اما اکنون ، با ورود هوش مصنوعی ، این چرخه در حال فروپاشی است. مدلهای هوش مصنوعی دیگر فقط فهرستکننده نیستند؛ آنها پاسخدهنده نیز هستند . وقتی یک مدل زبانی به جای اینکه کاربر را به یک وبسایت بفرستد ، مستقیماً پاسخ سوال کاربر را در همان صفحه میدهد ، فرآیند سنتی « کلیک » از بین میرود . این یعنی از دست رفتنِ ترافیکِ وبسایتها و در نتیجه ، از دست رفتنِ مدلهای درآمدزایی سنتی که بر پایه بازدید بنا شده بودند . ما با این پارادوکس روبرو هستیم که ابزاری ، هوشمندتر از همیشه وجود دارد و در حال نابودیِ اقتصادی است که بر پایه جستجوی سنتی بنا شده بود .
اقتصادِ داده ؛ استخراج یا پاداش ؟
بحران اصلی در اقتصادِ هوش مصنوعی ، بر سرِ مالکیتِ دادهها استوار است. مدلهای زبانی بزرگ برای آموزش دیدن و دقیقتر شدن ، به حجم عظیمی از دادههای تولید شده توسط انسانها نیاز دارند ؛ از مقالات خبری گرفته تا پستهای وبلاگی و آثار هنری . اما سوال اینجاست که وقتی یک مدل هوش مصنوعی از اطلاعات یک وبسایت استفاده میکند تا پاسخی را به کاربر ارائه دهد، آیا آن وبسایت از این فرآیند سودی میبرد یا قربانی شده است ؟
ما در حال مشاهدهی یک گذار از « اقتصادِ ترافیک » به « اقتصادِ استخراج » هستیم . در مدل قدیمی ، وبسایتها با قرار دادن محتوای خود در اینترنت ، به دنبال جذب ترافیک و نمایش تبلیغات بودند . اما اکنون ، شرکتهای هوش مصنوعی با « خزش » در کل اینترنت ، دانشِ موجود در آن را استخراج کرده و آن را در قالب پاسخهای خود بازتولید میکنند، بدون اینکه لزوماً ترافیکی را به سمت منبع اصلی هدایت کنند . این موضوع باعث ایجاد یک بنبست اقتصادی شده است که اگر تولیدکنندگان محتوا ( از نویسندگان گرفته تا هنرمندان ) دیگر از طریق ترافیکِ ناشی از جستجو درآمد کسب نکنند ، انگیزهی آنها برای تولید محتوای جدید و باکیفیت از بین میرود . و اگر محتوای جدیدی تولید نشود، هوش مصنوعی برای یادگیری با “ تغذیه از دادههای قدیمی و فرسوده ” مواجه خواهد شد که منجر به زوال کیفیتِ هوش مصنوعی میشود .
بازتعریف ارزش و ظهور مدلهای اقتصادی جدید
ما در حال عبور از عصر « اقتصادِ توجه » به سمت عصر « اقتصادِ اعتبار و اصالت » هستیم . در گذشته، اگر محتوای شما باعث میشد مردم زمان بیشتری را در صفحه شما بگذرانند ، شما برنده بودید . اما در دنیایِ تحت سلطهی هوش مصنوعی ، « توجه » به تنهایی کافی نیست ، زیرا ماشینها میتوانند به راحتی توجه را با تولید محتوای ماشینی جلب کنند .
بنابراین، مدلهای درآمدزایی آینده از « کلیکمحور بودن » به سمت مدلهای « ارزشمحور بودن » حرکت خواهند کرد. ما شاهد ظهور سه جریان اصلی خواهیم بود:
۱. مدلهای اشتراکی و پلتفرمهای بسته : به جای اینکه محتوای خود را در اینترنتِ آزاد ( که هوش مصنوعی آن را میخورد ) منتشر کنید ، آن را پشتِ دیوارههای پرداخت قرار میدهید تا فقط کسانی که واقعاً ارزش آن را میدانند ، به آن دسترسی داشته باشند .
۲. اقتصادِ مجوز و لایسنس : شرکتهای هوش مصنوعی مجبور خواهند شد برای استفاده از دادههای باکیفیت ، مستقیماً به تولیدکنندگان ( نویسندگان، هنرمندان، رسانهها ) پول پرداخت کنند ؛ چیزی که مشابه قراردادهای پخش موسیقی است.
۳. بازگشت به “ ارزشِ انسانی ” : در دنیایی که محتوای ماشینی فراوان است ، « برند شخصی » و « اعتماد به منبع » به گرانترین کالا تبدیل میشوند . مردم نه برای خودِ اطلاعات ، بلکه برای دیدگاهِ فردی که آن اطلاعات را ارائه میدهد ، هزینه خواهند کرد .
میترا ملکی
نظرات کاربران