پس از جنجالهای surrounding قرارداد یاسر آسانی با استقلال و مسائل مرتبط با فسخ این قرارداد، مدیر برنامه ایرانی ایشان، صحت نامه فسخ را رد کرده و اظهار داشت که سند منتشر شده با هوش مصنوعی تغییر داده شده و اثر امضای وکیل آسانی در آن وجود ندارد.
وی همچنین تأکید کرد که پیش از بازگشت آسانی به ایران، اخطاریه فسخ برای باشگاه استقلال ارسال شده بود، اما این باشگاه بابت پرداخت مطالبات متعهد شد و به همین خاطر بازیکن به ایران برگشت و هنوز به قرارداد قبلی خود پایبند است.
او همچنین خاطرنشان کرد که یاسر آسانی از باشگاه رقیب استقلال، یعنی پرسپولیس، پیشنهادی به ارزش تقریبی ۲ میلیون دلار در سال بهعلاوه آپشنها دریافت کرده است، ولی با وجود این پیشنهاد، تصمیم گرفتند تا به استقلال یاری برسانند و آسانی به ایران بازگشت.
اظهارات مدیر برنامه یاسر آسانی، سؤالی اساسی را در ذهن متبادر میکند: اگر یاسر آسانی در حین مذاکره با پرسپولیس هنوز به نحوی بازیکن قراردادی استقلال به حساب میآمد، او و نمایندگانش تحت چه مجوز و بر چه اساسی با باشگاه دیگری مذاکره کردهاند؟
مسئله اصلی را نمیتوان به طور همزمان از دو دیدگاه مخالف روایت کرد. از منظر حقوقی، حداقل دو فرض اصلی وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرند:
فرض اول: قرارداد آسانی با استقلال در زمان مذاکرات با پرسپولیس کماکان معتبر و لازمالاجرا بوده است.
در این صورت، پیش از هرگونه بحث دیگری، لازم است مشخص شود مذاکرات با پرسپولیس از چه تاریخی آغاز شده، چه دوستیها در این فرایند دخیل بوده و نخستین تماس، پیشنهاد یا مذاکره در چه زمانی صورت گرفته است.
اگر بازیکن در آن زمان هنوز قراردادی با استقلال داشت، تماس و مذاکره با باشگاه دیگر از منظر حقوقی ممکن است با چالشهایی روبرو شود.
بنابراین فقط مطرح کردن این موضوع که «آیا نامه فسخ تغییر یافته یا خیر» کافی نیست. این موضوع نیز یقینا اهمیت دارد، اما سؤال ابتدایی همچنان باقی است: آسانی، نمایندهاش و هر شخص دیگری که به نمایندگی از بازیکن عمل کرده است، در حالی که قرارداد استقلال معتبر بوده، بر چه اساسی با پرسپولیس به مذاکره پرداختهاند؟
فرض دوم: آسانی پیش از شروع مذاکرات، قرارداد خود با استقلال را بهطور یکطرفه فسخ کرده و بر این اساس خود را بازیکن آزاد میدانسته است.
این فرض میتواند به عنوان توجیهی برای مشروعیت مذاکرات با پرسپولیس مطرح شود. اما پذیرش چنین ادعایی به همراه خود اثرات حقوقی دیگر به ارمغان خواهد آورد که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
ایجنت نمیتواند برای توجیه مذاکرات با پرسپولیس ادعا کند که «قرارداد استقلال پیشتر خاتمه یافته و بازیکن آزاد است»، ولی در ادامه همان روابط قراردادی را بدون هیچ توضیح حقوقی صرفاً ادامه خودکار قرارداد قبلی بنامد.
