dir="RTL" style="text-align:right">روند تغییرات نرخ مشارکت را می‌توان در سه دوره متفاوت بررسی کرد: دوره اول سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ که نرخ مشارکت نزولی است؛ دوره دوم سال‌های ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۸ که نرخ مشارکت صعودی است و دوره سوم از سال ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۱ که نرخ مشارکت روند نزولی دارد. ذکر این نکته ضروری است که طی این سه دوره جمعیت در سن کار (۱۵ساله و بیشتر) همواره در حال افزایش بوده است، بنابراین نزولی بودن نرخ مشارکت به معنای رشد نامتناسب جمعیت فعال و عدم ورود جمعیت مولد به بازار کار است. بررسی آمارها نشان می‌دهد جمعیت فعال در حدفاصل سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ به صورت مطلق ثابت مانده است. عدم افزایش جمعیت فعال در نیمه دوم دهه هشتاد به معنای تصمیم بخشی از جمعیت جوان بر عدم ورود به بازار کار بوده است. این اتفاق همزمان با افزایش تقاضا برای تحصیلات عالی و توسعه گسترده آموزش در مقاطع عالی تحصیلی است. همان‌طور که در ادامه اشاره خواهد شد این رخداد باعث شده تا ارتباط کیفیت تحصیلات با نیازهای بازار کار تا حدود زیادی قطع شود.

نرخ مشارکت در ایران بسیار پایین‌تر از سایر کشورهای توسعه‌یافته و حتی اقتصادهایی همچون ترکیه است. این اختلاف عمده در نرخ مشارکت به دلیل مشارکت اقتصادی بسیار پایین زنان ایرانی نسبت به زنان سایر کشورهاست. نرخ مشارکت زنان در بازار کار ایران بسیار پایین و در حدود ۱۳ درصد است. این مقدار کمتر از یک‌چهارم نرخ مشارکت زنان در اقتصادهای توسعه‌یافته و کمتر از نصف نرخ مشارکت زنان ترکیه‌ای است. با وجود اینکه نرخ مشارکت مردان در اقتصاد ایران و ترکیه بیشتر از دو کشور آمریکا و آلمان است، کاهش نرخ مشارکت زنان مشارکت کلی نیروی کار در ایران و ترکیه را بسیار کاهش داده است.

متغیر بعدی نرخ بیکاری است. نرخ بیکاری از تقسیم جمعیت بیکار (۱۵ساله و بیشتر) به جمعیت فعال (۱۵ساله و بیشتر) حاصل می‌شود. مطابق تعاریف مرکز آمار و استانداردهای بین‌المللی بیکار به تمام افرادی اطلاق می‌شود که در عین اینکه آماده کار هستند، و در چهار هفته متوالی جویای کار بوده‌اند بیکار مانده‌اند. نرخ بیکاری ایران در دو دهه گذشته به صورت میانگین حدود ۱۰ درصد بوده است. با توجه به نرخ مشارکت پایین زنان، روند نرخ بیکاری در ایران متاثر از نرخ بیکاری مردان است. نرخ بیکاری زنان و مردان به‌طور معمول روند مشابهی دارد، اما نرخ بیکاری زنان حدود ۹ درصد بالاتر از نرخ بیکاری مردان است. در دوره‌هایی که شرایط اقتصادی نامساعد بوده است (سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۲ و سال‌های ۱۳۹۹ تا ۱۴۰۱)، از همبستگی این دو نرخ کاسته شده و گاهی دو نرخ رابطه منفی با یکدیگر داشته‌اند. این بدان معناست که وقتی اقتصاد ایران با بحران مواجه می‌شود و این بحران به بنگاه و خانوارها تسری می‌یابد، زنان اولین قربانیان آن هستند.

نرخ بیکاری زنان ۷۰ درصد بیشتر از مردان

نرخ بیکاری در ایران حدودا دو برابر اقتصادهای توسعه‌یافته است. همانند بخش قبل نرخ بیکاری را نیز می‌توان برای زنان و مردان به تفکیک مقایسه کرد. نرخ بیکاری زنان و مردان کشورهای آلمان و آمریکا در یک سطح است و حتی در اکثر سال‌ها نرخ بیکاری زنان کمتر از مردان است، اما نرخ بیکاری زنان ایرانی بسیار بیشتر از نرخ بیکاری مردان است. به‌طور میانگین نرخ بیکاری زنان ۷۰ درصد بیشتر از نرخ بیکاری مردان است. این بدان معناست که علاوه بر آنکه نرخ مشارکت زنان در اقتصاد ایران نسبت به اقتصادهای توسعه‌یافته بسیار پایین‌تر است، تعداد بیشتری از زنان ایرانی که خواهان ورود به بازار کار هستند در یافتن شغل مناسب ناموفق هستند.