سازمان ملل گزارش داده است که بیش از نیمی از ۱/۵ میلیارد نفر فقیر در جهان، زنان هستند. در ایران، بیش از سه میلیون زن سرپرست خانوار وجود دارد که ۱۰ درصد از کل جمعیت زنان را شامل می‌شود. همچنین، ۳/۱ میلیون خانواده ایرانی توسط زنان اداره می‌شوند، یعنی از هر هفت خانواده ایرانی، یکی توسط زنان سرپرستی می‌شود.

از آنجا که زنان سرپرست خانوار عمدتاً دسترسی محدودی به فرصت‌های شغلی رسمی دارند، بخش بزرگی از این قشر به دریافت کمک از نهادهای حمایتی مانند «کمیته امداد امام خمینی» و سازمان بهزیستی وابسته هستند. در سال ۱۴۰۲، حدود ۵/۱۵ میلیون خانوار تحت پوشش این نهادها قرار داشتند، که نشان‌دهنده افزایش وابستگی به حمایت‌های دولتی است. این وابستگی، موجب افزایش ناامنی معیشتی زنان و کاهش استقلال اقتصادی آن‌ها می‌شود.

با توجه به محدودیت‌های بازار رسمی، زنان بیش از گذشته به سمت اشتغال غیررسمی رانده شده‌اند. بر اساس گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس و بانک جهانی، ۶۰ درصد از اقتصاد ایران غیررسمی است. طبق گزارش بیمه تامین اجتماعی، حدود نه میلیون نفر از جمعیت فعال کشور تحت پوشش بیمه نیستند، که بخش زیادی از آن‌ها زنان هستند. بسیاری از این زنان در مشاغل غیررسمی مانند دست‌فروشی، کار در شغل‌های خانگی و فعالیت‌های خدماتی کم‌درآمد مشغول هستند.

اشتغال غیررسمی به این معنی است که زنان، نه حقوق ثابتی دارند و نه از مزایای بیمه و حمایت‌های قانونی برخوردار هستند. بسیاری از زنان شاغل در بازار غیررسمی در معرض آنچه بهره‌کشی شغلی خوانده می‌شود هستند؛ مانند کار بدون بیمه و عدم دریافت حقوق و مزایای کافی و منصفانه. آن‌ها در کنار این مشکلات از امنیت شغلی مناسبی هم برخوردار نیستند و با کوچک‌ترین مشکل اقتصادی، ابتدا زنان از کار اخراج می‌شوند.

به باور کارشناسان افزایش این روند، تاثیر مخربی بر آینده اقتصادی زنان دارد و باعث کاهش توانایی آن‌ها برای خروج از چرخه فقر می‌شود.