گهگاه زمزمه‌هائی شنیده می‌شود که تلاش می‌کند وضعیت امروز را عادی نشان دهد. فراموش نکنیم که عادی شدن، می‌تواند در فرایند پخته شدن قورباغه در آب جوش هم اتفاق بیفتد. نباید فراموش کنیم که ما در بحبوحه جنگ قرار داریم.

پدیده عادی شدن

عادی شدن، پدیده‌ای است که انسان را برای تطابق با شرایط، ایمن می‌کند. انسان بعد از مدتی که حتی در شرایط دشواری هم قرار گرفت، به شرایط عادت می‌کند، و روال عادی را در شرایط دشوار در پیش می‌گیرد. این یکی از ابزارهای مهم تعادل، تطبیق و تثبیت در انسان است. اما این ویژگی می‌تواند به صورت یک دام نیز در آید.

عادت کردن به شرایط دشوار

عادت کردن به شرایط دشوار، باعث می‌شود که انسان عوامل دشواری‌های مذکور را فراموش کرده، و با آن کنار بیاید، و تلاش برای برون رفت از آن شرایط را فراموش کند. مثال پختن قورباغه از این دست است. قورباغه در گرم شدن تدریجی آب، به گرم شدن عادت می‌کند، و متوجه گرم شدن و خطری که او را تهدید می‌کند نمی‌شود؛ تا زمانی که پخته و خورده شود (البته توسط اقوام قورباغه خور!!).

این روزها گهگاه از اینطرف و آنطرف، زمزمه‌هائی شنیده می‌شود که تلاش می‌کند وضعیت امروز را عادی نشان دهد. از برنامه‌ریزی‌های عادی روزمره، مطابق با شرایط غیر جنگی گرفته، تا دستوری در یکی از شهرها برای محدود کردن حضور مردمی (که الحمد لله مورد اعتراض شدید دستگاه‌های دیگر قرار گرفت)، تا اندکی کمرنگ شدن حضور برخی از مردم در برخی از شهرها، نمونه‌هائی از این تلاش‌ها محسوب می‌شود.

هر چند مردم سلحشور و مقاوم ایران، در مقابل وضعیت جنگی کنونی، مقاومت و پایداری بسیار خوبی داشته‌اند، اما نباید فراموش کنیم که ما در بحبوحه جنگ قرار داریم. ظاهرا اسم آتش بس برده می‌شود، اما در واقع جنگ در جریان است و فقط شلیک تیر انجام نمی‌شود، یا کمتر انجام می‌شود. شرایط جنگی به فهرستی از شرایط‌مان در وضعیت جنگی امروز توجه کنید:

1. کشور در مرزهای آبی خود درگیر محاصره است. کشتی‌های ما مورد تهاجم دشمن قرار می‌گیرند.

2. نیروهای نظامی دشمن در حال تجهیز و گرفتن آرایش حمله هستند؛ و تجهیز و لجستیک بسیار فعالی دارند.

3. نیروهای نظامی ما در آماده‌باش دائمی قرار دارند.

4. دشمن در پی ترورهای قبلی خود، وقیحانه در پی ادامه ترورها است.

5. مسئولان و متخصصان راهبردی ما امکان حاضر شدن در محل کار خود را ندارند، و مجبورند که مخفیانه فعالیت کنند، و بعضا از حجم کار و نیز ملاحظات امنیتی در مقابل ترور ، ماه‌ها است به منزل نرفته‌اند.

6. مردم نمی توانند رهبر خود را ببینند و صدای او را بشنوند. و دشمن برای یافتن مکان و ترور ایشان، به صورت جدی در تلاش است؛ و با وقاحت، از بیان این تلاش هم خودداری نمی‌کند.

7. هنوز تشییع پیکر پاک رهبر شهیدمان، به دلیل ملاحظات ایمنی برای مردم تشییع کننده، انجام نشده است.

8. مجلس شورای اسلامی، و سایر مجالس رسمی ما، به دلیل احتمال حمله دشمن، امکان تشکیل جلسه عمومی را ندارند.

9. مدارس و دانشگاه‌های ما به صورت فیزیکی تشکیل نمی‌شود، و شاگردان مجبورند فقط در محیط مجازی در کلاس‌ها و برنامه‌های مدرسه شرکت کنند.  

10. امتحانات به تعویق افتاده است.

11. برگزاری انتخابات، شاید برای اولین بار (بعد از انقلاب اسلامی، مورد دیگری را به یاد نمی آورم. حتی در دوره کرونا هم انتخابات سر موقع برگزار شد) به تعویق افتاده است.

12. بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی، تجاری و صنایع، و بورس دچار اختلال یا متوقف شده است.

13. بسیاری از مردم، با توجه به مسائل کسب و کار، و نیز تورم افسار گسیخته و اقدامات آزاد سازی نرخ ارز در سال گذشته، دچار مشکلات مالی شده‌اند.  

14.  اینترنت بین الملل قطع است، و بسیاری از مردم برای امور جاری و روزمره خود در این زمینه دچار مشکلاتی هستند.

15. سفرها و بسیاری از امور مردم نظیر حج، با دشواری و احتیاط فراوان انجام شده، و بعضا متوقف شده است.

16. مردم لبنان زیر تداوم بمباران و تجاوز نیروهای صهیونیستی قرار دارند.

17. مردم غزه، در محاصره شدید قرار دارند. بخصوص رژیم صهیونیستی، از فرصت توجه تمرکز دنیا به جنگ ایران، برای بیشتر کردن فشار بر مردم غزه در سکوت نیز استفاده کرده است. 

18. و....

مرور این شرایط، نشان می‌دهد که حتی اصطلاح ”آتش بس“ هم تناسبی با وضعیت کنونی ما ندارد. توجه به این نکته هم ضروری است که فرسایشی شدن آتش بس، و در حالت بلاتکلیفی ماندن، می‌تواند عوارض متعددی در جامعه داشته باشد، و از همه مهمتر، زمینه رشد تدریجی چند دستگی و تضعیف اتحاد بی نظیری که این روزها بین مردم شکل گرفته است، را فراهم کند، و دشمن نیز در فضای رسانه‌ها، و نیز در تهاجم اقتصادی، در این میان بیکار نخواهد نشست.