بر اساس گزارشات خبرگزاری خبرآنلاین، عباس پازوکی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی در دفتر معاون اول رئیسجمهور، در یادداشتی به نشست ستاد تنظیم بازار که زیر نظر معاون اول رئیسجمهور برگزار گردید، اشاره کرده و بر این نکته تأکید کرد که به نظر میرسد تأثیرات شوک ناشی از آزادسازی نرخ ارز در دیماه سال گذشته کاهش یافته و رشد تورم روندی کندتر به خود گرفته است؛ بهطوری که در برخی کالاها مشاهده شده که تورم به صفر یا حتی منفی رسیده است. طبق این آمار، میانگین تورم این ماه به میزان قابل توجهی نسبت به ماه قبل کاهش یافته است.
به نقل از ایسنا، متن کامل این یادداشت چنین است:
«سلام. جلسه امروز ستاد تنظیم بازار به ریاست دکتر عارف برگزار شد. این جلسه، هرچند با شوخی و خندههای آغازین همراه بود، اما به سرعت به موضوعات جدی، سنگین و نفسگیر متمایل شد.
در ابتدای جلسه همه چیز با یک لطیفه دوستانه آغاز گردید. یکی از اعضای حاضر به دکتر قائمپناه اشاره کرد و از او درخواست عیدی به مناسبت ورود به ماه ربیعالأول کرد! دکتر عارف به شوخی پاسخ داد: «ایشون در زمان پرداخت پول، شنوایی خود را از دست میدهد!» آن فرد دوباره اظهاراتش را تکرار کرد و اینبار دکتر قائمپناه با دستگذاشتن بر گوشش گفت: «دکتر عارف درست میگوید، نمیشنوم چه میگویی!»
گزارشها نشان میدهد که شوک آزادسازی نرخ ارز در دیماه گذشته به طور نسبی کاهش یافته و رشد تورم نیز به طور قابل توجهی کندید شده است؛ حتی در برخی کالاها، تورم به صفر یا منفی رسیده است. آیا این به معنای عدم وجود تورم است؟ نه، تورم همچنان وجود دارد؛ اما از شتاب بیرویه آن جلوگیری شده و وضعیت در حال بهبود است. اما آیا این بدین معناست که حکومت راضی است؟ هرگز! هیچکس در آن جلسه چشمش را بر واقعیتها نبسته بود. همچنان گرانی وجود دارد و فشار آن بهطور مستقیم بر دوش مردم احساس میشود.
در همین راستا، سردار رحیمی (رئیس پلیس امنیت اقتصادی) که به برخی آمارها انتقادات کارشناسانه وارد میکرد، به صراحت گفت: «باید انصاف داشت و به دولت تبریک گفت که در این شرایط دشوار کشور را به این نحو اداره کرده است؛ دولت کار عظیمی کرده و هر کسی نظر دیگری بدهد، بیصداقتی کرده است.»
در همین حین، دکتر نوری قزلجه نیز نسبت به برخی منتقدان گلایه داشت. او اشاره کرد که وقتی نرخ تورم افزایش مییابد، صداها به شدت بلند میشود، اما به محض اینکه دولت موفقیتی به دست میآورد، برخی ناگهان در لاک سکوت فرو میروند یا همان انتقادات قبلی را دوباره مطرح میکنند!
با تمام این اوصاف، حقیقت این است که دولت بهطور علنی از مشکلاتش سخن نمیگوید تا کسی رنجیدهخاطر نشود. بار این سختیها را در سکوت و با تلاش شبانهروزی به دوش میکشد. امشب میخواهم بسیار ساده و صریح بگویم که پشت درهای بسته چه اتفاقاتی در حال رخ دادن است:
خلاصهی داستان این است که گرچه دشمن در میدان نظامی آرامش را حفظ کرده است، اما در نبرد اقتصادی تمام قوتش را به کار گرفته است. تحریمها به شدت افزایش یافته و محاصره در سختترین دوران خود قرار دارد. با این حال، راهحلهای ما برای مقابله روزآمد شدهاند؛ هیچکس نمیتواند نبوغ و استعداد ایرانیها را در این بازی شطرنج نادیده بگیرد.
موضوع محوری در جلسه همین بود: کالاهای اساسی مردم باید به هر قیمتی تأمین گردد، حتی با وجود هزینههای سرسامآور. اما به هرحال، هزینههای بالای واردات تحت تحریم، به طور مستقیم بر زندگی مردم تأثیر میگذارد.
آیا میدانید؟ دشمن در نبرد نظامی شکست خورده است و حالا تمام فشارش را بر سر سفرههای ۹۰ میلیون ایرانی وارد کرده است. در واقع، پیچیدهترین جنگ در همین نقطه است. او مسیرهای واردات و تأمین ارز را مسدود کرده و در رسانههای خود به گرانیها معترض است! این بار دیگر جنگ دشمن با بمب و موشک نیست که صدای آن در فضا طنینانداز شود؛ هدف واقعی دشمن، فروپاشی ساختار زندگی مردم است.
امروز اما در چهره مدیران دولتی هیچ نشانی از ضعف وجود نداشت. به هیچ وجه کسی در آنجا نشسته نبود که تنها نقش یک «ضربهگیر» را ایفا کند یا فقط نقش مقاومت را بازی کند. تمامی اعضای حاضر، نسبت به ایجاد یک قدرت اقتصادی واقعی از دل این تحریمها متعهد بودند. آنها از امید بالایی برخوردار بودند و هیچکس به موفقیت ایران و شروع یک جهش اقتصادی شک نداشت. بله، تأکید میکنم: هیچکس نمیتواند در برابر شطرنجبازی و تدبیر ایرانیها ایستادگی کند!
اکنون، افسران این جنگ منحصر به مدیران نیستند؛ بلکه بازارها، اصناف، هلدینگهای بزرگ، کارگران و افراد عادی نیز در این راستا ایفای نقش میکنند.
برخی ممکن است بپرسند: «پس وضع دیپلماسی چه میشود؟» دیپلماسی نیز با تمام توان خود در حالت فعال باقی مانده است، اما پشتوانه واقعی صحبتهای دیپلماتهای ما در خارج، اقتدار و ثبات داخلی کشور است.
وقتی امروز به قیمت بنزین، ناترازی انرژی و فشار محاصره نگاه میکردم، به این نتیجه رسیدم که این نبرد دیگر تنها مربوط به چند وزیر و مسئول نیست. این بار، هر یک از ما ۹۰ میلیون ایرانی با رفتارهای خود، هم در مدیریت مصرف و هم در همکاری با دولت، به صفوف افسران این جنگ اقتصادی پیوستهایم.
دشمن فقط محله را تغییر داده، اما هدف اصلیاش همان است. اینبار پدافند ما «مدیریت مصرف» است؛ تمامی مردم هم در خط دفاع یا خط مقدم قرار دارند. کسی که به درستی مصرف کند در حال انجام کار پدافندی است. کسی هم که به خوبی عمل کند، تولید کند و موانع را برطرف نماید و به ایجاد اتحاد و انسجام بپردازد، خود از افسران محوری جنگ اقتصادی است.»
۲۹۲۲۱
نظرات کاربران