واقعیت تلخ این است که جمع دوشاخص تورم وبیکاری که به اسم شاخص فلاکت مشهورشده است دراین سرزمین وبه دلیل سیاستگذاری اقتصادی تابع سیاست خارجی فلاکت در ایران دیگر یک عدد ملی نیست که بتوان آن را در میانگین‌های کلان پنهان کرد.

 در تیر ۱۴۰۵، فاصله میان زندگی در ایلام و تهران فقط فاصله دونقطه روی نقشه نیست؛ فاصله‌ای ۱/‏‏۳۷واحدی در شاخصی است که همزمان فشار تورم و بیکاری را اندازه می‌گیرد. ایلام با شاخص فلاکت ۶/‏‏۱۲۰ در صدر ایستاده و تهران با شاخص فلاکت ۵/‏‏۸۳ در انتهای جدول قرار گرفته است. این اختلاف، از دو ایران متفاوت خبر می‌دهد؛ ایرانی که در آن خانوار با تورم نقطه‌ای ۴/‏‏۱۱۲‌درصدی و نرخ بیکاری ۲/‏‏۸‌درصدی روبه‌رو است و ایرانی که تورم نقطه‌ای ۹/‏‏۷۲‌درصدی را با بیکاری ۶/‏‏۱۰‌درصدی تحمل می‌کند.

 هر دو وضعیت دشوارند اما شدت فشار یکسان نیست. محل زندگی خانوار اکنون تعیین می‌کند که تورم با چه قدرتی سفره را کوچک کند و بیکاری با چه شدتی امکان جبران این کاهش قدرت خرید را از میان ببرد.

محاسبات استانی نشان می‌دهد میانگین ساده شاخص فلاکت ۳۱استان از حدود ۹/‏‏۹۶ در بهار ۱۴۰۵به ۱/‏‏۱۰۳ در تیر همین سال رسیده است؛ افزایشی ۲/‏‏۶واحدی در فاصله‌ای کوتاه.

در بهار فقط ۱۳ استان شاخصی بالاتر از ۱۰۰ داشتند، اما در تیر شمار استان‌های سه‌رقمی به ۱۹ رسید. به‌بیان‌روشن‌تر، بیش از ۶۰‌درصد استان‌های کشور وارد محدوده‌ای شده‌اند که در آن مجموع تورم نقطه‌ای و نرخ بیکاری از ۱۰۰عبور کرده است.

 وقتی تورم به‌تنهایی در بسیاری از استان‌ها از ۹۰ و ۱۰۰‌درصد عبور می‌کند، نرخ بیکاری حتی اگر تک‌رقمی باشد، بر عمق مساله می‌افزاید.