دولت و مردم باید بدانند که ورای خیلی از طرحهایی که ظاهرا برای اصلاح امور مطرح میشود، نوعی کسب رانت نهفته است و این از پیامدهای بزرگ بودن دخالت دولت در امور (نه بزرگ بودن در انجام وظایف پایهای دولت) است. به عنوان مثال، این طرح که به همه خانوارها سهمیه بنزین تعلق گیرد و بعد خانوارها به مبادله آن بپردازند،
در اصل با این نیت مطرح شده است که جمعی (احتمالا درگیر در مشاوره مرتبط با اصلاحات قیمت بنزین) یک شرکت تاسیس کنند و پلتفرم یا سکویی طراحی کنند یا شاید هم طراحی کردهاند که مبادله بنزین از طریق آن صورت گیرد و در نتیجه کارمزد و سود بدون زحمت فراوانی نصیب آنها شود.
لذا، یک اقتصادخوانده اصیل باید همچنان روی این موضوع تاکید کند که باید از ایجاد پیچیدگی حول موضوع توزیع بنزین پرهیز شود و بهتدریج از پیچیدگی حول موضوع توزیع بنزین کاسته شود. ایجاد اختلال جدید در موضوع توزیع بنزین به معنای بیفایده ساختن اصلاحات قیمتی و پرهزینهتر ساختن آن است.
اگر چنین است، باید چهکار کنیم؟ چهار سال قبل پیشنویس طرحی را برای مراکز تصمیمگیری فرستادم، بدون آنکه یک ریال گرفته باشم یا خواهان پول درآوردن از پیشنهاد طرح باشم. فقط آن را نوشتم به خاطر پرهیز از مصیبتی که اکنون اصلاح قیمت بنزین برای مردم به بار خواهد آورد و در آن زمان این را حدس زده بودم.
در جواب بنده گفتند خودمان طرحهای جدی در دست بررسی داریم و بهزودی انجام میشود! همچنان معتقدم آن پیشنویس با اندکی الحاقات کمدردسرترین است.
دولت باید قیمت بنزین را حول عددی که کموبیش در حال حاضر حساسیتی ایجاد نمیکند، شناور کند و بهآرامی آن عددی را که حول آن شناور است، افزایش دهد تا این موضوع جا بیفتد که قیمت بنزین مانند قیمت سایر کالاها هم متاثر از شرایط عرضه و تقاضا و هم متاثر از تورم عمومی دچار تغییر خواهد شد و دیگر نیاز نخواهد بود هر چند وقت یکبار کل نظام تصمیمگیری درگیر موضوعی پیشپاافتاده شود.
در عین حال، کاهش شدید قیمت نسبی بنزین بر اثر تورم میتواند به دولت این امکان را بدهد که سهمیه ۶۰لیتری را حذف کند و به سهمیه ۳۰۰۰تومانی کنونی اضافه کند و معادل مابهالتفات را به عنوان یارانه به حساب سرپرست خانوار واریز کند که پلتفرم آن هم موجود است.
برای بنزین پنجهزارتومانی نیز سهمیهای تعیین کند و برای کسانی که مصرف بالاتری دارند، سهمیه جدیدی با قیمت حدود ۱۰هزار تومان تعیین کند، بهگونهایکه حتی پرمصرفترین خانوارها نیز قادر به تامین بنزین باشند.
ترجیح آن است که دیگر جایگاهها کارت سوخت نداشته باشند و تمام مصرف بنزین از محل کارت خود شخص تامین شود که خود اسباب مفسده نباشد.
بهتدریج، قیمتهای شناورشده حول مقادیر اشارهشده فوق طوری تعدیل میشوند که اصطلاحا همگرا شوند و پس از یک دوره حدودا سهساله تبدیل به نرخ واحدی شوند که همچنان شناور است و با تورم پیوسته در حال تعدیل است. ممکن است طرح ساده به نظر برسد؛ اما احتمالا از طرحهای پیچیده دردسر کمتری دارد و رانت کمتری در آن نهفته است.
حتما جمعی خواهند گفت که کشورهای زیادی در مورد قیمت بنزین نوعی کنترل را اعمال میکنند. اول آنکه آن کشورها تورمهایی مشابه ما ایجاد نمیکنند و دوم اینکه انجام کار اشتباه توسط تعداد زیادی کشور به معنای درست بودن انجام آن نیست.
در عین حال، همانطور که گفته شد، دولت میتواند به عنوان اینکه همه خانوارها سهمی در ثروت ملی دارند، مبلغی را از محل تعدیل قیمت بنزین به حساب سرپرست خانوار واریز کند و البته با گذشت زمان، تورم آن مبلغ را مستهلک میکند.
در ادامه اگر دولتها دنبال خیر و صلاح مردم هستند اولا لطف کنند تورم ایجاد نکنند تا مشکل بنزین هم مطرح نشود و ثانیا درآمدهای حاصل از تعدیل قیمت بنزین را صرف آموزش و بهداشت عمومی و تدارک سایر کالاها و خدمات عمومی نمایند که مردم احساس کنند هزینهای که متحمل شدهاند، در حال برگشت به خود آنهاست .
نظرات کاربران