اما در سالهای تازهسپریشده به ویژه از سال 1397 به اینسو که دولتهای ایران و به ویژه مردم با تحریمهای سخت دونالد ترامپ دست به گریبان شدهاند، روزگار تنگ و تاریک شده است. دولتهای ایران شامل دولت روحانی و دولت رییسی پس از اینکه دیدند تحریمهای آمریکا جدی است و مهمترین منبع درآمد دولت یعنی درآمد حاصل از صادرات را نشانه گرفته و به هدف زده است رویکردشان به شهروندان تغییر کرد.
شهروندان ایرانی در این سالها به مرور مصرف خود را آرایش تازهای داده و کالاهایی مثل تفریح و آموزش و گردشگری را از سبد مصرف کم کردند. در سالهای تازهسپریشده و براساس آمارهای رسمی ایرانیان کمدرآمد سپس کوشش کردند برای تعادل دخل و خرج از پوشاک و خورد و خوراکهای کمی غیرمتعارف بزنند.
این اتفاقها پس از آن افتاد که نرخ تورمهای بالای 40درصد در برابر رشدهای پایینتر مزد و حقوق بنیه بخش عمدهای از مردم را به زیر خط فقر رانده است. دولت سیزدهم با هر حساب و کتاب سیاسی به این نتیجه رسیده بود میتوان باز هم از معیشت شهروندان به سود سیاست خارجی برداشت کرد و امیدوار بود صدای مردم درنیاید.
دولتهای ایران حتی حاضرند به ثروتمندان یارانه بدهند و قیمت نان و بنزین را در ظاهر گران نکنند. شهروندان ایرانی به ویژه مزدبگیران و حقوقبگیران حالا به امید این هستند که دولت چهاردهم با سیاست خارجی معتدلتر هزینهای پیشین را از دوش مردم کاهش داده و با غرب به سازگاری برسند. در صورتی که پزشکیان در دیدارهایش با مقامهای سیاسی به ویژه با مدیران غربی به نتیجه نرسد و آتش تنش باز هم بالاتر رود، کار بر مردم سخت میشود.
واقعیت این است که سوخت معیشتی مردم دیگر تکافوی پرداختها و صورتحساب سیاست خارجی را ندارد و پیامدهای ناشناس خواهیم داشت. حالا که رییس دولت به جایی میرود که میتواند سخن بگوید بهتر است در تنظیم گفتوگوها نگاهی هم به سفره ایرانیان بیندازد.
نظرات کاربران