همان روزهایی که نام «دنیس اکرت» برای اولین بار پایش به فوتبال ایران باز شد، تقریباً همه او را با یک پیش‌فرض یکسان معرفی می‌کردند: «برادرزاده سوپراستار زن سینمای ایران». انگار که در زندگی و فوتبالش هیچ پشتوانه‌ای جز شهرت عمه معروفش وجود نداشت و همه نگاه‌ها باید صرفاً به خاطر همان نسبت خانوادگی روی او قفل می‌شد.

در فاصله‌ای نه چندان دور تا جام جهانی، ماجرا برای اکرت از مسیر دشواری گذشت که نهایتاً با پیگیری‌ها و فراهم شدن شرایط، امکان حضور او در تیم ملی شکل گرفت؛ از جمله دست به دست شدن بحث پاسپورت ایرانی او و مشخص شدن فامیل درگاهی‌اش. اما درست از همین نقطه، داستان وارد فاز تازه‌ای شد. برای بسیاری از علاقه‌مندان، این مهاجم تازه‌وارد هنوز تصویر روشنی از خود در ذهن نداشت؛ آن‌ها حتی فرصتی برای دیدن عملکردش در قامت بازیکنی تثبیت‌شده پیدا نکرده بودند. پس طبیعی بود که تصمیم قلعه نویی برای بردن اکرت به جام جهانی، خیلی زود زیر ذره‌بین انتقاد قرار بگیرد.

دنیس اما با یک مشکل جدی‌تر روبه‌رو بود: مصدومیت. به همین دلیل در بازی‌های دوستانه تدارکاتی—حتی درون اردو—عملاً به میدان نرفت؛ اتفاقی که باعث شد فضای نقد و قضاوت به دو دسته کاملاً متفاوت تقسیم شود. عده‌ای در همان روزهای اول قلعه نویی را بابت «بردن بازیکن مصدوم» به جام جهانی سرزنش کردند، و گروه دیگر با زاویه‌ای متفاوت گفتند اصلاً چنین بازیکنی زمان کافی برای هماهنگی با تیم نداشته و نمی‌تواند در تورنمنتی با این سطح فشار و سختی، برای ایران گره‌گشا باشد.

از سوی دیگر، اکرت حتی با زبان فارسی هم آن‌قدر راحت نیست که بتواند ارتباطات معمول تیمی را به‌خوبی پیش ببرد یا اسم بازیکنان را سریع و دقیق به خاطر بسپارد؛ چه رسد به نیازهای ظریف‌تر برای ارتباط کلامی و ذهنی در یک جام جهانی که هر لحظه‌اش باید با تمرکز و هماهنگی همراه باشد. تازه این جام جهانی را هم باید در نظر گرفت؛ ایران با آن همه داستان و حاشیه‌ای که تا آن زمان داشت، راهی سفری شد که برای یک تیم بزرگ شده غرب، شاید قابل فهم‌تر می‌بود تا برای ایران.

با این حال، چرخش اصلی روایت از جایی دیگر اتفاق افتاد. تیم ملی در کمپ تیخووانا یک بازی دوستانه پشت درهای بسته انجام داد. پس از آن، گزارشگری که قرار بود صرفاً گزارش‌گر باشد، از چارچوب گزارش خارج شد و در مقام یک «کارشناس!» به تحلیل فنی مسابقه پرداخت. دیداری که در آن دنیس یک نیمه فرصت حضور داشت. گزارشگر اما همان‌جا عملکرد او را زیر سؤال برد؛ آن‌قدر شدید که سؤال درباره چرایی انتخاب و بردن اکرت به جام جهانی تبدیل شد به موجی از برچسب‌ها و اتهام‌های گوناگون.

