جامعه انسانی همانند آدمی نیاز دارد رشد و رفاه بیشتر را تجربه کند و در مقایسه با دیگر جامعه‌ها پیشرفت بیشتری داشته باشد. در این راه و مسیر البته آدمی و جامعه انسانی نیاز به دوستانی پایدار و نیز دوستانی وفادار دارد که جدای از تفاوت‌ها در نوع نظام سیاسی به آن‌ها تکیه کند. آیین دوست‌یابی برای جامعه‌های انسانی همانندی‌هایی با آدمی دارد. آدمیان با کسانی دوست می‌شوند که بدانند از سوی آن‌ها با آسیب روبه‌رو نمی‌شوند. بدیهی است که دیگران نیز همین ادب را در دوست‌یابی دنبال می‌کنند و با هر آدمی دوست نمی‌شوند. شوربختانه نظام سیاسی ایران و نیز تاریخ این سرزمین گونه‌ای بوده و هست که دوستان اندکی دارد و حتی از همسایه‌های دیوار به دیوار نیز خیری نمی‌رسد بلکه در معرض تهدید است. در شرق یک فرقه سیاسی به نام طالبان حاکم شده است که آیین دوست‌یابی را کنار نهاده و از هر نوع آزار به ایران امتناع نمی‌کند. کشور پاکستان هم اگرچه با افغانستان امروز تفاوت بنیادین داشته و با ایران سازگاری دارد اما این کشور نیز مرموز است. در سوی دیگر ترکیه نیز دنبال منافع خود است و هرگاه فرصت داشته باشد ایران را در شرایط دشوار آب و خاک قرار می‌دهد. روسیه که بزرگ‌ترین همسایه ایران است نیز با ایران مناسبات پیچیده‌ای دارد. جمهوری اسلامی ایران شوربختانه با ایستادگی بر ایدئولوژی که می‌خواهد آن را صادر کند با کشورهای حاشیه خلیج‌فارس نیز مناسبات دوستانه پایدار ندارد و کشور عراق نیز در وضعیتی است که باید در دوستی ژرف‌تر با آن دقت کرد. مردم ایران اما نسبت‌به برخی کشورهای جهان اگرچه با ایران هم‌مرز نیستند احساس خوبی دارند و اگر این علاقه‌های ایرانیان پایه آیین دوست‌یابی در سطح دولت‌ها باشد می‌توان از غربت در آمد. بیشتر ایرانیان دوستی با کشورهای اروپایی و نیز برخی کشورهای شرق آسیا مثل ژاپن و کره‌جنوبی را به‌دلیل منافعی که برای آن‌ها دارد بر دوستی با کشور چین و روسیه ترجیح می‌دهند.