براساس گزارش ایسنا، تا چند سال پیش واژه «هوشمند» غالباً ما را به یاد گوشیهای تلفن همراه میانداخت، اما امروز با ظهور فناوریهای نوین، تحولات قابل توجهی در بازار و کیفیت زندگی افراد رخ داده است. اکنون تجهیزات خط تولید و سیستمهای پخش در حال تبادل اطلاعات در میان یکدیگر هستند و اینجاست که مفهوم اینترنت اشیا به میان میآید.
فناوری اینترنت اشیا میتواند به صورت قابل توجهی بسیاری از سیستمها را از حالت سنتی خارج کرده و به استانهای هوشمند تبدیل کند. شما به کمک اینترنت اشیا میتوانید از راه دور در خانههای هوشمند کنترل آباژورها و چراغها را به دست گرفته و دما را برای اتاق و یخچال و سایر وسایل برقی تنظیم کنید. با این حال، کاربردهای اینترنت اشیا فقط به مدیریت خانههای هوشمند محدود نمیشود؛ بلکه میتوان از آن در بهینهسازی ترافیک یا مصرف انرژی نیز بهرهبرداری کرد. به همین دلیل، اینترنت اشیا به عنوان یک شبکه بزرگ و پیچیده از دستگاهها و اشیاء تعریف میشود که با تبادل اطلاعات قادر به تسریع و دقت در تصمیمگیری هستند.
اینترنت اشیا چیست؟
اینترنت اشیا (Internet of Things) به مفهوم اتصال اشیاء فیزیکی به اینترنت اطلاق میشود، بهطوری که این اشیاء قابلیت برقراری ارتباط با یکدیگر و انسانها را داشته و بهطور هوشمند دادهها را مبادله کنند. امروزه دیگر اشیاء تنها به گوشیهای موبایل یا لپتاپ محدود نیستند؛ بلکه بسیاری از وسایل روزمره نظیر خودرو، یخچال، ساعت، دوربین و حتی گلدانها میتوانند با بهکارگیری سنسورها و امکانات اتصال به اینترنت به این شبکه هوشمند ملحق شوند. به عنوان مثال، یک یخچال هوشمند میتواند موجودی مواد غذایی را بررسی کند و با اتمام شیر، به شما هشدار دهد، یا ساعتی که هنگام خواب کیفیت تنفس را ارزیابی کرده و اطلاعات را به برنامه سلامتی شما ارسال میکند.
کارشناسان بر این باورند که اینترنت اشیا به عنوان پل ارتباطی بین دنیای فیزیکی و فضای دیجیتال عمل میکند. در این حالت، اشیا دور و بر ما فقط ابزار نیستند، بلکه موجودات هوشمندی هستند که نقش مهمی در بهینهسازی مدیریت، صرفهجویی، اخذ تصمیمات صحیح و ارتقای کیفیت زندگی ایفا میکنند.
امروزه شاهد حضور اینترنت اشیا به همراه اینترنت 5G و هوش مصنوعی در زندگیمان هستیم؛ سه تکنولوژی انقلابی که تاثیر شگرفی بر زندگی ما گذاشتهاند. بسیاری بر این باورند که این سه فناوری مستقل از یکدیگر هستند و بهطور تصادفی همزمان مطرح شدهاند؛ ولی در واقع اینها وابسته به یکدیگرند. اینترنت اشیا دادهها را جمعآوری میکند، مثلاً از یک حسگر دما یا یک دوربین. شبکه 5G این دادهها را بدون تأخیر و بهطور سریع انتقال میدهد و هوش مصنوعی آن دادههای خام را به تصمیم یا پیشبینیهای معنادار تبدیل میکند. اگر یکی از این حلقهها غیبت داشته باشد، دو حلقه دیگر نیز چندان کارایی نخواهند داشت؛ بنابراین میتوان گفت اینترنت اشیا بهعنوان چشم و گوش این سیستم است، 5G همچون رگ و پی آن و هوش مصنوعی نیز مغز آن است.
واژه اینترنت اشیا للمرة الأولى توسط کوین اشتون، محقق دانشگاه MIT، در سال 1999 معرفی شد؛ او درباره برچسبهای RFID سخن میگفت. پیش از این در دهه هشتاد میلادی، گروهی از دانشجویان دانشگاه کارنگی ملون دستگاهی برای فروش نوشیدنی را به شبکه دانشگاه وصل کردند تا از راه دور بدانند آیا نوشابه سرد است یا خیر. بسیاری این واقعیت را نخستین نمونه عملی اینترنت اشیا قلمداد میکنند، هرچند در آن زمان کسی این نام را برای آن انتخاب نکرده بود. اما اینترنت اشیا تا پیش از رایج شدن شبکههای نسل سوم و چهارم در دهه 2010، بهطور گسترده در زندگی روزمره مورد استفاده قرار نگرفت.