چنانچه فسخ قبلی واقعی و مؤثر بوده و رابطه قراردادی را منقطع کرده باشد، باید روشن گردد که ادامه همکاری بعدی بین طرفین بر چه مبنای حقوقی صورت گرفته است: آیا توافق جدیدی وجود دارد؟ آیا طرفین بهطور صریح درباره احیای رابطه قراردادی توافق کردهاند؟ آیا توافقنامهای یا سند دیگری هست که آثار حقوقی فسخ را تغییر دهد؟
به زبان سادهتر، روایت مدیر برنامه آسانی باید بتواند یکی از این دو وضعیت را شفافسازی کند:
یا آسانی در هنگام مذاکره با پرسپولیس هنوز بازیکن استقلال بوده است؛ در این صورت باید درباره زمان، نحوه و مبنای تماس و مذاکره با آن باشگاه پاسخ داده شود.
یا این که قرارداد استقلال بهراستی پیش از آن فسخ شده و آسانی خود را بایستی بازیکن آزاد میدانسته است؛ در این صورت باید توضیح داده شود که رابطه قراردادی جدید او با استقلال بر اساس چه سند و سازوکار حقوقی شکل گرفته است.
نمیتوان برای مشروع جلوه دادن مذاکره با یک باشگاه به «پایان قرارداد» ارجاع کرد و در مواقعی که آثار حقوقی این پایان قرارداد مطلوب نبود، به «استمرار قرارداد قبلی» بازگشت. اعتبار هر یک از این روایتها در نهایت به مفاد اسناد و توالی دقیق وقایع وابسته است.
پرسپولیس؛ بهطور ناخواسته در یک اختلاف پیچیده قرار گرفته است
در این بین، وضعیت پرسپولیس از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر مشخص شود که این باشگاه بر مبنای اطلاعات نادرستی برای مذاکره اقدام کرده که بر اساس آن بازیکن آزاد معرفی شده، آنگاه باید میان رفتار باشگاه و اطلاعاتی که از سوی بازیکن، ایجنت یا واسطهها دریافت شده، تفکیک قائل شد.
اما اگر مدارک نشاندهنده آن باشد که مذاکرات در زمانی انجام شده که قرارداد استقلال هنوز فعال بوده، آنگاه مسئله از ابعاد حقوقی متفاوت و احتمالی جدیتری برخوردار خواهد شد و استقلال نیز بر اساس مدارک و اظهارات ایجنت میتواند اقدام به شکایت کند.
از سوی دیگر، اگر در نهایت مشخص شود که نام پرسپولیس بدون وجود مذاکره واقعی یا با ارایه اطلاعات نادرست، صرفاً بهعنوان ابزاری برای فشار در اختلاف میان آسانی و استقلال به کار رفته است، این باشگاه نیز میتواند بررسی کند که آیا از نظر حقوقی امکان اعتراض یا طرح دعوا نسبت به لطمه احتمالی به اعتبار و وجهه باشگاه وجود دارد یا خیر.
بنابراین، پرسپولیس در این پرونده ممکن است به عنوان طرف اصلی دعوی نباشد، بلکه باید روشن شود که چگونه، در چه زمانی و بر اساس اطلاعات چه افرادی مشخصی به این موضوع وارد شده است.
تلهای که ممکن است ابعاد تازهای به خود گیرد
اگر استراتژی اولیه این بوده که با استناد به فسخ یکطرفه، بازیکن بهعنوان بازیکن آزاد معرفی شود تا بنا به آن امکان مذاکره با باشگاهای دیگر فراهم شود، در حال حاضر همان ادعای فسخ میتواند سؤالات حقوقی تازهای ایجاد کند؛ زیرا هر ادعای حقوقی به تبعات حقوقی خود منجر میشود.
اگر فسخ معتبر باشد، باید نتایج آن پذیرفته شده و رابطه قراردادی پس از آن روشن گردد.
اگر فسخ نافذ نبوده، باید مشروعیت مذاکراتی که در دوره مورد بحث انجام شده، بررسی شود.
و اگر اساساً مذاکراتی با پرسپولیس وجود نداشته یا واقعیت آن با آنچه مطرح شده متفاوت باشد، در این صورت پرسش جدیدی به وجود خواهد آمد: با چه هدفی و در جهت چه مقصودی این ایجنت نام پرسپولیس را در این داستان مطرح کرده است؟
بیشتر بخوانید: خطر محرومیت از بیخ گوش آسانی و استقلال گذشت؟
نظرات کاربران