زده و درخواست کمک کرده) را منتشر کردند. متن دستنوشته هم مشخص شده است و این خانواده نوشته بودند: «میلاد (یکی از پسران این خانواده) در تاریخ ۲۹ بهمن ماه به علت تهمت ناموسی و مزاحمتهای پی در پی که «بهروز.ح» برای خانواده درست کرده بود، دست به خودکشی زد و بقیه خانواده هم خودکشی میکنند. باعث و بانی مرگ خانواده بهروز است و میتوانید برای اثبات این ادعا، گوشی تلفن میلاد را بررسی کنید. او در چند ماه اخیر مزاحمتهای زیادی برای خانواده درست کرده بود که تهمت ناموسی زد و میلاد هم خودکشی کرد. ما هم که طاقت نیاوردیم نزد میلاد میرویم اما باعث مرگ ما را پیدا کنید. او با خودروهای مختلف پراید برایمان ایجاد مزاحمت میکرد.» همچنین در ادامه این دستنوشته از پدر خانواده و دیگر نزدیکان و بستگان درخواست شده بود تا آنها را حلال کنند. به گفته یکی از اهالی به «اعتماد» پدر خانواده با آنها زندگی نمیکرد. حالا مشخص شده پدر خانواده از مدتها قبل از همسرش جدا شده و سپس به خاطر فرزندانشان دوباره با هم ازدواج کردند، اما باز هم ناسازگاریهای اخلاقی و رفتاری موجب شد تا مرد مذکور زندگی دیگری برای خودش فراهم و جدا از خانوادهاش در منطقه دیگری از شهر زندگی کند ولی هنوز از خودکشی همسر و فرزندانش اطلاعی نداشت. همچنین «اعتماد» در گزارشی که در مورد این خانواده تنظیم کرده بود از حضور پسرخاله فرزندان خانواده در صحنه خودکشی خبر داده بود. پسرخاله آنها بعدها مورد بازجویی قاضی شعبه ۲۰۸ دادسرای عمومی و انقلاب مشهد قرار گرفت و به سوالات قاضی اینگونه پاسخ داد: من در تهران ساکن هستم و در آنجا زندگی میکنم، اما قصد داشتم با دخترخالهام (رویا) نامزد شوم به همین دلیل به صورت تلفنی ارتباط داشتیم و به یکدیگر زنگ میزدیم ولی از دو روز قبل بهطور مشکوکی تلفن همه اعضای خانواده خالهام قطع شد، حتی رویا هم پاسخ تلفن مرا نمیداد. خیلی نگران شدم تا اینکه بالاخره ایمان (جوانی که زنده ماند) گوشی خودش را روشن کرد و به من پیام داد که میلاد خودکشی کرده است! بلافاصله پسرداییام را فرستادم تا خبری بگیرد ولی او گفت: کسی در خانه را باز نمیکند. شب هنگام موفق شدم با رویا تلفنی تماس بگیرم ولی او حال مساعدی نداشت و نمیتوانست حرف بزند به همین دلیل سراسیمه به همراه برادرم از تهران به مشهد آمدم و حدود ساعت ۹ و ۳۰ دقیقه صبح بود که در خانه خالهام را باز کردیم و با اجساد روبهرو شدیم. مرتضی (برادر مصطفی) نیز گفت: مدتی قبل فردی به من پیام میداد که «من از اینها پول میخواهم!»
پس از مدتی بهروز (شخصی که این خانواده به خاطر مزاحمتهایش خودکشی کردند) مجبور شد خود را تسلیم قانون کند. او که در شعبه ۲۰۸ ویژه پروندههای جنایی مقابل قاضی دکتر صادق صفری ایستاده بود، درباره اتهامات مطرح شده در پرونده و در پی اعلام شکایت پدر خانواده قربانیان گفت: از حدود یکسال قبل با یکی از دختران این خانواده ارتباط داشتم و چون میخواستم با او ازدواج کنم هر آنچه از من میخواست فراهم میکردم به همین دلیل هم دهها میلیون تومان در مدتی که با هم در ارتباط بودیم، هزینه کردم ولی از مدتی قبل او ارتباط خودش را با من قطع کرد و دیگر قصد ازدواج با مرا نداشت. من هم که اوضاع را اینگونه دیدم و فهمیدم سرم کلاه رفته است و تنها پولهایم را هزینه کردهام به آنها پیام میدادم که مبالغ مذکور را به من بازگردانند ولی آنها به خواستهام بیتوجهی میکردند و من هم به ناچار با خودرو به در خانه آنها میرفتم تا طلبم را بگیرم. از حدود دو، سه هفته قبل از این ماجرا خواهرم در تربت حیدریه مورد تعرض گروهی قرار گرفت و چند نفر به او تعرض کردند که پروندهای هم در این باره با شکایت خواهرم تشکیل شد و مورد بررسی قرار گرفت. خراسان در این باره نوشت: بهروز در این باره توضیحات بیشتری نداد، اما در ادامه تحقیقات قضایی یکی از دوستان میلاد رازمگوی این پرونده را فاش کرد. او گفت: وقتی بهروز از میلاد (پسر بزرگ خانواده) خواسته بود تا پولهایی را که برای خواهرش هزینه کرده، بپردازد او ناگهان ماجرای تعرض به خواهر بهروز را پیش کشید که نمیتواند خواهرش را از روابط غیراخلاقی بازدارد! چراکه موضوع تعرض به خواهر بهروز در تربت حیدریه پیچیده بود و «میلاد» هم از آن خبر داشت. مطرح شدن این موضوع بهروز را به شدت عصبانی کرد و او هم حرفهای نامربوطی را درباره خواهران میلاد بر زبان راند. بهروز که حدود یکسال با خواهر میلاد ارتباط داشت به برخی مسائل غیراخلاقی و ناموسی اشاره کرد که شنیدن آنها برای میلاد بسیار سخت و زجرآور بود. به همین دلیل هم میلاد از شدت خشم و ناراحتیهای روحی دست به خودکشی زد و... . با افشای زوایای جدید از این حادثه دردناک، بهروز با صدور قرار قانونی از سوی قاضی ویژه قتل عمد روانه زندان شد و سپس با سپردن وثیقه ۳ میلیارد تومانی به دادسرا تا زمان رسیدگی به این پرونده از زندان بیرون آمد. حالا ایمان تنها بازمانده خانواده هوشیاریاش را به دست آورده و از بیمارستان مرخص شده ولی هنوز تحت درمان است و ابعاد دیگر این ماجرا را در سینه نهفته دارد... .
اعتماد
نظرات کاربران