نسل اول تا پنجم شبکههای موبایل
نسل اول شبکههای موبایل کاملاً آنالوگ بود و تنها امکان مکالمه صوتی بدون رمزنگاری را فراهم میکرد. نسل دوم با استاندارد GSM معرفی شد که پیامک و مکالمه دیجیتال را ممکن ساخت. نسل سوم دسترسی به اینترنت موبایل را به زندگی روزمره آورد و در همین راستا، نخستین آزمایشهای جدی اینترنت اشیا آغاز شد.
نسل چهارم یا LTE به شدت سرعت را افزایش داد، پخش ویدیو را روانتر کرد و زمینهساز توسعه اپلیکیشنهای موبایل شد. اما 5G یک تفاوت عمده دارد: تأخیر بسیار کمتری دارد، حتی به یک میلیثانیه میرسد و قادر است میلیونها دستگاه را بهطور همزمان در یک منطقه به شبکه متصل کند. این دو ویژگی دقیقا به اینترنت اشیا اجازه میدهد که از مقیاس آزمایشگاهی به ابعاد شهری و صنعتی گسترش یابد.
البته مثالهای دیگری هم وجود دارد. بهعنوان نمونه، ترموستاتهای هوشمند مانند Nest دما را اندازهگیری کرده، از طریق Wi-Fi دادهها را ارسال میکنند و با گذشت زمان یاد میگیرند که ساکنین چه دمایی را ترجیح میدهند. همچنین، دستیارهای صوتی نظیر گوگل اسیستنت، به محض دریافت دستور برای روشن کردن چراغ، صدا را پردازش و اجرا میکنند. در مقیاس بزرگتر، برخی شهرها از چراغهای راهنمایی هوشمند استفاده میکنند که با تحلیل حجم ترافیک، زمانبندی خود را برای کاهش شلوغی تنظیم میکنند؛ این یکی از حوزههایی است که کاربرد آن با سرعت در حال گسترش است.
در این زمینه، علیاصغر زارعی - مدرس دانشگاه و کارشناس ارشد فناوری اطلاعات در گفتوگو با ایسنا، به بررسی مزایای اینترنت اشیا پرداخت و اظهار داشت: یکی از مهمترین مزیتهای این فناوری، آزاد شدن زمان و تمرکز افراد است. کارهای تکراری مانند تنظیم دما، روشن و خاموش کردن چراغها یا حتی یادآوری نیازهای خرید دیگر نیازی به فکر کردن ندارند. مزیت دیگر این فناوری، شناسایی بسیاری از مسائل پیش از آنکه ما به عمق آنها پی ببریم، مانند هشدارهای مربوط به سلامتی است. این پیشگیری ارزشی دارد که با پول قابل اندازهگیری نیست.
وی همچنین اشاره کرد که بزرگترین فرصتها در زمینه خدمات متناسبسازیشده قابل مشاهده است و به کسبوکارهایی که بر اساس دادههای واقعی مشتری، خدمات خود را شخصیسازی میکنند، اشاره کرد. بهعنوان مثال، یک استارتاپ کشاورزی میتواند با استفاده از حسگرهای ارزانقیمت رطوبت خاک، به کشاورز بگوید چه زمانی و چه میزان آب نیاز است؛ این کار هم به صرفهجویی در مصرف آب کمک میکند و هم کیفیت محصولات را بهبود میبخشد. در حوزه خردهفروشی، تحلیل رفتار مشتری با استفاده از دادههای اینترنت اشیا میتواند به بهینهسازی مدیریت موجودی کمک کند. این عرصهها هنوز اشباع نشدهاند.
این مدرس دانشگاه همچنین یکی از نگرانیهای عمده را از دست رفتن کنترل بر دادههای شخصی عنوان کرد و افزود: با وجود تعداد بسیاری از دستگاههایی که بهطور مداوم اطلاعات جمعآوری میکنند، بسیاری از کاربران بهطور دقیق نمیدانند که چه دادهای، کجا و به چه مدت نگهداری میشود. دیگر نگرانی امنیت سایبری است؛ با افزایش تعداد دستگاههای متصل، راههای نفوذ نیز افزایش مییابد. موارد متعددی وجود دارد که دوربینهای خانگی کمهزینه بدون اطلاع صاحبانشان مورد سوءاستفاده قرار گرفتهاند.
