حالا و پس از حدود 44 ماه از آن نوشته اکنون ایرانیان در نقطه‌ای ایستاده‌اند که امید چندانی به بهتر شدن روزگار خویش ندارند. در همه سالهای تازه سپری شده ،شهروندان ایرانی با رخدادهایی آزاردهنده ترو سنگین تراز دهه یادشده از نظر کیفیت سیاستگذاری و مناسبات جهانی ونیز روندهای درون سرزمینی روبه رو شده و چشم انداز آینده را مبهم ارزیابی می‌کنند. یکی از بدترین پدیده‌هاکه ایرانیان را سیاه بخت نشان می‌دهد گسترش دامنه رانت و فساد ونیز ادامه تحریم ها است که حالا پس از آمدن نرامپ در آمریکا به ششمین سال خود نزدیک می‌شود. برآیند عملی سیاستگذاری‌های ناکارآمد این شده که ایرانیان باوردارند دیگرکار از خطای سیاستگذاری عبور کرده ومنافع یک اقلیت کوچک اما قدرتمند در ایران دنبال میشود وبه همین دلیل بسیار خشمگین هستند. مگر می‌شود با وجود راه‌های موفقیت آمیز برای مها رتورم در جهان ، اقتصاد ایران طولانی ترین تورم دورقمی بالای بیست درصد را تجربه کند.

ایرانیان می‌بینند و می‌شنوند واحساس می‌کنند با اندازه‌هایی که فساد درایران گسترش می یابد وایران را در صدر کشورهای فساد خیز قرارمی دهد با فروپاشی ذهنی و روحی و روانی روبه رو هستند. به نظر می‌رسد ایرانیان با دیدن این حجم از فساد و مقایسه این شاخص با دیگر کشورها با پدیده‌ای به اسم حسرت ملی مواجه شده‌اند.