به گزارش روزنامه گل، در نهایت این واقعیت باید پذیرفته شود که نیروی «زندگی» بسیار قوی است و افراد بسیاری که با وجود چالشهای فراوان هنوز پا بر جا هستند، بالاخره طریقی برای تنفس و گذران وقت پیدا خواهند کرد. داستان فوتبال نیز به همین شکل است. رقابتها، حتی در ورزشگاههای ناقص و نیمهپر برگزار میشود، هرچند که ممکن است حتی از نظر جذابیت، به اندازه ده درصد از سالهای گذشته هم زنده نماند. بسیاری از کسانی که هنوز به تماشای مسابقات میروند، اما، دلیلی مشترک و معصومانه دارند: «فوتبال، تنها خوشحالی ماست.»
درک میکنیم که موضوعاتی بهمراتب مهمتر از این نیز برای اکثر مسئولان کشور اهمیتی ندارد، اما اگر فردی مسئول اندکی غیرت داشت، باید از شنیدن این جمله عرقریز میشد. عبارتی که سالهاست به یک ضربالمثل در ایران تبدیل شده و اکنون بسیاری حتی انگیزهای برای تکرار آن ندارند، اعترافی تاسفبار به خراب بودن زندگی روزمره است. چرا که در کشوری با این همه ثروت، نمیتوان فهمید که چرا این فوتبال بیکیفیت باید تجلیگاه زندگی مردم باشد؟
دلخوشی واقعی به معنای ازدواج و چشیدن طعم شیرین زندگی مشترک، دیدن بزرگ شدن بچهها و لذت واقعی از آن است. دلخوشی به داشتن شغف و حرفهای محترم و پایدار است، به جای مواجهه با قراردادهایی بیکیفیت سهماهه، باید به امنیت شغلی دست یافت و هر روز ناچار نباشی که نیازهای جدید زندگیات را بدون برنامهریزی پیش ببری. دلخوشی یعنی وقتی احساس خستگی میکنی، چمدان سفرت را برداری و بدون هیچ گونه محاسباتی به جاده بزنی، یعنی سوار بر خودرویی ایمن و خوب باشی و نه اینکه کسانی که به تازگی به کشور آمدهاند، با دوربینهای خود در حال فیلمبرداری از عابران حسرتزدهای باشند که به ماشین لوکس آنها چشم دوختهاند.
قرار بود دلخوشی ما اینها باشد؛ یک زندگی با شکوه، در شأن انسانی که خداوند او را گرامی و آزاد آفریده، نه سر و کله زدن بر روی سکوهای سرد و بیروح، در شرایطی تحقیرآمیز. در آن سوی دنیا، فوتبال صرفاً یک سالاد خوشمزه برای تکمیل غذاست، نه تمامی دارایی و زندگی افرادی که به همین دلیل به آن حیثیت و هویت میدهند. البته کسانی که هنوز سرگرم این تفریح هستند، هیچ گناهی ندارند، ولی اگر در میان رهبران اندکی شرف و شعور وجود داشت، متوجه میشدند که عبارت اصلاحطلبانه «فوتبال تنها دلخوشی ماست»، به مراتب بدتر از یک توهین برای آنهاست.
نظرات کاربران