این تحریم داخلی بوده و حاصل بروکراسی فلج‌کننده، ناهماهنگی وزارتخانه‌ها و تصمیم‌های متغیر و بی‌ثباتی بانک مرکزی است. متاسفانه کارخانه‌هایی که سال‌ها است با ظرفیت کامل فعالیت کرده‌اند، اکنون به‌دلیل همین بی‌نظمی‌های اداری مجبور به توقف یا کاهش تولید شده‌اند و نتیجه روشن است؛ کارگران بیکار، کارخانه‌های زیان‌دیده و تولیدی که هر روز ضعیف‌تر از دیروز نفس می‌کشد.

سوال اینجاست، وقتی وزارتخانه‌های مرتبط نمی‌توانند یک مسیر شفاف و قابل پیش‌بینی برای تامین مواد اولیه ایجاد کنند، چطور انتظار دارند تولیدکننده در این شرایط سرمایه‌گذاری کند، چگونه می‌توان از «جهش تولید» سخن گفت، در حالی که کارخانه‌ها برای تامین یک قطعه ساده ماه‌ها معطل مانده‌اند؟

در همین زمان، کشورهای همسایه به‌ویژه دولت‌های حوزه خلیج فارس فرصت را مغتنم شمرده‌اند. آن‌ها نه‌تنها محدودیت ایجاد نمی‌کنند، بلکه بسته‌های حمایتی، معافیت مالیاتی، زمین صنعتی و تسهیلات بانکی سریع در اختیار تولیدکنندگان ایرانی قرار می‌دهند. آن‌ها عملاً برای جذب سرمایه ایرانی فرش قرمز پهن کرده‌اند؛ در حالی که داخل کشور، تولیدکننده برای دریافت یک مجوز یا یک حواله ارزی باید از هفت‌خوان رستم عبور کند.