به نقل از ایرنا، ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) را نمی‌توان صرفاً به‌عنوان یک دگرگونی در ساختار سازمانی یا تغییرات داخلی در نهادهای نظامی تلقی کرد؛ آنچه در این تحولات از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، تلاش برای هم‌راستا کردن دو ظرفیت بارز در عرصه سیاست‌گذاری و هدایت عملیاتی می‌باشد. این دگرگونی وقتی به طور کامل محقق شود، می‌تواند با کاهش کارهای موازی، حذف برخی از روندهای تکراری، بهره‌گیری هم‌زمان از ظرفیت‌های ستادی و فضایی عملیاتی و افزون‌تر کردن هماهنگی میان رده‌های مختلف فرماندهی، فرآیند تصمیم‌گیری و اجرای آن را کوتاه‌تر و یکپارچه‌تر نماید.

در حکم جدید فرمانده کل قوا، علاوه بر تعیین رئیس جدید ستاد کل نیروهای مسلح، بر «تکمیل روند ادغام» این دو نهاد تأکید شده و تقویت آمادگی دفاعی و توانایی پاسخگویی سریع به تهدیدات متعارف و نوین، شناختی و ترکیبی به‌عنوان یکی از الزامات اصلی مطرح گردیده است.

تحول ساختاری به‌منظور پاسخگویی به چالش‌های نوین

یک ساختار سازمانی تنها زمانی می‌تواند کارآمد باشد که قادر باشد بر اساس ماموریت خود، اطلاعات را دریافت کند، آن را به تصمیماتی تبدیل کند و این تصمیمات را در کوتاه‌ترین زمان ممکن به اجرا درآورد. در قالب نظامی، اهمیت این موضوع چند برابر می‌شود؛ چراکه در شرایط بحرانی، میزان فاصله میان جمع‌آوری اطلاعات، تحلیل، اتخاذ تصمیم و اقدام، می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد.

از این رو، باید به اعتبار روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) فراتر از صرف عنوان «ادغام دو نهاد» نگاه کرد. این دو نهاد در طی دهه‌های گذشته، هرچند ارتباط نزدیکی با یکدیگر داشته‌اند، اما در دو سطح گوناگون از مأموریت‌های فرماندهی و هماهنگی وظایف خود را انجام می‌دادند. قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا به‌طور خاص با مأموریت فرماندهی و هماهنگی عملیات مشترک شناخته می‌شود، در حالی‌که ستاد کل نیروهای مسلح در سطح کلان به سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی، هماهنگی و سازماندهی نیروهای مسلح پرداخته است.

از این‌رو، هنگامی که این دو ظرفیت در یک ساختار واحد یکپارچه می‌شوند، مسأله اصلی در چگونگی پیوند بین تصمیمات راهبردی و اقدامات عملیاتی باید جست‌وجو شود. یکی از نتایج مثبت هر بازسازی سازمانی، شفاف‌سازی مرزهای مسئولیت‌ها و جلوگیری از انجام فعالیت‌های همپوشانی در سطوح مختلف است. در ساختارهایی با مأموریت‌های نزدیک یا مکمل، اگر سازوکار ارتباط بین آن‌ها طولانی یا چندلایه باشد، بخشی از انرژی سازمان به‌جای تصمیم‌گیری و اقدام، صرف هماهنگی خواهد شد.

پیوند ستاد کل و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) از این منظر این امکان را فراهم می‌آورد که ظرفیت‌های موجود در یک مسیر منسجم‌تر قرار گیرند. به عبارت دیگر، هدف از این تغییر ایجاد سازوکاری است که در آن اطلاعات، ارزیابی‌ها، تصمیم‌سازی، برنامه‌ریزی و فرماندهی عملیاتی با فاصله کمتری از یکدیگر عمل کنند.

البته این بدان معنا نیست که قبل از این، هماهنگی میان ستاد کل و قرارگاه خاتم‌الانبیا وجود نداشته است؛ بلکه اساساً این دو نهاد به‌منظور انجام مأموریت‌های مکمل ایجاد شده بودند و پیوندها و ارتباطات سازمانی و عملیاتی میان آن‌ها شکل‌گرفته است. موضوع جدید به سطح و نحوه یکپارچه‌سازی این ظرفیت‌ها برمی‌گردد.

در چنین وضعیتی، کاهش کارهای موازی بیش از آنکه به معنای حذف یک فعالیت یا مجموعه باشد، به جلوگیری از تکرار فرآیندها و کوتاه کردن مسیرهای ممکن در یک زنجیره فرماندهی منسجم اشاره دارد. نکته قابل توجه دیگر این است که ادغام نباید تنها به‌عنوان جمع‌آوری دو مجموعه تلقی گردد. ارزش اصلی چنین تغییراتی وقتی نمایان می‌شود که ظرفیت‌های هر دو بخش بتوانند به‌صورت هم‌افزا و در کنار یکدیگر، نتایج مؤثرتری تولید کنند.

ستاد کل از ظرفیت برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، سیاست‌گذاری و تحلیل بلادرنگ نیازهای نیروهای مسلح بهره‌مند است، در حالی‌که قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا تجربه‌ای در زمینه فرماندهی و هماهنگی عملیات مشترک دارد. نزدیک‌تر شدن این دو سطح می‌تواند باعث شود که تجربیات و داده‌های عملیاتی سریع‌تر وارد فرآیند تصمیم‌سازی شوند و برعکس، تصمیمات راهبردی نیز با سرعت بیشتری به مرحله اجرا برسند.

