برای آن دسته از فوتبالی‌دوستانی که خاطره‌های دهه ۶۰ را هنوز با اشتیاق مرور می‌کنند، نام «عباس کارگر» بی‌تردید کاملاً آشناست. بازیکنی که با سرعت و دویدن‌های نفس‌گیرش در ترکیب پرسپولیس شناخته می‌شد و تا پایان سال ۶۸ همچنان پیراهن قرمز را بر تن داشت.

کارگر چندی پیش برای انجام یک کار اداری راهی ساختمان باشگاه پرسپولیس می‌شود، اما در روند پذیرش، مشکلی بزرگ رخ می‌دهد؛ چون هیچ‌کس نام او را به درستی نمی‌شناسد و همین موضوع باعث می‌شود هنگام ورودش دردسرهایی ایجاد شود. همین بی‌مهری و سردرگمی، در نهایت او را با دلخوری از همان‌جا برمی‌گرداند.

با این حال، ماجرا درست همان‌جا متوقف نمی‌ماند. یکی از کارکنان قدیمی باشگاه که ظاهراً به صورت اتفاقی کارگر را در بیرون می‌بیند، سریع دست‌به‌کار می‌شود و از راه می‌رسد تا همدلجویی کند و هم زمینه بازگشت پیشکسوت به داخل ساختمان را فراهم کند. او در خیابان به سمت عباس آقا می‌آید، اما عباس کارگر حاضر نمی‌شود همان‌طور که قصد کرده بود، به فضای باشگاه برگردد. او با ناراحتی صریح و تلخ می‌گوید دیگر نمی‌خواهد در ساختمانی وقت بگذراند که سال‌ها برای همان تیم در آن بازی کرده، ولی حالا حتی او را به چشم پیشکسوت هم نمی‌شناسند.

بیشتر بخوانید: ما ۲۰-۳۰ بار زنگ زدیم تا بالاخره در را باز کردند/ معاون باشگاه اصلا پرسپولیسی نیست!