از سال ۱۹۹۹، برنامههای فضایی آمریکا دچار تحولات فراوانی شده است. پروژه X-37B، که در ابتدا بهوسیله ناسا راهاندازی شد، هماکنون یکی از رازآلودترین و جنجالیترین ابزارهای نیروی فضایی ایالات متحده محسوب میشود. این وسیله نقلیه رباتیک و بدون سرنشین، توانایی آزمایش ویژگیهای فضایی را در شرایط واقعی داراست و یافتههای خود را به زمین ارسال میکند.
تاریخچه X-37B: از ناسا تا نیروی فضایی
پروژه X-37 در سال ۱۹۹۹ توسط ناسا و شرکت بوئینگ فانتوم ورکس (Boeing Phantom Works) با هدف توسعه فناوری هواپیماهای فضایی قابل بازگشت به مدار آغاز شد. ناسا ۱۰۹ میلیون دلار از بودجه اولیه این پروژه را تامین کرده و ایده اصلی شامل حمل این وسیله در محفظه بار شاتل فضایی بود. با این حال، ناسا هرگز موفق به پرواز این هواپیما نشد.
در سال ۲۰۰۴، این پروژه به دارپا (DARPA) محول شد و تا سال ۲۰۰۶، آزمایشهای فرود با یک نمونه آزمایشی به پایان رسید. در نوامبر ۲۰۰۶، نیروی هوایی ایالات متحده خبر از توسعه نسخه مداری X-37B Orbital Test Vehicle داد. این برنامه بهصورت مخفی تحت نظر دفتر قابلیتهای سریع (Rapid Capabilities Office) مدیریت میشود و مرکز کنترل مأموریت آن در کلرادو واقع است. دو نمونه از این پرنده ساخته شده و از سال ۲۰۲۰ تحت مدیریت و عملیات نیروی فضایی ایالات متحده و واحد Space Delta 9 قرار دارند. در حالی که هزینه دقیق برنامه محرمانه است، براساس برآوردهای اولیه، هزینه عمومی در فاز ناسا به نیم میلیارد دلار و در فاز نظامی به بیش از یک میلیارد دلار تخمین زده میشود.
ویژگیها و مأموریتهای مشخص شده X-37B
فضاپیمای X-37B با طول ۹ متر، عرض بال ۴.۲ متر و ارتفاع ۲.۹ متر، در هنگام پرتاب حدود ۵۰۰۰ کیلوگرم وزن دارد و تقریباً یکچهارم طول شاتل فضایی را تشکیل میدهد. این هواپیما قادر است با موشکهای اطلس ۵، فالکون ۹ یا فالکون هوی به مدار برسد. پس از استقرار در مدار، پنلهای خورشیدی خود را باز کرده و در ارتفاعاتی بین ۲۴۰ تا ۸۰۰ کیلومتر پرواز میکند، درحالیکه قابلیت پرواز در ارتفاعات بالاتر نیز در دسترس است.
یک محفظه بار به ابعاد معادل یک قسمت بار کامیون پیکاپ، آزمایشهای مختلف را جابجا میکند؛ از سال ۲۰۲۰، یک ماژول خدمات اضافی نیز ظرفیت بار را افزایش داده است. مأموریت اعلام شده X-37B همچنان بدون تغییر باقی مانده و هدف آن کاهش ریسک و آزمایش به عنوان یک آزمایشگاه مداری قابل بازگشت است که حسگرها، مواد و فناوریها را در شرایط واقعی فضا آزمایش کرده و بهصورت منحصر به فردی از آنها به زمین بازمیگرداند. بدنه این هواپیما به طوری طراحی شده بود که بتواند به مدت تقریباً ۲۷۰ روز در هر مأموریت پرواز کند، رقمی که اکنون بیش از سه برابر شده است. جزئیات مربوط به بیشتر ماموریتها و محتوای محفظه بار، طبقهبندی شده باقی ماندهاند.
رکوردها و مأموریتهای اخیر X-37B
پروازهای X-37B رکوردهای زیادی را جابهجا کردهاند:
سه مأموریت ابتدایی در باند پایگاه واندنبرگ فرود آمدند و پروازهای بعدی در باند قدیمی شاتل در مرکز فضایی کندی انجام شد، جایی که بوئینگ عملیات نگهداری این وسایل نقلیه را در یک آشیانه تبدیل شده شاتل انجام میدهد. OTV-6، که در ماه مه ۲۰۲۰ پرتاب شد، ۹۰۸ روز (دو و نیم سال) در مدار باقی ماند و در نوامبر ۲۰۲۲ به زمین فرود آمد. این مأموریت همچنین شامل استفاده از ماژول خدمات، استقرار ماهواره کوچک فالکونست ۸ (FalconSat-8) و میزبانی از یک آزمایش آزمایشگاه تحقیقات نیروی دریایی برای تبدیل انرژی خورشیدی به مایکروویو بود که یک گام اولیه برای ارسال انرژی از فضا به زمین به حساب میآید.
در مجموع، دو نمونه X-37B بیش از ۴,۲۰۰ روز و بیش از ۲ میلیارد کیلومتر در مدار بوده و هر فرود بهطور خودکار انجام شده است.