زارعی یادآور شد که اکثر کاربران بهطور دقیق نمیدانند چه ریسکهایی را هنگام خرید دستیارهای صوتی یا نصب اپلیکیشنهای سلامت میپذیرند؛ بسیاری به تنظیمات حریم خصوصی توجه نمیکنند و بهراحتی آنها را تأیید میکنند. این یک مسئولیت دو طرفه است؛ هم شرکتهای سازنده باید شفافتر عمل کنند و هم کاربران باید نسبت به دادههایی که دستگاههایشان جمعآوری میکنند، حساستر باشند.
وی تأکید کرد که در مناطقی که اینترنت پرسرعت یا 5G پوشش ضعیفی دارد، امکان استفاده از بسیاری از این خدمات وجود ندارد که این خود منجر به افزایش فاصله بین شهرها و روستاها و حتی بین مناطق مختلف یک شهر بزرگ میشود و این یکی از مسائلی است که باید در سیاستگذاریهای زیرساختی کشور بهطور جدی مدنظر قرار گیرد.
این استاد دانشگاه به وضعیت دسترسی به 5G اشاره کرد و بیان داشت که در حال حاضر این فناوری بیشتر در برخی نقاط خاص شهرهای بزرگ و بهصورت محدود در دسترس است. موانع اصلی شامل هزینه بالای تجهیزات و آنتنهای لازم است، چراکه 5G به تعداد بیشتری از آنتنها نسبت به 4G نیاز دارد. همچنین محدودیت در دسترسی به تجهیزات و تراشههای بهروز، کار اپراتورها را دشوارتر میکند و ارائه این زیرساختها به برنامهای بلندمدت و سرمایهگذاری پایدار نیاز دارد، نه یک پیشرفت ناگهانی.
زارعی به تأثیرات مثبت ورود اینترنت اشیا به زندگی اشاره کرد و گفت: ساعتهای هوشمند مانند Apple Watch و دستبندهای سلامتی بهطور مداوم ضربان قلب، اکسیژن خون و کیفیت خواب را ثبت میکنند. اگر الگوریتم درمانی به مشکل غیرعادی مانند ریتم نامنظم قلب پی ببرد، بلافاصله فرد را مطلع میکند. نمونههای واقعی زیادی نیز وجود دارند که نشان میدهند این قابلیت چگونه میتواند جان افراد را نجات دهد؛ افرادی که از مشکلات قلبی خود بیخبر بودند، با هشدار ساعت به پزشک مراجعه کردند. اینجاست که میتوان ارزش واقعی اینترنت اشیا و هوش مصنوعی را هنگامیکه در کنار هم عمل میکنند دید.
زارعی همچنین تأکید کرد: هنوز در مراحل نسبتا اولیه قرار داریم. تجهیزات خانه هوشمند به بازار آمدهاند، اما قیمت آنها هنوز برای بسیاری از خانوادهها بالا است. از سویی، بسیاری از این محصولات به خدمات ابری خارجی وابستهاند که گاهی با نقص دسترسی مواجه میشوند. وضعیت در حوزه خودرو نیز مشابه است؛ خودروهای کاملاً متصل و هوشمند هنوز در کشور به میزان کافی گسترش نیافتهاند و بیشتر در حد سامانههای کمکیار ساده نظیر هشدار سرعت یا کمکپارک باقی ماندهاند. با گسترش 5G و کاهش هزینه تجهیزات، انتظار میرود این وضعیت ظرف چند سال آینده دستخوش تغییرات مثبتی شود.
هوش مصنوعی بهتدریج به میانافزار شبکهها نفوذ میکند، نه صرفاً در لایههای بالایی که دادهها تجزیهوتحلیل میشوند؛ بلکه خود شبکه نیز یاد میگیرد و روند کارایی خود را بهبود میبخشد. این بدان معناست که دستگاههای اطراف ما نهتنها هوشمندتر میشوند، بلکه سریعتر و با مصرف انرژی کمتری نیز عمل خواهند کرد. البته این یک روند جهانی است که چند سال به طول خواهد انجامید و نمیتوان انتظار داشت که همهچیز بهطرز ناگهانی دگرگون شود.
به گزارش ایسنا، این فناوریها بهتدریج به زندگی ما راه یافتهاند، اما باید بهعنوان ابزار شناخته شوند، نه هدف. تنها وجود یک وسیله هوشمند دلیلی برای خرید یا استفاده از آن محسوب نمیشود، بنابراین هر فرد بهتر است براساس نیازهای واقعی خود تصمیم بگیرد و به طور مستمر نگرشی انتقادی نسبت به حریم خصوصی و امنیت دادههای خود داشته باشد. تنها با چنین رویکرد متعادل میتوان از مزایای این فناوریها به شکل واقعی برخوردار شد، بیآنکه قربانی معایبشان گردید.
انتهای پیام
نظرات کاربران