در روزهای اخیر، میدان ارزهای دیجیتال شاهد جهش قابل توجهی در قیمت بیت کوین بوده است. این ارز دیجیتال که در تاریخ ۲۵ مرداد به حدود ۶۲,۶۵۰ دلار کاهش یافته بود، در این هفته به مرز ۸۰,۰۰۰ دلار رسید و رشد ۲۷ درصدی را از پایین‌ترین سطح اخیر تجربه کرد. تحلیلگران بازار رمزارزها چندین عامل را به‌عنوان محرک این بازیابی قوی مطرح کرده‌اند.

عوامل مؤثر در صعود قیمت بیت کوین

یکی از علل اصلی این افزایش، بازگشت خوش‌بینی نسبت به قوانین مربوط به ارزهای دیجیتال در ایالات متحده، به‌ویژه قانون CLARITY است. این قانون می‌تواند به وضوح و ثبات بیشتری برای بازار کمک کند و به اعتماد سرمایه‌گذاران بیفزاید. همچنین، یک فشار فروش استقراضی به وقوع پیوست که سبب انحلال بیش از ۴ میلیارد دلار از موقعیت‌های فروش بیت کوین شد و به‌طور مستقیم به افزایش ناگهانی قیمت دامن زد.

حامیان بیت کوین همچنین بر این نکته تأکید دارند که ریسک‌های ناشی از یک نظام مالی جهانی که به شدت به پوند و زیربنای مالی یک کشور اتکا دارد، بیش از پیش نمایان شده است. ایالات متحده به شدت در کنترل عرضه دلار و دسترسی به سیستم مالی مبتنی بر آن تأثیرگذار است. این وضعیت که به‌عنوان «امتیاز گزاف» شناخته می‌شود، به آمریکا این امکان را می‌دهد تا با ارز خود تأمین مالی کند، در حالی که دیگر کشورها برای شرکت در تجارت بین‌المللی نیازمند دستیابی به دلار هستند. به همین دلیل، اعتقاد بر این است که افزایش قیمت بیت کوین به‌طور همزمان با آشکار شدن نواقص این ساختار مالی متمرکز تصادفی نبوده است.

خرید اوراق قرضه خزانه‌داری و نظارت بر تحریم‌ها

یکی از نمونه‌های بارز، اعلامیه اخیر وزارت خزانه‌داری ایالات متحده در خصوص دو برابر کردن حداقل حجم خرید اوراق قرضه بلندمدت دولتی است. از ۱۸ شهریور، خزانه‌داری برنامه دارد حداکثر میزان خرید فردی را از ۲ میلیارد دلار به حداقل ۴ میلیارد دلار افزایش دهد. هدف این است که نقدینگی بیشتری برای بخش‌هایی از بازار خزانه‌داری که کم رونق شده‌اند، تأمین شود. این اقدام در شرایطی انجام می‌شود که دولت فدرال بیش از ۴۰ تریلیون دلار بدهی دارد.

اگرچه این نوع بازخریدها دقیقاً هم‌عرض چاپ پول توسط فدرال رزرو نیستند، اما خزانه‌داری می‌تواند از دارایی‌های موجود در حساب‌های خود و از طریق انتشار اوراق کوتاه‌مدت برای تأمین مالی این خریدها استفاده کند. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، اعلام کرد که خزانه‌داری می‌تواند از حساب عمومی ۱ تریلیون دلاری خود برای تأمین مالی این بازخریدها بهره‌برداری کند و نیازی به افزایش بدهی کوتاه‌مدت احساس نمی‌کند. برخی سرمایه‌گذاران این رویکرد را نشانه‌ای از تمایل فزاینده واشنگتن به مداخله در بازار اوراق قرضه می‌دانند، به‌ویژه زمانی که افزایش بازدهی به سایر زمینه‌های اقتصادی آسیب می‌زند. این نگرش به نگرانی‌ها در مورد کاهش ارزش دلار افزوده و سرمایه‌گذاران را به سمت دارایی‌های کمیاب نظیر طلا و بیت کوین سوق داده است.

لازم به ذکر است که هیچ ارز قابل مشاهده‌ای برای جایگزینی دلار در افق نیست، چراکه شرایط مالی آمریکا به نظر دشوار است. کشورهای بزرگ دیگر همچون اروپا، ژاپن و بریتانیا نیز با چالش‌های بدهی و مسائل مالی خود روبرو هستند. در این بین، بیت کوین به‌عنوان یک گزینه جایگزین مطرح می‌شود، زیرا قوانین پولی آن در زمان ایجاد شبکه در سال ۲۰۰۹ «برای همیشه تثبیت شده‌اند». این ساختار پولی از پیش تعیین شده یکی از دلایل مقایسه مکرر بیت کوین با طلا است. هر دو به‌عنوان دارایی‌های محدود در نظر گرفته می‌شوند که مقدار آنها نمی‌تواند به‌سادگی با تصمیمات دولت افزایش یابد. این مقایسه به‌ویژه در این ماه بارز شده است، به‌طوری‌که طلا نیز در حین ماه مرداد حدود ۱۴ درصد افزایش یافته است.

