غزال زیاری- به نظر می‌رسد که در حال حاضر، امریکایی‌ها بر روی گسترش و توسعه تسلیحات نوین ضدماهواره و تقویت قابلیت‌های تهاجمی فضایی تمرکز مضاعفی دارند.

استیون وایتینگ اعلام کرده است که دارایی‌های فضایی کشور آمریکا باید مشابه دیگر واحدهای نظامی مشترک، از قابلیت‌های شلیک، جابجایی و ارتباط برخوردار باشند. به این معنی که دفاع صرف از ماهواره‌ها دیگر کافی نیست و برای تضمین بقا در جنگ‌های احتمالی در آینده نزدیک، به ابزارهای تهاجمی و مقتدر نیاز است.

نگرانی‌ها در مورد پیشرفت چین

رشد تند و سریع توانمندی‌های فضایی چین به وضوح به عنوان علت اصلی تغییر استراتژی تهاجمی آمریکا مطرح است. طبق ارزیابی‌های مقامات نظامی آمریکا، تعداد ماهواره‌های چین از حدود ۱۰۰ مورد در سال ۲۰۱۳ و در زمان آغاز ریاست‌جمهوری شی جین‌پینگ به تقریباً ۱۹۰۰ مگاوات رسیده است.

در حال حاضر، بیش از ۵۰۰ ماهواره به‌طور خاص به سنجش از دور اختصاص یافته و در حال شبکه‌سازی برای پایش نیروهای متحرک نظیر ناوهای هواپیمابر، کشتی‌های ناوبری و ناوشکن‌ها و همچنین هواپیماهای مستقر در اقیانوس آرام هستند. این پیشرفت‌ها موجب شده تا چین از لحاظ لجستیکی و توان مانور در فضای خارجی برتری قابل توجهی پیدا کند.

تحول در ماموریت‌های نظامی

در پاسخ به این برتری‌های چین، آمریکایی‌ها اولویت‌های خود برای سال‌های مالی ۲۰۲۹ تا ۲۰۳۳ هرچه بیشتر مورد بازنگری قرار داده و پنج قابلیت اساسی را برای پاسخ به چالش‌های نظامی خود تعیین کرده‌اند.

در رأس این اولویت‌ها، پروژه‌های «آتش‌های فضایی یکپارچه» و «مقابله با ماهواره‌های انبوه مدار پایین زمین» (Counter-pLEO) قرار دارد که هدف از این اقدامات تثبیت تسلط فضایی است. pLEO به صورت‌های فلکی متراکم اشاره دارد که شامل صدها یا هزاران ماهواره در مدارهای پایین زمین است و کشورهای زیادی در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند. سه هدف دیگر این برنامه شامل بهبود فرماندهی و کنترل، ارتقاء آگاهی موقعیتی در فضا و افزایش قابلیت مانور در دارایی‌های فضایی است.

به‌طور یقین، فضای خارجی هیچ پناهگاه امنی ندارد و نمی‌توان با ایجاد پناهگاه یا سپرهای فیزیکی از ماهواره‌ها محافظت کرد. بنابراین، اگر پیشرفته‌ترین ماهواره‌ها به زیرساخت‌های آسیب‌پذیر وابسته باشند، در صورت آغاز یک درگیری نظامی، کارایی خود را از دست خواهند داد. به همین دلیل، آمریکایی‌ها اکنون در نظر دارند که استراتژی خود را از وضعیت صرفاً حفاظتی به سمت توانمندی در «حمله و کنترل فضایی» تغییر دهند.

از آنجا که هدف قرار دادن تمام ماهواره‌های موجود در صورت‌های فلکی متراکم چند هزار عددی به روش‌های سنتی اقتصادی نیست، پژوهشگران اکنون به دنبال راه‌حل‌های یک به چند، از جمله استفاده از جنگ سایبری و سلاح‌های انرژی هدایت‌شده (لیزر) هستند.

این سلاح‌ها می‌توانند از زمین یا فضا به منظور مختل کردن حسگرها و سیستم‌های اپتیک ماهواره‌های متخاصم، بدون ایجاد آسیب دائمی یا آسیب‌های ساختاری، مورد بهره‌برداری قرار گیرند.

در حال حاضر، تنها قابلیت تهاجمی شناخته‌شده که آمریکایی‌ها به‌طور علنی از آن می‌گویند، مجموعه‌ای از سیستم‌های جنگ الکترونیک زمینی به نام سیستم ارتباطات مقابله‌ای (CCS)، شناخته‌شده به بلوک ۱۰.۳ یا میدلندز است.

نگرانی‌های موجود درباره ماهواره‌های بازرس

یکی از نگرانی‌های فعلی مربوط به ماهواره‌های دوکاره‌، که به ماهواره‌های «بازرس» یا «سرویس‌دهنده مداری» شهرت دارند، است.

این ماهواره‌ها قابلیت نزدیک شدن به دیگر اشیاء فضایی را دارند، به‌عنوان مثال، ماهواره چینی SJ-۲۱ دارای یک بازوی رباتیک است که توانایی یدک‌کشی و جابجایی سایر ماهواره‌ها را اثبات کرده است. در حالی که این قابلیت می‌تواند برای مقاصد صلح‌آمیز مانند مدیریت زباله‌های فضایی مورد استفاده قرار گیرد، اما در عین حال، این توانایی‌ها پتانسیل واضحی برای تبدیل به تسلیحات نظامی نیز دارند.

به همین دلیل، آمریکا اخیراً اولین ماهواره‌ای را که به وسیله رباتیک و تجهیزات خدماتی در مدار تجهیز شده است، تحت نام ماموریت (MRV) به فضا پرتاب کرده است که این اقدام نگرانی‌ها را درباره احتمال نقش تهاجمی ضد فضایی سلاح‌های مورد استفاده را به وجود آورده است.

اگرچه جزئیات کامل و دقیق از ظرفیت‌های زرادخانه ضدماهواره و پروژه‌های طبقه‌بندی‌شده آن‌ها همچنان مبهم باقی مانده است، اما به‌نظر می‌رسد که آغاز عصر جنگ‌های مداری و تلاش برای دستیابی به تسلیحات تهاجمی فضایی دیگر یک فرضیه نیست و به‌عنوان یک سیاست رسمی و در دستور کار نظامی کشورهای مختلف جهان جا افتاده است.

منبع: twz

۵۸۳۲۱

کد مطلب 2261018