. گفته می‌شود با توجه به فضای سیاسی امروز ایران اخذ رای اعتماد برای وزیران کابینه کار دشواری نخواهد بود جز اینکه شاهد عهدشکنی باشیم. آنچه اما این روزها شنیده می‌شود گمانه‌زنی‌ها درباره مردان یا زنان منصوب پزشکیان برای نهادهای اقتصادی است.

در ایران با توجه به تقسیم وظایف صورت پذیرفته بین نهادهای حاکمیتی در حوزه اقتصاد، سه نهاد بانک مرکزی، سازمان برنامه‌وبودجه و نیز وزارت امور اقتصادی و دارایی بیشترین سهم و نقش را در سیاستگذاری ارزی، پولی، مالی و بودجه‌ای دارند. سیاست‌های بودجه‌ای به دلایل گوناگون بسیار اهمیت دارد و به همین دلیل رییس سازمان برنامه و بودجه یکی از سه فرمانده اقتصادی دولت به حساب می‌آید. از سوی دیگر سیاست‌های ارزی نیز بر بازار کالا و بازار تجارت خارجی و نیز بر قیمت تمام‌شده تولیدات صنعتی بسیار موثر است. وزارت امور اقتصادی و دارایی نیز به دلیل سیاستگذاری مالی که در قلب آن سیاست مالیاتی است در مقام فرمانده اقتصادی قرار دارد. واقعیت این است که برخلاف پیش‌بینی‌ها و همانطور که محمدجواد ظریف گفته وزیران و نیز روسای نهادهای بزرگ کسانی نیستند که درباره آن‌ها گمانه‌زنی شده است. اگر چنین باشد و روسای بانک مرکزی و سازمان برنامه‌وبودجه و نیز وزیر اقتصاد از وجود یکدیگر بی‌اطلاع هستند کار سخت خواهد شد.

در حالی که فرصت‌ها از دست رفته است و دولت وقت قابل ‌‌اعتنایی برای هماهنگ‌سازی ندارد باید و براساس ضرورت انکارناپذیر یکی از این سه نفر را فرمانده یکم و اصلی قرار دهد و به دو فرمانده دیگر توصیه کند از رفتار و گفتار فرمانده اصلی تبعیت کنند. این کار بسیار مهمی است که اگر در همین گام اول تکلیف آن روشن نشود کار بر دولت سخت خواهد شد.

البته اگر در کابینه مقام معاون اقتصادی داشته باشیم که باید بسیار توانا، دانا و کارآمد باشد او می‌تواند فرمانده اصلی باشد. بدترین کار اما این است که فرماندهان سه‌گانه از نظر کارنامه، سابقه و رفتار و گفتار و باور به دانش اقتصاد ناسازگار باشند. این اتفاقی است که در دولت‌های قبلی هم دیده شده است و می‌تواند کار را بسیار سخت کند. آقای پزشکیان نیز باید هرچه زودتر با مفاهیم و مقوله‌های اقتصادی آشنا شود.