در روز چهارشنبه، جلسهای برای اعضای هیئترئیسه فدراسیون فوتبال با امیر قلعهنویی، سرمربی تیم ملی ایران در جام جهانی، برنامهریزی شده است. این جلسه به منظور شنیدن نظرات و برنامههای قلعهنویی اعلام شده، لیکن به نظر میرسد که این اقدام تنها جنبهای تشریفاتی دارد و پیشاپیش تصمیم به تمدید قرارداد قلعهنویی تا جام ملتهای آسیا اتخاذ گردیده است. در واقع، با وجود اینکه اعضای هیئترئیسه از یک سو تلاش میکنند تا خود را بیطرف نشان دهند و بهطور چشمبسته به تمدید قرارداد امیر رأی ندهند، در واقع چنین توافقی صورت گرفته و فقط شرایطی برای قلعهنویی در نظر گرفته شده که انتظار میرود آنها را بپذیرد.
بنابراین، بهطور کلی، جلسه روز چهارشنبه، در واقع فرصتی برای آگاهی از برنامههای امیر قلعهنویی نخواهد بود بلکه بیشتر به منزله مذاکره برای تمدید قراردادش تا پایان جام ملتها و یا حتی فراتر از آن به شمار میآید. با این حال، اگر چند نفر از اعضای هیئترئیسه بخواهند درخصوص شنیدن برنامههای قلعهنویی ایدههایی مطرح کنند، این اقدام چندان منطقی نخواهد بود؛ زیرا امیر چه برنامه جدید و تازهای دارد که بتواند آنها را متقاعد کند؟
کدام وعده به تحقق پیوسته است؟
امیر قلعهنویی به مدت ۴ سال است که در سمت سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران ایفای نقش میکند. در این سالها تیم ملی از نظر فنی هیچ پیشرفتی نداشته و روند نزولی آن به وضوح قابل مشاهده است. نکته عجیب این است که هیچ موهبت جدیدی معرفی نشده و میانگین سن بازیکنان تیم به حدی افزایش یافته که رکوردهای متعددی را نیز ثبت کردهاند. وعدههایی که در خصوص دستاوردهای مثبت برای کشور در نتیجه عملکرد خوب تیم ملی مطرح شد، هیچگاه به تحقق نرسیدهاند.
بنابراین، قلعهنویی نه تنها نتوانسته تیم ملی را به شکوفایی و عمل به رشد نزدیک کند، بلکه حتی دستاورد خاصی نیز از آن خود ندارد. در واقع، موفقیت او تنها کسب ۳ امتیاز در مرحله گروهی جام جهانی ۴۸ تیمی بوده است، در حالی که تیم ملی پیش از او در جام جهانی ۳۲ تیمی موفق به کسب ۴ امتیاز شده بود. از این نظر نیز قلعهنویی نمیتواند ادعایی داشته باشد. بهجز این، ممکن است وعدههای تکراری تنها محتوای برنامههای امیر را تشکیل دهند؛ برنامههایی که برای اجرایی شدنشان، هیچ گونه ضمانتی وجود ندارد.
فوتبال هجومی
شاید برخی از افراد فراموش کردهاند که قلعهنویی در گذشته منتقد شماره یک سرمربیان خارجی تیم ملی فوتبال ایران بوده است. او بر این باور بود که این مربیان هیچ شناختی از روح و فرهنگ فوتبال ایرانی ندارند. امیر بارها به سبک دفاعی آنها انتقاد کرد و زمانی که هدایت تیم ملی را به عهده گرفت، وعده ارائه بازی تماشاگرپسند با کنایه به کارلوس کیروش داد. با این حال، گذشت زمان نمایان کرد که قلعهنویی فقط در قالب وعدهای سخیف در خصوص بازی تماشاگرپسند وعده داده و بارها به آمار غیرقابل استفاده «ایکسجی» در تیم ملی اشاره نموده، ولی در عمل فوتبال تیم ملی تحت هدایت او جز در یک مورد استثنایی، هیچ جذابیتی نداشته است.
اصرار او به همکاری با دستیارانی که عملاً برای تیم ملی هیچ ارزش افزودهای نداشتهاند، یکی از دلایل این وضع است. با این حال، به نظر میرسد که قلعهنویی نیز به تدریج از رویکرد هجومی خود کنار رفته است. سوابق کاری او در جام جهانی نشاندهنده بازیهای محافظهکارانهای است که نتوانسته هیچ آوردهای برای تیم ملی به همراه داشته باشد. اکنون اگر امروز و فردا قلعهنویی وعدهای دیگر در خصوص بازی تماشاگرپسند دهد، هیچ تضمینی وجود ندارد که آن را محقق کند؛ زیرا اساساً او و دستیارانش به نظر میرسد که بر روی مفهوم خاصی از فوتبال تمرکز دارند که برای عامه مردم قابل درک نیست.
جوانگرایی
این موضوع چنان ملالآور شده که بهطور یقین کسی حتی اگر یک روز هم تجربه مدیریت ورزشی داشته باشد، به راحتی آن را نمیپذیرد. قلعهنویی از زمان تصدی سرمربیگری تیم ملی، قرار بود جوانگرایی را با رویکردی ملایم اجرا کند. این رویکرد به قدری کند پیش رفته که تیم ایران در زیر نظر او در جام جهانی ۲۰۲۶، لقب یکی از پیرترین تیمها را از آن خود کرده و مسنترین ترکیب تاریخ را به نمایش گذاشته است!
عجیبترین نکته این است که قلعهنویی و کادر فنیاش جوانگرایی را به بعد از جام ملتها موکول کردهاند، اما هر بار تأکید کردهاند که این مسئله با ریسک همراه است و بنابراین باید انجام آن به زمان دیگری موکول شود. نکتهای که بیش از همه عجیب است این است که یکی از دستیاران قلعهنویی به تازگی اظهار داشته که به دلیل زمان کم تا جام ملتهای ۲۰۲۷، این جوانگرایی باید به بعد از آن تاریخ منتقل گردد. این چرخه معیوب، یکی از همان وعدههای پوچی است که قلعهنویی به مدت نزدیک به ۴ سال ارائه داده است.
زمانی برای ایثار مجدد
برخی کلمات به قدری سنگین هستند که هنگام به کارگیری آنها باید احتیاط نمود؛ با این حال، با توجه به اینکه قلعهنویی اظهار داشته که «ایثار» کرده و قراردادی ریالی امضا نموده نه دلاری و پاداشش نیز به حسابش به صورت ریال واریز شده، به نظر میرسد که او برای تمدید قراردادش با تیم ملی ایران نیاز به ایثاری دیگر خواهد داشت؛ به ویژه با در نظر گرفتن اینکه او اعتقاد دارد که مبالغ هنگفتی به سرمربیان تیمهای لیگ برتری پرداخت میشود و حقش بیش از اینهاست. با این وجود، بدون درنظر گرفتن اینکه او هیچ دستاورد مشخصی برای تیم ملی به همراه نداشته، احتمالاً یکی از مواضع اصلی او در مذاکرات مجددش با فدراسیون همین موضوع خواهد بود. همچنین او میداند که به سادگی میتواند از تاج و گروهش مبلغ قابل توجهی تحت عنوان پاداش دریافت کند.
بنابراین، میتوان به سادگی پیشبینی کرد که برنامههای قلعهنویی برای تیم ملی در جلسه تمدید قرارداد شامل وعدههایی مانند فوتبال تماشاگرپسند، جوانگرایی و تغییر نسل خواهد بود؛ وعدههای جذابی که نیازی به ضمانت اجرایی ندارند.
نظرات کاربران