بنابراین، هم‌افزایی مورد انتظار از این ادغام، تنها در افزایش تعداد نیروها یا تجهیزات تجلی نمی‌یابد، بلکه در ترکیب ظرفیت‌های مکمل معنی پیدا می‌کند؛ به عبارت دیگر، تلفیق توان مدیریتی و عملیاتی در یک زنجیره واحد. این موضوع به‌ویژه در شرایطی اهمیت دارد که تهدیدات امنیتی و نظامی، دیگر به شکل واحد گذشته محدود نمی‌شوند و پاسخ به آن‌ها نیازمند هماهنگی میان حوزه‌های مختلف است.

جنگ‌های جدید، زمان تصمیم‌گیری را فشرده‌تر کرده‌اند

یکی از نکات کلیدی در حکم اخیر فرمانده کل قوا، تأکید بر فراهم‌سازی امکان پاسخگویی سریع و مؤثر به تهدیدات متنوع است؛ تهدیدهایی که در حکم با عناوین نظامی، شناختی و ترکیبی شناخته می‌شوند. این تأکید می‌تواند یکی از کلیدهای درک علت بازنگری در ساختار فرماندهی باشد.

در فضای امنیتی امروز، تهدید لزوماً با عملیات نظامی سنتی آغاز نمی‌شود. اطلاعات، جنگ الکترونیک، عملیات سایبری، استفاده از پهپادها، موشک‌ها، دست‌کاری‌های شناختی و ترکیبی از ابزارها هم‌زمان یا در فواصل کوتاهی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در چنین شرایطی، فرآیند تصمیم‌گیری نباید به رفت و آمدهای طولانی میان سطوح مختلف وابسته باشد. هرچه سرعت تغییرات افزایش یابد، ضرورت سرعت در گردش اطلاعات و تبدیل آن به تصمیم افزایش می‌یابد. از این منظر، یکپارچه‌سازی ظرفیت‌های ستادی و عملیاتی می‌تواند به مثابه تلاشی برای متناسب‌سازی ساختار فرماندهی با محیط جدید تهدید باشد؛ محیطی که در آن زمان، خود به عنصر تعیین‌کننده‌ای در قدرت دفاعی تبدیل شده است.

فاصله میان «تصمیم» و «اقدام» کاهش می‌یابد

در یک ساختار فرماندهی کارآمد، تصمیم راهبردی تنها زمانی ارزش عملیاتی پیدا می‌کند که فوراً به عمل تبدیل شود. هرچه این فاصله طولانی‌تر باشد، احتمال از دست دادن فرصت‌ها بیشتر می‌شود. بنابراین، یکی از نتایج بارز ادغام ستاد کل و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص)، کاهش فاصله میان سطح سیاست‌گذاری و سطح فرماندهی عملیاتی است. این افزون به‌معنای حذف تخصص‌های ستادی یا عملیاتی نیست؛ برعکس، در یک ساختار کارآمد باید هر دو ظرفیت حفظ شود، اما ارتباطات آن‌ها مستقیم‌تر و هماهنگ‌تر انجام شود. از این رو، هدف از یکپارچگی، هم‌سو کردن تخصص‌ها نیست، بلکه هماهنگ کردن ظرفیت‌های متفاوت در یک مسیر تصمیم‌گیری واحد است.

یکپارچگی فرماندهی، تنها یک دگرگونی اداری نیست

اهمیت روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) در این است که دو سطح مهم از فرماندهی را به یکدیگر متصل می‌کند؛ سطحی که مسئولیت شناخت، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی کلان را بر عهده دارد و سطحی که مسئولیت فرماندهی و هماهنگی عملیات مشترک را بر عهده می‌گیرد.

اگر این فرآیند به شکل کامل و دقیقی به مرحله اجرا درآید، می‌توان انتظار داشت که بخش اعظمی از ظرفیت‌هایی که پیش‌تر در دو نهاد مکمل اما جداگانه عمل می‌کردند، در یک زنجیره عمل به‌گونه‌ای هماهنگ‌تر به کار گرفته شوند؛ نتیجه‌ای که می‌تواند موجب کاهش کارهای موازی، جلوگیری از تکرار فرآیندها، افزایش هم‌افزایی، تبدیل سریع‌تر اطلاعات و در نهایت تسریع تصمیم‌گیری گردد. در حکم اخیر فرمانده کل قوا نیز بر تکمیل این روند به‌همراه افزایش آمادگی دفاعی و توان پاسخگویی به تهدیدات متعارف و نوین تأکید شده است.

به این ترتیب، آنچه در این تحول از اهمیت بسزایی برخوردار است، صرفاً یکپارچگی دو عنوان سازمانی نیست؛ بلکه دغدغه اصلی تغییر در رابطه بین سیاست‌گذاری، تصمیم‌سازی و فرماندهی عملیاتی است. اگر این تغییر پیشرفتی در مسیر انتقال اطلاعات تا تصمیم و از تصمیم تا اقدام ایجاد کند، ادغام ستاد کل و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا(ص) را می‌توان تلاشی در جهت افزایش چابکی و هماهنگی ساختار فرماندهی نیروهای مسلح در برابر محیط غیرهاب قابل پیش‌بینی تهدید شمرد؛ ساختاری که قصد دارد علاوه بر تأمین نیازهای کنونی، برای مقابله با تهدیدات پیچیده‌تر در آینده نیز آماده باشد.