در همان مقطع، در خبرورزشی هم نوشتیم که «یک گزارشگر چرا باید به خودش اجازه کارشناسی بدهد؟» حرف‌ها و قضاوت‌هایی از این جنس، نتیجه‌ای جز اضافه شدن موج برچسب‌ها نداشت: هزاران برچسب به امیر قلعه نویی و کادر فنی‌اش خورد. حتی خودِ اکرت نیز در ذهن بخشی از فوتبال‌دوستان به مهره‌ای تبدیل شد که قرار است با ارتباطات و نه با توان واقعی به جام جهانی رسیده باشد. در سه بازیِ ما هم اکرت آن‌قدر فرصت کوتاه پیدا نکرد که حتی بتواند همان انتقادهای روزهای اول را کم‌رنگ کند؛ پس بار دیگر این پرسش جدی مطرح می‌شد که «چرا باید چنین مهاجمی را با خود به جام جهانی می‌بردی، آقای قلعه نویی؟»

حالا نزدیک به یک ماه از پایان جام جهانی گذشته؛ بازه‌ای که برای بهبود مصدومیت یک بازیکن می‌تواند کاملاً کافی باشد—و هم‌زمان با آغاز لیگ‌های اروپایی، دنیس اکرت نشان داد آنچه دیده نشده، همیشه هم دیده‌نشده باقی نمی‌ماند. او در مجموعِ ۷۱ دقیقه بازی، دو بار دروازه حریف را باز کرد. این بار دیگر کسی نمی‌توانست فیلم و تصویر را انکار کند: یک گل با ضربه سر و یک گل با فرار از عمق، همراه با یک چیپ تماشایی. همین دو صحنه کافی بود تا ثابت کند مهاجمی که می‌توان هم سر دارد و هم پا، در محوطه خطر فقط یک نام نیست؛ یک تهدید واقعی است. و جالب‌تر اینکه این بار، انگشت اتهام—این بار با دلیل‌های تازه—به جای دیگری نشانه رفت.

همان‌هایی که پیش‌تر توانایی اکرت را زیر سؤال برده بودند و قلعه نویی را به انتخاب غیر فنی و بردن اکرت به خاطر پشتوانه‌های بیرون از فوتبال متهم می‌کردند، حالا همان‌ها یقه وی را می‌گیرند: چرا در جام جهانی به این مهاجم درخشان بازی داده نشد؟ به‌خصوص وقتی در هر سه بازی، ایران دنبال گل بود و از طارمی و شهریار کاری آن‌طور که باید برنمی‌آمد.

یعنی در ماجرای اکرت، امیر قلعه نویی از دو جبهه مختلف مورد انتقاد قرار گرفت؛ و اتفاقاً هر دو جبهه، به نوعی «حق» داشتند. هم به این خاطر که اکرت پیش از آنکه فرصتی برای نشان دادن خودش پیدا کند، برای مردم تصویر کافی و قانع‌کننده‌ای نداشت، و هم به دلیل اینکه در نهایت مهاجمی که حالا چنین کارآمدی‌اش روشن شده، در میدان بزرگ جام جهانی از ابتدا به او نرسید. اما در این میان یک چیز نباید فراموش شود: همان کارشناس اعزامی صدا و سیما به جام جهانی، که با حرف‌هایش فضا را از تحلیل حرفه‌ای خارج کرد و تبدیل به قضاوتی بی‌پشتوانه شد. حالا که باید یقه‌ها گرفته شود، فقط نباید روی امیر قلعه نویی متمرکز بماند.

این گزارشگر—که به جای تکیه بر رسانه‌های تخصصی فوتبال، با وجود پشتوانه قدرتمند مالی و سیاسی و البته با امکاناتی مثل صدا و سیما راهی جام جهانی شد—جملاتی را بر زبان آورد درباره دنیس اکرت که حالا مردم، با دیدن عملکرد واقعی این بازیکن، میزان درستی یا نادرستی آن حرف‌ها را مشاهده کرده‌اند. در نهایت هم یک پیام روشن به همراه دارد: اینکه تریبون صداوسیما در اختیار چه کارشناسانی قرار می‌گیرد و این افراد چقدر از فوتبال شناخت و درک عمیق دارند.

بیشتر بخوانید: پاسخ کوبنده دنیس اکرت/ دبل گلزنی نیمکت‌نشین قلعه‌نویی در جام جهانی +عکس