بخش دیگری از این داستان، پدیده سانسور مالی است. پیش‌تر، بسنت از گسترش فشارهای اقتصادی ایالات متحده بر ایران گزارش داد و خاطرنشان کرد که نهادهایی که به پولشویی یا دیگر فعالیت‌های اقتصادی مرتبط با رژیم ایران کمک می‌کنند، ممکن است از سیستم مالی دلاری آمریکا خارج شوند. کمپین جدید خزانه‌داری شامل ریسک‌های تحریم‌های ثانویه‌ای می‌شود که دارایی‌های دیجیتال، فناوری، طلا، هوانوردی و حمل و نقل را تحت پوشش قرار می‌دهد.

ایالات متحده برای اجرای محدودیت‌های خود نیازی به مصادره فیزیکی هر دلاری که توسط فرد تحریم شده نگهداری می‌شود، ندارد. دفتر کنترل دارایی‌های خارجی (OFAC) لیست‌های تحریمی را تنظیم می‌کند که بانک‌ها و موسسات مالی به‌منظور شناسایی طرف‌های تحت تحریم از آنها استفاده می‌کنند. همچنین، بانک‌های خارجی ممکن است دسترسی خود را به خدمات بانکی کارگزاری ایالات متحده از دست بدهند که جزئی جدایی‌ناپذیر از زیرساخت‌های لازم برای تسویه معاملات دلاری در سطح جهانی است. این نقطه قوت در نظام مالی جهانی است که شبکه بیت کوین با هدف حفظ استقلال از آن طراحی شده است. در لایه‌ی بنیادین بلاک چین، یک کاربر بیت کوین قادر است یک تراکنش معتبر را بدون نیاز به موافقت بانک، دولت یا پردازشگر پرداخت به شبکه ارسال کند. هیچ مؤسسه مرکزی یا دولتی برای بیت کوین وجود ندارد که بتواند آدرس خاصی را در فهرست سیاه خود قرار دهد و از شناسایی یک تراکنش معتبر در بقیه شبکه جلوگیری کند.

بدیهی است که هنگامی که افراد از خدمات متولی استفاده می‌کنند، این تمایز به اندازه کافی واضح نیست. اگر بیت کوین در یک صرافی یا دیگر خدمات مالی متمرکز ذخیره شود، آن شرکت ممکن است مانند یک بانک حساب مشتری را مسدود کند. این مشکل بنیادی همچنین شامل استیبل کوین‌ها می‌شود که به یک نیروی کلیدی و متمرکزی در اکوسیستم گسترده‌تر ارزهای دیجیتال تبدیل شده‌اند. به‌طور مثال، در فروردین، شرکت ناشر استیبل کوین تتر، حدود ۳۴۴ میلیون دلار USDT را در دو کیف پول مسدود کرد، پس از اینکه مقامات آمریکایی ارتباطاتی را با فعالیت‌های ایران شناسایی کردند. از جهات مختلف، ظهور استیبل کوین‌ها را می‌توان راهی برای حفظ کنترل ایالات متحده بر نظام مالی جهانی تلقی کرد. بیت کوین به‌طور تاریخی در زمانی که ارزشی که به‌عنوان پیشنهاد اولیه‌اش به دنیای واقعی منتقل می‌شود، عملکرد خوبی را نشان داده است.

بحران بانکی قبرس در سال ۲۰۱۳ یک نمونه کلاسیک دیگر به شمار می‌آید. در چارچوب طرح نجات کشور، سپرده‌های بیمه‌نشده بالای ۱۰۰,۰۰۰ یورو مسدود و برای بازسازی بانک‌ها استفاده شدند. از تاریخ ۲۵ اسفند تا ۸ فروردین، قیمت بیت کوین ۸۷ درصد افزایش یافت، چرا که نگرانی‌های مرتبط با امنیت سپرده‌های بانکی متعارف در اروپا گسترش یافت. زمانی که دولت‌ها و موسسات مالی نشان می‌دهند که تا چه اندازه بر پول‌های رایج خود تسلط دارند، درک دلایل تأسیس بیت کوین آسان‌تر می‌شود.

بیت کوین