به نقل از ایسنا، در هفتههای اخیر، زهرا بهروزآذر، معاون امور زنان و خانواده رئیسجمهور، در مورد وضعیت آموزشی زنان اظهار داشت: «یکی از بزرگترین عزتهای ما در عصر حاضر، موضوع ورود زنان به مراکز دانشگاهی است. بیش از ۶۴ درصد از تقاضاهای پذیرش در دانشگاهها از سوی دختران به ثبت رسیده و زنان بیش از ۵۲ درصد از دانشجویان فعلی را تشکیل میدهند. با این حال، زمانی که به بررسی رشتههای تحصیلی میپردازیم، عدم توازن جنسیتی بین زنان و مردان در قبولی و حضور در برخی رشتهها به وضوح مشهود است. ما در رشتههای فنی و مهندسی با فاصله قابل توجهی روبرو هستیم. طبق آمارهای موجود، در سال گذشته حدود ۴۳ هزار دختر به رشتههای علوم پایه وارد شدهاند، در حالی که آمار پسران به تقریباً ۶۶ هزار میرسد، اما در حوزه فنی و مهندسی شکاف بسیار جدی وجود دارد. سؤال کلیدی این است که چه عواملی موجب میشود که یک رشته به نوعی مردانه شناخته شود و باورهای جامعه چگونه میتواند سبب کاهش حضور زنان، به ویژه در حوزههایی نظیر علوم کامپیوتر و برق، شود و در عوض، آنها به سمت انتخاب رشتههای دیگری بروند. باید تأکید کرد که این موضوع در سطح جهانی نیز با چالشهای مشابهی مواجه است.»
در این زمینه، شهلا کاظمیپور، جمعیتشناس و جامعهشناس، با ارائه آمار و دلایل مختلف، به تفاوتهای جنسیتی در انتخاب رشتههای تحصیلی اشاره کرده و به ایسنا میگوید: این تفاوتها از مقطع دبیرستان و زمان انتخاب رشتههای تحصیلی آغاز میشود. معمولاً دختران به سمت رشتههای ریاضی کمتر تمایل دارند، زیرا از مراحل اولیه آگاهاند که فرصتهای شغلی در رشتههای فنی و مهندسی برای آنان محدودتر خواهد بود. به همین دلیل، تمایل دختران به رشتههای علوم تجربی و انسانی بیشتر است، در حالی که پسران غالباً رشته ریاضی را انتخاب کرده و بعدها به رشتههای فنی و مهندسی میپیوندند.
او افزود: البته اگر ورودیهای کلی دانشگاهها را بررسی کنیم، تعداد دختران بیشتر از پسران است. همچنین بسیاری از پسران به دلیل آنکه فرصتهای شغلی مناسبتری برای رشتههای علوم انسانی نمیبینند، ترجیح میدهند یک سال دیگر برای ورود به رشتههای علوم پایه یا فنی و مهندسی تلاش کنند و کمتر به سمت علوم انسانی میروند.
این جمعیتشناس درباره دلایل استقبال کمتر دختران از برخی رشتههای فنی و مهندسی نیز توضیح داد: این قضیه بیشتر به واقعیتهای بازار کار ارتباط دارد تا به کلیشههای جنسیتی. در ایران صنایع پیشرفتهای وجود ندارد و به همین سبب، بازار کار محدود است. حتی بسیاری از مردانی که در رشتههای فنی و مهندسی فارغالتحصیل شدهاند، بیکار بوده و به دنبال شغل هستند. بهعلاوه در برخی از مشاغل دشوار و شیفتی، کارفرمایان به طور طبیعی تمایل بیشتری به استخدام مردان دارند و به همین دلیل نیز حضور زنان در این حوزهها کمتر مشاهده میشود، اما نمیتوان تمام این شرایط را صرفاً به کلیشههای جنسیتی مربوط دانست.
وی درباره تأثیر نگرشهای فرهنگی در این موضوع نیز گفت: به طور کلی، نگرشهای فرهنگی در جامعه بسیار اثرگذار هستند، اما در زمینه آموزش، بهویژه در مراحل ابتدایی، تا حدود زیادی برابری جنسیتی برقرار شده است. در دانشگاهها نیز با توجه به تعداد ورودیها، حضور دختران حتی از پسران بیشتر است و در برخی رشتهها همچون علوم پزشکی، زنان توانستهاند موقعیتهای قابلتوجهی را به دست آورند.
این جامعهشناس تأکید کرد که چالش اصلی زنان در ایران به بازار کار مربوط میشود و عنوان کرد: به دلیل عدم رشد اقتصادی و محدودیت فرصتهای شغلی، زنان بیشتر از مردان از شرایط اقتصادی آسیب میبینند. در تحقیقات علمی نیز آمده است که در دوران بحرانهای اقتصادی، زنان نخستین گروهی هستند که از بازار کار حذف میشوند و زمان استخدام نیز، کمتر از مردان، فرصتهای شغلی برای آنان در نظر گرفته میشود.
به گفته کاظمیپور، امروزه بیش از ۵۴ درصد از زنان تحصیلکرده در کشور در جستوجوی شغل هستند. بسیاری از آنها ناچارند به سمت مشاغل غیررسمی، کارهای اینترنتی یا مشاغل بدون امنیت شغلی روی آورند، چرا که امکان جذب در بازار کار رسمی برای آنان فراهم نیست.
او با اشاره به وضعیت برابری جنسیتی در آموزش خاطرنشان کرد: براساس تحقیقات انجام شده، در حوزه آموزش، برابری جنسیتی تا حد زیادی محقق گشته و اگر در برخی رشتهها تفاوتهایی وجود دارد، این بیشتر به چشمانداز شغلی آن رشتهها مربوط میشود.
این جمعیتشناس تأکید کرد: شاید تنها ۱۰ تا ۱۵ درصد از این تفاوتها ناشی از نگرشهای فرهنگی باشد، در حالی که حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد آن به چالشهای اقتصادی، رکود و محدود بودن فرصتهای شغلی برمیگردد. اگر اقتصاد کشور به سمت رشد مطلوبی حرکت کند و فرصتهای شغلی جدیدی ایجاد گردد، زنان نیز مانند بسیاری از کشورهای توسعهیافته بهطور گستردهای به بازار کار وارد خواهند شد.
کاظمیپور در خصوص روندهای جمعیتی کشور نیز گفت: با کاهش نرخ باروری و کند شدن رشد جمعیت، بهطور حتم ایران در دهههای آینده با افت نیروی کار مواجه خواهد شد، اما برخلاف کشورهای توسعهیافته که ناچار به جذب نیروی کار مهاجر شدهاند، ایران از پتانسیل بالایی از زنان تحصیلکرده و آماده به کار برخوردار است که میتوانند بهعنوان نیروی کار ذخیره، نیازهای بازار کار را در سالهای آینده تأمین نمایند.
انتهای پیام
نظرات کاربران