آخرین پرواز، جذابترین بخش این برنامه است. OTV-7 در ۲۸ دسامبر ۲۰۲۳ (۷ دی ۱۴۰۲) با موشک فالکون هوی پرتاب شد و در مداری بیضوی و بالاتر از مدارهای قبلی قرار گرفت تا آزمایشهای مرتبط با قرار گرفتن در معرض تشعشعات و مطالعات بذر ناسا را اجرایی کند. در روند بازگشت، این فضاپیما برای نخستین بار عملیات آیروترمز را اجرا خواهد کرد که شامل ورود مکرر به جو فوقانی برای کاهش انرژی و تغییر مدار با حداقل مصرف سوخت است؛ این ویژگی برای هر فضاپیمایی که میخواهد بدون اطلاعرسانی موقعیت خود را تغییر دهد، اهمیت بالایی دارد.
- آمریکا به شرکتهای خصوصی مجوز حمله سایبری تهاجمی به هکرها را داد
- تراشه ساخت آمریکا در جدیدترین موشک روسیه کشف شد
- ادعای رویترز: چین از مدلهای هوش مصنوعی آمریکایی برای توسعه سامانههای نظامی خود استفاده کرده است
مأموریت OTV-7 در ۷ مارس ۲۰۲۵ (۱۷ اسفند ۱۴۰۳) پس از ۴۳۴ روز در واندنبرگ به پایان رسید. کمتر از شش ماه پس از آن، OTV-8، که همچنین به عنوان USSF-36 شناخته میشود، در ۲۱ اوت ۲۰۲۵ (۳۰ مرداد ۱۴۰۴) ساعت ۲۳:۵۰ با موشک فالکون ۹ از مجموعه پرتاب ۳۹A کندی به فضا پرتاب شد. اینبار نیروی فضایی بخشی از محموله را مشخص کرد: یکی شامل آزمایش ارتباطات لیزری با پهنای باند بالا با ماهوارههای تجاری و دیگری حسگر اینرسی کوانتومی با عملکرد بالا بود، که قادر به حس حرکت در سطح اتمی است. به گفته فرمانده Space Delta 9، «حسگر اینرسی کوانتومی قابلیتهای ناوبری قدرتمندی را در زمان عدم دسترسی به GPS فراهم میکند»، که شامل میدانهای جنگی تحت پارازیت و فضای میان ماه و زمین میشود. همچنین یک آزمایش ناسا شامل قرار دادن مواد بافته شده سپرهای حرارتی بادی در معرض خلاء طولانیمدت انجام خواهد شد. تا اواخر اوت ۲۰۲۶ (مرداد ۱۴۰۵)، یک سال پس از پرتاب OTV-8، این هواپیما همچنان در مدار قرار دارد و تاریخ فرود آن اعلام نشده است.
چرا روسیه و چین X-37B را به عنوان یک سلاح تلقی میکنند؟
بیش از یک دهه است که مقامات و رسانههای دولتی روسیه و چین بر این باورند که X-37B صرفاً یک آزمایشگاه نیست. یان نوویکوف، مدیرعامل غول پدافند هوایی روسیه، آلماز-آنتی، ادعا کرده است که این هواپیما قابلیت حمل کلاهکهای هستهای را دارد و این ادعا به عنوان منبع اصلی تیترهای «بمبافکن فضایی» مطرح شده است. محققان چینی نیز نسبت به پتانسیل نظامی این فضاپیما که ممکن است به یک مسابقه تسلیحاتی فضایی جدید منجر شود، هشدار دادهاند. پکن پاسخ این نگرانی را با ساخت هواپیمای فضایی شنلونگ داده است که در حال حاضر سه مأموریت چند ماهه را انجام داده و اشیای نامعلومی را در مدار رها کرده است. همچنین شایعاتی وجود دارد که دومی با نام تنگیون در حال ساخت است. پنتاگون نیز اشاره کرده که پرتاب OTV-7 و پرواز شنلونگ با فاصله زمانی چند هفتهای انجام شدهاند.
تحلیلگران به این نکته اشاره کردهاند که ادعای بمبافکن بودن X-37B اساساً نادرست است: محفظه بار آن بسیار کوچک بوده و یک بمبافکن هستهای مداری به نسبت موشکها و زیردریاییهای موجود آمریکا، کندتر، آسیبپذیرتر و بسیار پرهزینهتر خواهد بود. علاوه بر این، این عمل با خط مشی پیمان فضایی ۱۹۶۷ (Outer Space Treaty of 1967) که قرار دادن تسلیحات هستهای در مدار را ممنوع میکند، مغایرت دارد. خوشبختانه شاهد هیچ مدرکی از حمل سلاح توسط هیچ یک از X-37B ها نیستیم. اما فضاپیمایی که قادر به مانور در مدار برای مدت طولانی باشد و با استفاده از آیروترمز موقعیت خود را بهخفی تغییر دهد و به اجسام نزدیک شده و آنها را بررسی کند، بهخودیخود نشاندهنده دوکاربردی بودن آن است.
یک برنامهریز نظامی در مسکو یا پکن بیشک موظف است که بدترین سناریوها را در نظر بگیرد. در این سناریو، ابهام در واقع بهعنوان یک استراتژی عمل میکند: دشمنی که نمیتواند بهدقت بگوید این فضاپیما چه چیزی حمل میکند، مجبور است تمامی احتمالات را مدنظر داشته باشد، که این خود به گونهای از تهاجم، بازدارندگی را به طرز ارزانتری از هر سلاح معین فراهم میکند. در این حالت، سکانسی وجود دارد که با گذشت یک سال از OTV-8 در مدار، در اواخر اوت ۲۰۲۶ برقرار است: یک فضاپیمای آمریکایی در مداری با مأموریتی نامعلوم و یک برنامه فضاپیمای چینی به عنوان پاسخ، با دو محفظه بار در هر طرف که هیچکدام قادر به مشاهده محتویات یکدیگر نیستند.
نظرات کاربران