اندیشکده واشنگتن در گزارشی به قلم سایمن اندرسون مدیر برنامه حوزه خلیج فارس و سیاست انرژی این موسسه نوشت: انتصاب ولیعهد جدید و ترفیع پسر پادشاه به [مقام] جانشینی ولیعهد احتمالاً باعث افزایش تنش در خاندان سلطنتی آل‌سعود خواهد شد. عربستان سعودی با انتشار ۲۶ حکم سلطنتی تغییرات متعددی را در کابینه این پادشاهی و سلسله جانشینی آن اعلام کرد. اکنون شاهزاده محمد بن نایف، وزیر کشور و جانشین ولیعهد، جایگزین شاهزاده مقرن -که جانشین برگزیده ملک سلمان بود – شده است. محمد بن سلمان – فرزند سی‌وچند ساله پادشاه که در حال حاضر سمت وزارت دفاع را بر عهده دارد- جایگزین محمد بن نایف، جانشین ولیعهد شده است. همچنین سعود الفیصل، وزیر خارجه -شاهزاده‌ای که تقریباً به مدت چهل سال وزیر خارجه این کشور بود، اما به علت بیماری زمین‌گیر شده است- از سمت خود کنار گذاشته شده و عادل الجبیر، سفیر عربستان در واشنگتن –که جانشین خود او هنوز مشخص نشده – جایگزین او شده است.اعمال چنین تغییرات ناگهانی تنها سه ماه پس از پادشاهی ملک سلمان یادآور این نکته است که نظام سیاسی عربستان سعودی پیچیده باقی خواهد ماند.


■فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی به اعمال برخی از انجامید■

آنچه مشخص است، این است که تازه‌ترین تغییرات سازمانی در پس‌زمینه‌ای از بحران‌ها و مناقشات -در چندین جبهه- در حال وقوع است. جنگ یک ماهه پادشاهی سعودی در یمن – نبردی ظاهراً به بن‌بست رسیده که با توجه به تنش موجود با ایران، رقیب منطقه‌ای این کشور و خصومت گسترده‌تر میان شیعیان و اهل سنت دچار پیچیدگی شده است- برجسته‌ترین آن‌ها به شمار می‌رود. بعلاوه همچنان گروه دولت اسلامی (داعش) قد علم کرده است؛ ریاض اعلام کرد که تاکنون ۹۳ مظنون [به همکاری با] داعش را دستگیر کرده و از حمله به سفارت آمریکا جلوگیری کرده است. همچنین فشارهای سیاسی و اقتصادی داخلی به اعمال برخی از تغییرات انجامید. برای نمونه یک مدیر ارشد نفتی به‌منظور اداره وزارت بهداشت –که بیمارستان‌ها و کلینیک‌های وابسته به این وزارتخانه به علت ناکارآمدی به‌شدت مورد انتقاد قرار گرفته‌اند- بکار گرفته شده است. همچنین نورا الفایض- معاون وزیر آموزش‌وپرورش و تنها زن [حاضر در] کابینه [پادشاهی سعودی]- به مکان دیگر منتقل شده است که احتمالاً دلالت بر این موضوع دارد که در نهایت محافظه‌کاران مذهبی از تلاش‌های او برای بهبود وضعیت آموزشی دختران جلوگیری کردند.


■وجود نزاع در درون خاندان سلطنتی آل‌سعود■

با وجود این‌ها ظاهراً وجود نزاع در درون خاندان سلطنتی آل‌سعود زمینه اصلی چنین دگرگونی‌هایی به شمار می‌رود. میزان مشارکت ملک سلمان در اعمال این تغییرات قابل تردید است. بر طبق گزارش‌ها وضعیت جسمانی او شکننده است و شاید دیدارهای متعدد اخیرش با تعداد کثیری از مقامات بلندپایه خارجی او را از بیشتر این تصمیمات – چه مطابق میل خودش و چه به شکل انحراف تعمدی توجهات توسط اطرافیانش صورت گرفته باشد- دور نگاه داشته باشد. او میزبان ریاست جمهوری اریتره، نخست‌وزیری نیوزیلند و در نهایت شگفتی همگان، وزیر خارجه لیتوانی بوده است. ظاهراً انتصاب محمد بن نایف به جانشینی ولیعهد – پسر او برای نخستین بار است که به صورت رسمی به عنوان پادشاه آینده در نظر گرفته شده است- نفوذ عمده پادشاه در این تغییرات سازمانی تلقی می‌شود.


■ترفیع محمد بن سلمان نشانگر چه چیزی است؟■

این تغییرات با در نظر گرفتن این تحلیل، از تداوم دگرگونی در ریاض – و نه در مسیر [جانشینی]- حکایت می‌کند. محمد بن نایف، ولیعهد جدید، به صورت گسترده‌ای به عنوان پادشاه آینده مورد حمایت واشنگتن به شمار می‌رود، اما ترفیع ظالمانه محمد بن سلمان در ماه‌های اخیر نشان می‌دهد که او ممکن است – قبل از نشستن او به تخت پادشاهی- جایگزین محمد بن نایف شود. مسلماً پسر پادشاه به نظر می‌رسد که جاه‌طلبی [انجام چنین کاری را] داشته باشد. محمد بن سلمان – که به‌طور گسترده‌ای یکی از «جوانان بی‌تجربه» به شمار می‌رفت و [آیت‌الله] علی خامنه‌ای، رهبر عالی ایران، در اوایل ماه جاری به‌طور کنایه‌آمیزی [با چنین واژگانی] از او یاد کرد- در اعلامیه سلطنتی با نظر مساعدی از او یاد شد و در آن اظهار شده است که: «او توانمندی‌های عظیمی دارد که همه [این توانمندی‌ها] در تمامی امور و وظایف محول شده به او برای همگان مبرهن است و او توانسته [این امور] را به نحو احسن انجام دهد». هرچند چنین دیدگاهی همگانی نبوده است؛ اعلامیه در ادامه متذکر می‌شود که او «از حمایت اکثریت اعضای شورای بیعت (که از اعضای ارشد [خاندان] سلطنتی و یا پسران بزرگشان تشکیل شده است) برخوردار بوده است» بیاناتی که از وجود اندکی مخالفت [در میان اعضاء] حکایت می‌کند.


■دور بعدی تغییرات چه زمانی اتفاق خواهد افتاد و چه کسی از آن بهره‌ خواهد برد؟■

سیاست‌های سلطنتی آل‌سعود به‌طور سنتی به دلیل ارج داشتن سن، تجربه و خصایص شاهانه در میان آن‌ها درخور توجه هستند. محمد بن سلمان از دو خصیصه نخست بی‌بهره است؛ بنابراین ویژگی برجسته‌اش به نظر می‌رسد که نزدیکی او به پدرش باشد. درحالی‌که خاندان آل‌سعود برای به نمایش گذاشتن عمومی یک جبهه متحد هم در [داخل پادشاهی] و هم در خاورمیانه بزرگ‌تر کوشش می‌کند، همچنین این خاندان به طور تاریخی اراده‌اش را برای باقی ماندن در قدرت – حتی زمانی که این باقی ماندن به معنای به حاشیه رانده پادشاهانی باشد که ظاهراً تداوم این روند را به مخاطره می‌اندازند (همانند نمونه ملک سعود در دهه ۱۹۶۰)- به نمایش گذاشته است. بنابراین تغییرات امروز بعید به نظر می‌رسد که آخرین [آن‌ها] به شمار رود. پرسش اصلی این است که دور بعدی تغییرات چه موقع اتفاق خواهد افتاد و چه کسی از آن بهره‌مند خواهد شد؟ این سیاست‌های داخلی -با توجه به نقش عربستان به عنوان یک تولیدکننده بزرگ نفت و رهبر جهان عرب و اسلام- همچنان برای واشنگتن به‌مثابه منافعی حیاتی باقی خواهد ماند.